درک بهتر از هزینه سرمایه

ساخت وبلاگ

I. اهداف

  • تعیین هزینه سرمایه
  • مفاهیم هزینه بدهی و هزینه عدالت (سرمایه گذاری سرمایه)
  • محاسبه بازده مورد انتظار
  • مبانی ساختار سرمایه
  • با استفاده از قضیه Modigliani-Miller برای تعیین ارزش و هزینه سرمایه شرکت

هزینه سرمایه هزینه صندوق های بدهی و سهام یک شرکت یا نرخ بازده مورد نیاز در سبد اوراق بهادار موجود شرکت است. از آن برای ارزیابی و تصمیم گیری در مورد پروژه های جدید و همچنین حداقل سرمایه گذاران بازده انتظار از سرمایه سرمایه گذاری شده استفاده می شود.

هزینه سرمایه با محاسبه هزینه های منابع مختلف تأمین مالی و وزن گیری متناسب با آنها ، به تعادل ، به استفاده تعیین شده آنها در ساختار سرمایه تعیین می شود. حداکثر رساندن ارزش بنگاه ، ضمن به حداقل رساندن هزینه سرمایه ، مهم است. هزینه هر یک از مؤلفه های ساختار سرمایه نزدیک به ارزیابی آن منبع است.

هزینه سرمایه ممکن است با استفاده از بدهی ، عدالت و فرمول های متوسط وزنی محاسبه شود و در تصمیم گیری در مورد بودجه بندی سرمایه مفید است. اگر نرخ بازده آن کمتر از هزینه سرمایه باشد ، یک پیشنهاد پذیرفته نمی شود. عملکرد مالی و پذیرش سرمایه گذاری ممکن است از تجزیه و تحلیل جریان نقدی با تخفیف تعیین شود.

بدهی و سهام ترجیحی ریسک ذاتی را دارند. هزینه به طور مستقیم با عملکرد فعلی مرتبط است و بدهی پایین تر تنظیم می شود تا منعکس کننده سود کسر مالیات باشد. هزینه درآمد حفظ شده سهام مشترک ، سود سهام فعلی به علاوه نرخ رشد پیش بینی شده آینده است. برای تعیین هزینه سهام مشترک جدید ، به طور معمول در محاسبه انجام می شود.

عناصر ساختار سرمایه برای به دست آوردن حداقل هزینه کلی وزن دارند. بدهی (وام گرفتن) ممکن است کمترین راه حل به نظر برسد. با این حال ، احتیاط توصیه می شود ، زیرا بدهی بیش از حد خطر بیشتری را ایجاد می کند ، که به نوبه خود هزینه های کلیه منابع تأمین مالی را افزایش می دهد. مؤلفه بدهی که منجر به کمترین هزینه کلی سرمایه می شود ، ارجح است. سپس می توان از میانگین وزنی سرمایه به عنوان نرخ تخفیف برای برآورد ارزش فعلی جریان های آینده استفاده کرد. همچنین به اطمینان حاصل می کند که شرکت حداقل هزینه تأمین مالی را بدست می آورد.

نرخ فعلی درآمدهای این شرکت زمانی کمتر است که هزینه سرمایه زیاد باشد ، این نشان می دهد که خطر بیشتری وجود دارد و ساختار سرمایه متعادل نیست. سرمایه گذاران می توانند در چنین مواردی نرخ بازده بالاتری را انتظار داشته باشند.

هزینه نهایی سرمایه، سرمایه جذب شده در یک دوره معین است. هزینه نهایی سرمایه با افزایش مقدار سرمایه افزایش می یابد.

هزینه نهایی سرمایه به عنوان «آخرین دلار سرمایه جذب شده» در نظر گرفته و محاسبه می شود. به این معنا که با اتمام آخرین سود انباشته (صاحب صاحبان سهام)، هزینه تامین مالی بالا می رود. سهام عادی جدید با هزینه بالاتر، با استفاده از نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام مناسب، جایگزین سود انباشته می شود تا مطلوب ترین ساختار سرمایه را حفظ کند.

شرکت ها معمولاً از منابع بدهی یا حقوق صاحبان سهام برای گسترش شرکت استفاده می کنند.

بدهی پول قرض شده ای است که باید با بهره بازپرداخت شود.

حقوق صاحبان سهام پولی است که از طریق اختیار خرید سهام یا سایر منافع در شرکت به دست آمده است.

