2. رشد پدیده چین و هند

ساخت وبلاگ

از میان بسیاری از موفقیت ها در زمان های اخیر ، دو مورد برجسته: چین و هند. این دو کشور از نظر غول های اقتصادی اندازه خود هستند و در حالی که با نرخ های مشاهده شده در سالهای اخیر (دهه ها در مورد چین) رشد می کنند ، بدیهی است که تحول آنها اثرات عمیقی خواهد داشت ، نه فقط در داخل بلکه برای سایر نقاط جهانبشرچنین اثرات ، در حال حاضر شواهد ، ترکیبی از فرصت های جدید بازار ناشی از افزایش قدرت خرید و رقابت بیشتر این اقتصادهای بزرگ به عنوان تولید کننده محصولات منتخب است. ارزیابی تأثیر احتمالی به منظور ایجاد سیاست ها و استراتژی هایی که پیش بینی تغییرات را انجام می دهند ، مهم است که به بهترین وجه در فرصت های نوظهور سرمایه گذاری کند ، ضمن اینکه هرگونه ناهنجاری را در زیر بخش هایی که نمی توانند چالش ها را برآورده کنند ، کاهش می دهد.

اخیراً درباره چین و هند چیزهای زیادی نوشته شده است. دو کشور رشد بسیار سریع را تجربه کرده اند که منجر به دستاوردهای قابل توجه ، به ویژه کاهش فقر شده است. آنها همچنین مشکلات مشترک مرتبط با رشد سریع مانند گسترش شکاف درآمد روستایی و شهری و تخریب محیط زیست را به اشتراک می گذارند. افزایش درآمد باعث ایجاد انگیزه برای تغییر ساختاری در بخش های کشاورزی و مواد غذایی می شود زیرا الگوهای تقاضا و مصرف تغییر می کند. همزمان تأثیر آن بر تجارت ، تجارت و سرمایه گذاری گسترش می یابد. هر دو چین و هند رشد چشمگیر در کشاورزی ، یک انقلاب سبز و به دنبال آن رشد سریع صنعتی و کاهش شدید فقر نسبی را تجربه کرده اند. اما پیش شرط ها و نیروهای محرک پشت رشد در هر دو مورد بسیار متفاوت بودند. در این زیر بخش ما به طور جداگانه برای هر کشور بحث می کنیم ، سیاست و تغییرات نهادی که منجر به این تحولات شده است. سپس ما چین و هند را از نظر چشم انداز رشد آینده مقایسه و تضاد می کنیم ، تأثیر احتمالی این رشد بر اقتصاد داخلی آنها و تأثیر بر سایر کشورهای آسیا و اقیانوسیه. ما چالش هایی را که هر دو کشور در حفظ توسعه کشاورزی و اقتصادی با آن روبرو هستند و اهداف توسعه هزاره (MDG) را برآورده می کنیم ، شناسایی می کنیم. سرانجام ، ما درسهای آموخته شده را برجسته می کنیم.

واضح است که افزایش درآمد در این کشورها همچنان به ایجاد فشار برای اصلاح ساختاری در بخش های کشاورزی/توسعه روستایی و مواد غذایی خود برای مقابله با تغییر اندازه تقاضا و در حال تحول سلیقه مصرف کننده ادامه خواهد داد. تغییر درآمدها همچنین فرصت های تجاری دو طرفه را با کشورهای منطقه و سایر نقاط جهان ارائه می دهد. همانطور که یک مطالعه سازمان ملل اشاره می کند:

چین و هند جمعیت ترکیبی 2. 3 میلیارد نفر دارند که حدود 37 درصد از کل جهان است. افزایش 100 دلاری درآمد سرانه این دو کشور در تقاضای اضافی برای کالاها به حدود 230 میلیارد دلار ترجمه می شود.

ادامه رشد این دو کشور پرجمعیت از این رو به طور قابل توجهی بر تعادل و جهت تجارت ، فرصت های تجارت و زمین بازی برای کشورهای کوچکتر در منطقه تأثیر می گذارد. این امر خواستار تشخیص به موقع الگوی رشد در این اقتصادهای نوظهور به منظور ایجاد سیاست هایی برای بهینه سازی سود و به حداقل رساندن تلفات و حاشیه نشینی است.