هزینه منابع سرمایه متفاوت است و به سابقه عملیاتی خاص شرکت، سودآوری، ریسک اعتباری و غیره بستگی دارد. شرکت های جدید با سابقه عملیاتی محدود هزینه های سرمایه بالاتری را تجربه خواهند کرد، زیرا سرمایه گذاران حق بیمه ریسک بالاتری را طلب خواهند کرد.

هزینه بدهی

هزینه بدهی بهره پرداختی به مبلغ قرض شده است. این نرخ بهره اوراق قرضه بدون ریسک است که مدت زمان آن با ساختار مدت بدهی شرکت به اضافه حق بیمه پیش فرض یکسان است - و حق بیمه و ریسک نکول با افزایش بدهی افزایش می یابد.

مزایای

افزایش سرمایه بدهی نسبت به افزایش سرمایه (صاحب سهام) از سهامداران پیچیده تر است. هیچ الزامی برای رعایت قوانین و مقررات اوراق بهادار ایالتی یا فدرال وجود ندارد. همچنین شرکت نیازی به توافق سهامداران قبل از اقدام ندارد، یا لازم است که به طور دوره ای سرمایه گذاران و سهامداران را در مورد وضعیت بدهی به روز کند. مزایای اضافی تامین مالی بدهی شامل موارد زیر است:

مالیات کارآمدتر از تامین مالی سهام،

o هزینه بدهی یک هزینه پس از مالیات (برابر با هزینه حقوق صاحبان سهام) است.

o هزینه بهره (بدهی) قابل کسر است.

o سود سهام عادی باید با دلار پس از کسر مالیات پرداخت شود.

وام دهندگان هیچ ادعایی نسبت به سهام در شرکت ندارند.

وام دهندگان فقط حق بازپرداخت اصل توافق شده به اضافه بهره را دارند.

بهره مالکیت با بدهی کاهش نمی یابد.

سود نهایی بزرگ تری نسبت به فروش سهام برای تامین مالی رشد محقق می شود

بازپرداخت های اصلی و بهره ساختاری هستند (به جز نرخ های متغیر)، و ممکن است برای آن برنامه ریزی و پیش بینی شود.

معایب

بیش از حد بدهی منجر به اهرم بالا می شود که به نوبه خود منجر به نرخ های بهره وام دهنده بالاتری می شود که برای جبران ریسک نکول بالاتر ضروری است.

نرخ مالیات با تخفیف

برای شرکت های سودآور ، بدهی با نرخ مالیات تخفیف می یابد. از آنجا که هزینه بهره کسر مالیات است ، هزینه پس از مالیات بدهی به این صورت محاسبه می شود:

بازده بلوغ = بدهی x (1 - T)

t = نرخ مالیات حاشیه ای شرکت

بدهی x = نرخ بدون ریسک

هزینه عدالت

هزینه سهام عدالت از سهامداران جمع آوری شده توسط:

1. صدور سهام بیشتر به سهامداران ، یا

2. صدور سهام به سهامداران جدید ، و سود سهام (بهره) پرداخت شده هزینه حقوق صاحبان سهام است.

نرخ بازدهی که سرمایه گذاران سهام عدالت به آن نیاز دارند به همان اندازه که بازده بدهی توسط وام دهندگان تعریف نشده است ، به طور مرتب تعریف نشده است. هزینه سهام با مقایسه سرمایه گذاری خاص با سایر سرمایه گذاری های دارای پروفایل ریسک مشابه تقریب می یابد. جریان سود سهام آینده بر اساس تاریخ سود سهام شرکت و نرخ رشد فرض شده تخمین زده می شود. نرخ سرمایه محاسبه شده بازار معادل قیمت فعلی بازار است. تخمین زده می شود "ظرفیت پرداخت سود سهام" ، که سود سود سهام را توزیع نمی کند ، از میانگین جریان نقدی و درآمد خالص است که با سود سهام مقایسه می شود که یک شرکت مشابه دیگر توزیع می کند.

هزینه سهام با استفاده از مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه (CAPM) تقریبی است. به طور معمول با استفاده از بازده سهام مشترک به مرور زمان ، CAPM با بازگرداندن ریسک دارایی های انفرادی به بازده بازار ، و فقط در بازار تعادل فعالیت می کند. قیمت سهام و شاخص های بازار به راحتی در دسترس و با قیمت کارآمد هستند.

CAPM نمایانگر "رابطه خطی بین بازده سهام فردی و بازده بورس سهام با گذشت زمان است."با استفاده از کمترین فرمول رگرسیون مربع:

Kj= بازده سهام مشترک

؟= "آلفا" ، رهگیری در محور y (نرخ بازده بدون ریسک انتظار می رود)

؟= "بتا" ، کارآیی (حساسیت به حرکت بازار)

Km= بازده بازار سهام (به طور معمول شاخص S& P 500)

شاید یک نسخه ساده تر از CAPM نیز به این صورت بیان شود:

Es= بازده مورد انتظار امنیت

Rf= نرخ بازده عاری از ریسک در بازار مربوطه

?s= حساسیت به خطر بازار برای امنیت خاص

Rm= بازده تاریخی بازار سهام

(Rm Rf) = حق بیمه خطر دارایی های بازار بیش از دارایی های بدون ریسک.

بازده مورد انتظار مبلغ پیش بینی شده ای است که از سرمایه گذاری که نرخ بازده آن شناخته شده است ، بدست می آید. از فرمول بازده مورد انتظار برای تعیین تا حد امکان استفاده می شود ، اگر یک سرمایه گذاری نتیجه خالص مثبت یا منفی ایجاد کند. احتمال بازگشت نیز باید هنگام ارزیابی خطر مرتبط در نظر گرفته شود.

بازگشت محاسبه شده

بازده پیش بینی شده = بازده بدون ریسک + حساسیت امنیت به ریسک بازار x حق بیمه خطر بازار

بازده سهام عدالت (ROE) عملکرد یک شرکت را تجزیه و تحلیل می کند. این درآمد خالص به عنوان درصدی از سهام سهامداران بازپرداخت شده است و سودآوری را با توجه به میزان سود با پول سرمایه گذاری شده سهامداران اندازه گیری می کند.

درآمد خالص برای سال مالی کامل است. این درآمد است - پس از پرداخت سود سهام به دارندگان سهام ترجیحی - اما قبل از پرداخت سود سهام به دارندگان سهام مشترک.

سهام سهامدار شامل سهام ترجیحی نیست.

محاسبه بازده مورد انتظار اوراق قرضه

اوراق قرضه به طور معمول جریان معقول و منطقی از درآمد را برای سرمایه گذاری بلند مدت فراهم می کند. سهام بی ثبات تر است ، در حالی که اوراق قرضه نرخ بهره تضمینی دارند. در زیر مراحل محاسبه بازده مورد انتظار در اوراق قرضه است.

1. تعیین کننده اوراق بهادار (قیمت مسئله واقعی).

2. قیمت پرداخت شده برای اوراق بهادار به طور کلی قیمت اوراق قرضه نیست. در عوض ، قیمت به نرخ بهره فعلی و بازار اوراق قرضه بستگی دارد.

3. نرخ بهره کاربردی را تعیین کنید.

هزینه متوسط هزینه سرمایه (WACC) نیز هزینه سرمایه شرکت است. WACC حداقل بازدهی است که شرکت باید در یک دارایی موجود کسب کند تا هر کسی را که سرمایه این شرکت را فراهم می کند ، مانند وام دهندگان ، طلبکاران ، صاحبان ، سرمایه گذاران و سایرین ، برآورده کند. این شرکت یک ساختار سرمایه هدف را پیشنهاد کرد ، که به عنوان بدهی ترکیبی تعریف شده است ، سهام ترجیحی و مشترکی که قیمت سهام را به حداکثر می رساند.

بنگاهها سرمایه را از سهام مشترک و ترجیحی ، بدهی مستقیم ، قابل تبدیل و قابل تعویض ، گزینه ها ، یارانه های دولت و منابع دیگر جمع می کنند. اوراق بهادار مختلف ، تأمین مالی از منابع مختلف ، بازده های مختلفی ایجاد می کند.

WACC با استفاده از وزن نسبی هر مؤلفه ساختار سرمایه محاسبه می شود. WACC با افزایش بتا (حساسیت به حرکت بازار) و افزایش بازده سهام افزایش می یابد.

به طور قطعی ، فرمول WACC هزینه هر یک از مؤلفه های سرمایه است که وزن متناسب آن است.

RE = هزینه عدالت

rd = هزینه بدهی

E = ارزش بازار (از حقوق صاحبان سهام)

D = ارزش بازار (بدهی)

تلویزیون = e + de/v = درصد تأمین اعتبار سهام

d/v = درصد بودجه که بدهی است

TC = نرخ مالیات شرکت

اگر شرکت فقط با استفاده از ارزش های بازار سهام و بدهی تأمین شود ، متوسط هزینه سرمایه:

E = سهام کل سهامدار

ke = هزینه عدالت

kd = هزینه بدهی

توجه: تخفیف جریان نقدی در WACC برای تعیین ارزش خالص فعلی (NPV) یک پروژه بسیار معمول است.