هر دو چین و هند بخش های بزرگ کشاورزی دارند. تجربه چینی نشان می دهد که نقش اساسی توسعه کشاورزی در سالهای اولیه اصلاحات ایفا کرده است. در هند ، که به اندازه چین صنعتی نیست ، کشاورزی همچنان یک بخش مهم است. در حالی که سهم کشاورزی در تولید ناخالص داخلی در حال کاهش است ، این بخش هنوز بخش قابل توجهی از نیروی کار را به کار می برد. بنابراین ، عملکرد در این بخش برای سیاست ها و استراتژی های آینده برای دستیابی به MDG ها ، به ویژه هدف 1 از ریشه کن کردن فقر و گرسنگی شدید ، با اهداف خاص نصف بین سالهای 1990 تا 2015 ، از اهمیت زیادی برخوردار است ، نسبت افرادی که در فقر شدید زندگی می کنند و چه کسیاز گرسنگی ، امنیت غذایی پایدار و توسعه کلی اقتصادی و اجتماعی رنج می برند. از آنجا که چین و هند هنوز بسیاری از افراد فقیر (تعداد قابل توجهی در هند) کاهش بیشتر فقر در این دو کشور به طور چشمگیری بر تعداد کلی فقیر در منطقه تأثیر می گذارد و همچنین سناریوی جهانی را در این زمینه تغییر می دهد. بنابراین ، توسعه سریع اخیر آنها پیامدهایی برای مسائل مربوط به سیاست های داخلی ، به ویژه فقر روستایی ، توزیع ثروت ناعادلانه ، مدیریت منابع طبیعی و پایداری دارد.

می توان از تجربه توسعه چین و هند درس گرفت، یعنی اینکه چگونه آنها با توجه به آزادسازی تجارت، جهانی شدن، کشاورزی، توسعه روستایی و ریشه کنی فقر علیرغم رویکردهای متضادشان در توسعه واکنش نشان داده اند. علاوه بر این، هر دو کشور در حال ظهور به عنوان بازیگران مسلط در زمینه تحقیقات کشاورزی و تولید فناوری در منطقه هستند. این امر برای کشورهای کوچکتر منطقه که تلاش های تحقیقاتی خود را در مواجهه با کاهش نسبی حمایت از موسسات / ارگان های تحقیقاتی منطقه ای و بین المللی، مانند گروه مشورتی تحقیقات بین المللی کشاورزی (CGIAR) مجدداً متمرکز می کنند، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

2. 1 چین - دستاوردها

2. 1. 1 رشد اقتصادی کلی

افزایش رشد اقتصادی با افزایش شدید تولید ناخالص داخلی در کشاورزی در اوایل دوره اصلاحات (1979-1984) آغاز شد. افزایش درآمد باعث تحریک مصرف داخلی و نرخ پس انداز بالا شد و پس اندازها به طور مناسب به سرمایه گذاری های سرمایه فیزیکی در بخش غیرکشاورزی منتقل شد. از اواسط دهه 1980، رشد بخش غیرکشاورزی با رشد شرکت های شهری و روستایی (TVEs) تحریک شد. به نظر می رسد جمعی شدن و خودکفایی کمون نیز پیش شرط مهمی برای رشد TVE ها بوده است. این توسعه سازمانی مشخصاً چینی، که در جای دیگر قابل تکرار نیست، عامل اصلی در کاهش شدید فقر بود.

رشد متوسط سالانه تولید ناخالص داخلی به کمک رشد TVEها از سال 1980 به 10 درصد سالانه رسیده است. درآمد خانوارهای کشاورزی غیرکشاورزی در بسیاری از مناطق چین از درآمد کشاورزی فراتر رفته است. اصلاحات در طول دهه 1990 آزادسازی تجارت و بازار، توسعه مالی و مالی، کاهش ارزش نرخ ارز، گسترش مناطق ویژه اقتصادی برای جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) و اصلاح شرکت های دولتی را فراهم کرد. در سال 2004 چین از ایالات متحده به عنوان بزرگترین دریافت کننده سرمایه گذاری مستقیم خارجی در جهان پیشی گرفت. این کشور برای مدت طولانی دریافت کننده اصلی سرمایه گذاری مستقیم خارجی در میان کشورهای در حال توسعه بوده است.

2. 1. 2 رشد تولید و بهره وری کشاورزی

مقاله چین رشد سریع کشاورزی در دوره اصلاحات اولیه ، 1978 تا 1984 را مستند می کند. اصلاحات در کشاورزی چین در سال 1978 آغاز شد. در حالی که جمع آوری کشاورزی به طور کلی به عنوان یک استراتژی صحیح برای توسعه کشاورزی و روستایی در نظر گرفته نمی شود ، اما مشخص بودسیاست های تحت جمع آوری ، به عنوان مثالآموزش ، بهداشت ، توسعه زیرساخت های روستایی و فناوری کشاورزی ، که پایه و اساس رشد سریع بعدی در کشاورزی را ایجاد کرده است. به جز در سالهای قحطی ، این کشور به رشد تولیدی که از افزایش جمعیت فراتر رفت ، دست یافت. از سال 1961 تا 1978 بازده غلات چین از 1. 2 به 2. 8 افزایش یافته است. تن/هکتار. پس از آن بازده از 2. 8 به 5. 4 تن در هکتار افزایش یافته است. پس از اتخاذ سیستم مسئولیت خانوار (HRS) ، کشاورزی با نرخ پدیده ای 7 درصد رشد کرد. عامل اصلی سیاست توضیح در مورد رشد در این دوره ، HRS ، به عنوان انگیزه حقوق کشاورزان فردی برای کنترل زمین و درآمد حاصل از کشاورزی خود به دست آورد. ماهیت مساوات این اصلاحات ، هر خانواده ای که سهم زمین برابر با کیفیت را دریافت می کنند ، تضمین می کنند که مزایای حاصل از رشد در اقتصاد روستایی به طور گسترده ای مشترک است.

از سال 1984 رشد سالانه تولید ناخالص داخلی کشاورزی تقریباً 3 تا 4 درصد اما بیش از یک پایگاه بسیار بزرگتر بوده است. موتور اصلی رشد کشاورزی در این دوره تغییر تکنولوژیکی فشرده شده است-به ویژه استفاده از انواع و ورودی های مدرن مانند کودهای شیمیایی و آبیاری. این رشد با سرمایه گذاری عمومی در زیرساخت های روستایی و تحقیقات و توسعه فناوری پایدار بوده است.

رشد سریع کشاورزی در برابر پس زمینه تغییرات ساختاری قابل توجه در اقتصاد چین رخ داده است. در حالی که کشاورزی بیش از 35 درصد از تولید ناخالص داخلی را در سال 1970 به خود اختصاص داده بود ، در سال 2004 به 15 درصد کاهش یافت. افزایش درآمد و شهرنشینی در بین نیروهای محرک برای تغییرات چشمگیر در سطح و الگوی مصرف مواد غذایی بوده است. بخش کشاورزی تولید متنوع را برای پاسخگویی به تغییر تقاضای غذایی متنوع کرده است. مصرف گوشت (گوشت خوک و مرغ) به ضرب گلوله کشته شد و با آن تقاضا برای خوراک (ذرت و سویا). مصرف محصولات آبزی نیز رشد بسیار سریع را نشان داد.

در نتیجه آزادسازی بازار و تجارت ، آنچه که ما به طور کلی شاهد آن هستیم ، تغییر تدریجی از کالاهای فشرده زمین به کالاهای با ارزش پر کار مانند محصولات زراعی باغبانی ، دام و شیلات است. سیاست تجارت و اصلاحات نرخ ارز باعث افزایش بیشتر تولید کشاورزی برای صادرات شده است. نسبت صادرات کل به تولید ناخالص داخلی از 6 درصد در سال 1980 به 36 درصد در سال 2004 افزایش یافته است و در حالی که سهم کشاورزی از صادرات از 3 به 2. 5 درصد کاهش یافته است ، ارزش دلار آمریکا از صادرات خالص کشاورزی در طی دو دهه 100 برابر افزایش یافته است.