NPV = ارزش فعلی (PV) جریان نقدی تخفیف در WACC

ساختار سرمایه مالی یک شرکت با نحوه تأمین مالی دارایی های خود با استفاده از بدهی ، عدالت یا سایر اوراق بهادار ترکیبی تعیین می شود.

ساختار سرمایه اساساً از بدهی های بلند مدت ، سهام ترجیحی و مشترک و درآمد حفظ شده تشکیل شده است. برای اطمینان از ثبات مالی باید عدالت کافی وجود داشته باشد. بدهی به طور معمول برای کاهش بازده سرمایه گذاری ها ، ضمن افزایش بازده به سهامداران ، اعمال می شود.

ارزش ساختار سرمایه (که در ترازنامه نشان داده شده است) شامل سرمایه ای است که به عنوان سود حاصل از فروش سهام گزارش شده است. بدهی های بلند مدت ارزش فعلی جریان های نقدی مورد انتظار است. بدهی های فعلی ارزش های غیر قابل تنظیم پول است. درآمد حفظ شده خلاصه تمام اقدامات درآمد ارزیابی.

سرمایه گذاری سهام عدالت بودجه دائمی است که بیشترین خطر را به همراه دارد. حقوق صاحبان سهام از شرکت از غیر منتظره محافظت می کند و حاشیه ایمنی خاصی را برای سرمایه گذاران بدهی نشان می دهد.

بدهی بلند مدت سرمایه گذاری شده بدهی پیمانکاری قابل پرداخت در زمان های مشخص ، در مبالغ مشخص است ، که اجازه می دهد ROI کسر مالیات. بدهی کوتاه مدت متعهد به دلیل عملیات روزانه عادی است. آنها ممکن است با پول نقد انحلال شوند و در هر تجزیه و تحلیل ساختار سرمایه گنجانده شده اند.

ساختار سرمایه یک شرکت بر ریسک اعتباری تأثیر می گذارد. یک شرکت با ساختار سرمایه محافظه کارانه یک ریسک اعتباری کم است ، زیرا دارای حداقل بدهی ، تعهدات کم هزینه کم و احتمال کم پیش فرض است.

قضیه Modigliani-Miller (M& M) فرض می کند که ارزش بنگاه و هزینه سرمایه آن مستقل از وسایل تأمین مالی است. اساساً این بدان معنی است که ارزش بنگاه و هزینه سرمایه آن تحت تأثیر ساختار سرمایه شرکت قرار نمی گیرد.

قضیه M& M در ابتدا ارزش شرکت را به این صورت تصریح می کند:

EBIT = درآمد قبل از بهره و مالیات

Ka= هزینه سرمایه

Keu= هزینه سهام برای یک شرکت با بدهی صفر

هنگامی که شرکت در ساختار سرمایه خود بدهی را شامل می شود ، هزینه حقوق صاحبان سهام توسط حق بیمه ریسک مورد نیاز برای جبران ریسک مرتبط با بدهی افزایش می یابد.

KeL= هزینه سهام برای یک شرکت با بدهی

من = بهره بدهی

د = میزان تأمین اعتبار بدهی

S = مقدار تأمین اعتبار سهام (سهام)

عامل مهم این است که ، هنگامی که حق بیمه خطر همراه با هزینه تأمین اعتبار سهام وجود دارد ، اهرم درگیر است. هزینه سرمایه را نمی توان کاهش داد ، و همچنین ارزیابی شرکت افزایش نمی یابد ، به این دلیل که هرگونه مزایایی از بدهی ارزان تر با افزایش هزینه تأمین اعتبار سهام جبران می شود ، به عنوان: KeL = Keu+ حق بیمه خطر.

علاوه بر این ، اگر یک شرکت اهرم ارزش خود را نسبت به یک شرکت رقیب که از آن استفاده نمی کند افزایش دهد ، هنگامی که هر دو شرکت عملکردهای عملیاتی برابر را نشان می دهند ، سرمایه گذاران تمایل دارند شرکت با ارزش گران قیمت را بفروشند و به طور مستقل وام بگیرند ، و سپس خرید ، کم ارزش و بی نظیر شرکت بی نظیر شرکت کنند. موجودی. نتیجه این است که ارزش یک شرکت و هزینه سرمایه آن به هیچ وجه تحت تأثیر ساختار سرمایه شرکت قرار نمی گیرد.

اخبار رمز ارزها...
ما را در سایت اخبار رمز ارزها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : منیژه سلیمی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 12 خرداد 1402 ساعت: 13:52