2. 1. 3 کاهش فقر

بر اساس خط فقر رسمی چین ، فقر از بیش از 33 درصد به کمتر از 3 درصد از کل جمعیت روستایی کاهش یافته است ، و همانطور که در ابتدا نشان داده شد که بیشتر این موارد در دوره اصلاحات اولیه رخ داده است. براساس شاخص خط فقر دلار در روز ، بروز فقر از سال 1990 به 33 به 16 درصد کاهش یافت. کاهش تخمین زده شده در این دوره از 377 به 203 میلیون نفر بود. رشد اقتصادی کلی (همانطور که توسط سرانه تولید ناخالص داخلی اندازه گیری شده است) منبع اصلی کاهش فقر روستایی در چین بوده است. TVE نقش مهمی در کمک به کاهش فقر روستایی ایفا کرده است. با این حال ، تأثیر رشد اقتصادی بر کاهش فقر از دهه 1980 تضعیف شده است. علاوه بر این ، رشد کشاورزی ، نه فقط رشد اقتصادی ، برای کاهش فقر اهمیت دارد. گسترش شکاف درآمد شهری روستایی بر کاهش فقر تأثیر می گذارد و نشان می دهد که در آینده باید رشد گسترده تری داشته باشد.

آزادسازی تجارت منبع نابرابری درآمدی منطقه ای است. مناطق ساحلی از رشد صادرات کشاورزی بهره مند شدند ، در حالی که چین مرکزی ، بزرگترین تولید کننده سویا و روغنهای خوراکی ، از طریق آزادسازی تجارت صدمه دیده است.

2. 1. 4 امنیت غذایی

یکی از معیارهای امنیت غذایی ، تغییر در دسترس بودن سرانه مواد غذایی است. بین اوایل دهه 1960 و سالهای اولیه اصلاحات روزانه سرانه در دسترس بودن مواد غذایی در چین از 1 717 کیلو کالری به 2 328 کیلو کالری افزایش یافته است. تا سال 2000 از 3000 کیلو کالری در روز فراتر رفت ، سطح تقریباً قابل مقایسه با اکثر کشورهای توسعه یافته. با گذشت زمان تصویر امنیت غذایی تغییر کرده است. در ابتدا بیشتر خانوارهای مزرعه برای زندگی خود غذا تولید می کردند. با گذشت زمان ، بازارها توسعه یافته اند و کشاورزی به یک شرکت تجاری تر تبدیل شده است. کشاورزان با خطرات قیمت بازار روبرو هستند ، اما تقریباً 50 درصد از مساحت زمین آبیاری می شود ، خطرات تولید نسبت به سایر کشورها پایین تر است. تنوع درآمدهای خانگی مزرعه ، با حداقل یک عضو خانواده در اشتغال غیر مزرعه ، به بهبود امنیت غذایی کمک می کند.

2. 2 هند - دستاوردها

2. 2. 1 رشد کلی اقتصادی

بر خلاف چین ، اصلاحات گسترده اقتصادی در دهه 1990 در هند به کشاورزی و رشد کشاورزی در هند هدایت نمی شد و منجر به افزایش فوری در بخش غیر کشاورزی روستایی یا شهری نمی شد.

عملکرد رشد هند پس از استقلال تا دهه 1960 معتدل بود و در دهه 1970 و 1980 به آرامی در حدود 5. 5 درصد در سال افزایش یافت. با این حال ، پس از اصلاحات 1991 ، رشد بسیار سریعتر بوده است: میانگین سالانه 6. 8 درصد در سال 1992 تا 1997 و 5. 6 درصد در طول 1997 تا 2002. میانگین نرخ رشد سالانه برای دهه 1993 تا 2004 6. 2 درصد بود. بنابراین عملکرد بالای رشد هند دیرتر از چین آغاز شده است ، اما به نظر می رسد طی 15 سال گذشته به سطح بالایی رسیده است.

بخش عمده ای از رشد اقتصاد از دهه 1990 متمرکز بر بخش خدمات است که شامل خدمات ارتباطی ، هتل ها ، رستوران ها ، گردشگری ، امور مالی ، بیمه و املاک و مستغلات از جمله فناوری اطلاعات است که در آن کار برون سپاری به هند به یک پدیده جهانی تبدیل شده است. رشد بخش های اولیه و ثانویه نیز فرار نکرده است: مقررات و تنگناهای زیرساختی رشد در این بخش ها را محدود می کند. موفقیت چشمگیر در فناوری اطلاعات برخلاف بقیه اقتصاد و به ویژه بخش کشاورزی است. مانند چین نیز با اختلافات درآمد روستایی و شهری و منطقه ای هندوستان گسترش یافته است. به نظر می رسد که این راه حل در از بین بردن محدودیت ها در رشد در بخش های صنعتی و کشاورزی ، فرآیندی است که اکنون در حال انجام است.

2. 2. 2 رشد در تولید کشاورزی و بهره وری

قبل از اواسط دهه 1960 ، هند برای تأمین نیازهای داخلی به واردات و کمک های غذایی متکی بود. با این حال ، دو سال خشکسالی شدید در سال 1965 و 1966 رهبری هند را متقاعد کرد که آنها نمی توانند برای امنیت غذایی به واردات خارجی اعتماد کنند. در نتیجه ، آنها اصلاحات مهم سیاست را به ویژه در تولید دانه های غلات متمرکز کردند و همزمان ، هدف خودکفایی مواد غذایی که از آن زمان سیاست های کشاورزی هند را شکل داده است (گلاتی و همکاران 2005).

انقلاب سبز هند با تصمیم به واردات بذر انواع پر از گندم و تحقیقات تطبیقی در مقیاس بزرگ آغاز شد. افزایش اولیه تولید در مناطق آبیاری Punjab ، Haryana و Weste Uttar Pradesh متمرکز شده است. تولید کل مواد غذایی افزایش یافت و در اوایل دهه 1970 هند خودکفا شد. گلاتی و همکاران.(2005) این موفقیت را به مشوق های قیمت ارائه شده به کشاورزان ، پویایی سیستم تحقیقاتی ملی و در دسترس بودن اعتبار و ورودی هایی مانند دانه های بهبود یافته ، آبیاری کانال و کود نسبت می دهد. موفقیت این رویکرد هماهنگ نشان داد که حتی در کشوری به اندازه هند متنوع ، دولت می تواند نقش مهمی در تنظیم بخش کشاورزی در یک مسیر رشد بالا داشته باشد.

فناوری Green Revolution به برنج و با استفاده از توبول ها در سایر مناطق هند گسترش یافته است. هنگامی که دستاوردهای فناوری جدید در ایالت های تصویب اولیه به محدودیت های خود رسید ، این فناوری در دهه 1970 و 1980 به ایالت های هند شرقی گسترش یافت - بیهار ، اوریسا و بنگال غربی. اما فواید فناوری جدید به طور عمده به مناطق آبیاری شده که حدود یک سوم منطقه برداشت محصول را تشکیل می دهد ، گسترش یافته است. در دهه 1980 این سیاست همچنین به "تکامل یک الگوی تولید مطابق با الگوی تقاضا" منتقل شد و منجر به تغییر تأکید به سایر کالاهای کشاورزی مانند دانه روغنی ، میوه و سبزیجات شد. گام های چشمگیر در زیر بخش های دیگر مانند لبنیات ، شیلات و دام و برآورده کردن نیازهای متنوع غذایی جمعیت در حال رشد نیز انجام شد.

در هند مانند چین ، اقتصاد کشاورزی در حال تحولات ساختاری است. بین سالهای 1970 و 2003 تولید ناخالص داخلی در کشاورزی از 43 به 22 درصد کاهش یافته است. رشد تولید ناخالص داخلی کشاورزی تقریباً 3. 6 درصد در سال در دوره اولیه انقلاب سبز (1970) و در این دوره رشد در کشاورزی منجر به کاهش فقر شد. با این حال ، بیشترین افزایش در بهره وری در دهه 1970 و 1980 و بیشترین کاهش در فقر در دهه 1980 و 1990 رخ داد. نرخ رشد تولید ناخالص داخلی کشاورزی به تدریج از 3 تا 4 درصد در دهه 1960 و 1970 به 5-6 درصد در دهه 1980 رسید ، به 6-7 درصد پس از اصلاحات مالی در سال 1991 ، اما در اواخر دهه 1990 به شدت کاهش یافت ، به کمتراز 2 درصد

چه چیزی این کاهش را توضیح می دهد؟تا حدودی به این دلیل است که فواید فن آوری های انقلاب سبز تا حد زیادی مورد سوء استفاده قرار گرفته است ، اگرچه این ممکن است از آنجا که بازده محصول هند به طور متوسط در مقایسه با سایر کشورها نسبتاً کم است ، با تغییرات شدید منطقه ای در بهره وری مورد سؤال قرار می گیرد. با افزایش فشارهای بودجه ، دولت با تجارت روبرو شده است. همانطور که در گزارش هند اشاره می کند ، منابع مورد استفاده برای یارانه ها در حالی که هزینه کالاهای عمومی - زیرساخت های روستایی و تحقیقات کشاورزی - تا حد زیادی مورد غفلت قرار گرفت ، افزایش یافته است. نشانه هایی وجود دارد که تحت دولت فعلی ، که در سال 2004 به قدرت رسید ، این سیاست در حال تغییر است.

فقدان تغییر نهادی رادیکال در کشاورزی هند نیز ممکن است بخشی از توضیحات باشد. چین در فرآیند جمع آوری خود ، میلیون ها کشاورز کوچک را ایجاد کرد. از طرف دیگر ، در هند ، اصلاحات ارضی در برخی ایالت ها موفق بود ، اما در برخی دیگر. در حالی که 80 درصد از دارایی های اداره شده در هند کوچک است ، 2 هکتار یا کمتر (1995-1996) 1 ، جمعیت زیادی بدون زمین وجود دارد. در چین تنها 2 درصد از منابع در سال 1997 از 2 هکتار بزرگتر بود. 2 زیرا هند یک ایالت فدرال است و بیشتر مسائل کشاورزی در سطح ایالتی مورد بررسی قرار می گیرد ، تحولات نهادی یکنواخت به مراتب دشوارتر از چین است.

2. 2. 3 کاهش فقر

از اواخر دهه 1960 ، کاهش چشمگیر در فقر رخ داد. از اواخر دهه 1970 تا اواخر دهه 1980 ، نسبت فقر از 51 به 39 درصد کاهش یافت (بر اساس خط فقر رسمی هند) ، که بیشتر به دلیل افزایش در تولید کشاورزی و بهره وری است. یکی از دشواری هایی که هند با آن روبرو است ، توزیع نابرابر اراضی زمین و جمعیت بزرگ بی زمین است که قبلاً به آن اشاره شد. در نتیجه ، کاهش بیشتر در فقر روستایی به تغییر مداوم کار از کشاورزی بستگی دارد. همچنین تغییرات منطقه ای قابل توجهی در هند وجود دارد ، مانند بین ایالت ها یا بین ولسوالی ها. به نظر می رسد کاهش نسبت جمعیت زیر شاخص فقر دلار در روز از 42 درصد در سال 1990 به 34 درصد در سال 2002 به نظر می رسد که عمدتا به دلیل رشد بخش های صنعتی و خدماتی بوده است. با این وجود به دلیل رشد نسبتاً سریع جمعیت ، تعداد مطلق در فقر از 351 به 357 میلیون 3 افزایش یافته است.

2. 2. 4 امنیت غذایی

هند به امنیت غذایی ملی دست یافت و چندین تحول مثبت در ارتباط با دوره انقلاب سبز وجود داشت. در دسترس بودن سرانه مواد غذایی مانند تولید سرانه درآمد افزایش یافته است. کشاورزی هند از اثرات خشکسالی بسیار عایق بندی شد. تجاری سازی و تنوع بیشتر الگوهای محصول از مواد غذایی به محصولات با ارزش بالاتر ، حتی برای کشاورزان کوچک و حاشیه ای نیز وجود داشت. همچنین در بخش دام و شیلات پیشرفت هایی وجود داشت. الگوهای مصرف ، حتی برای 30 درصد پایین جمعیت ، با افزایش سهام مواد غذایی غیر سلولی (میوه و سبزیجات ، لبنیات) نیز تغییر یافت. با این وجود ، امنیت غذایی و گرسنگی به ویژه در مناطق روستایی و در کشورهای کمتر پیشرفته همچنان یک مشکل است.

2. 3 سناریوهای آینده برای چین و هند و پیامدهای آنها

در مطالعات کشور برای چین و هند ، تجزیه و تحلیل با استفاده از مدل پروژه تجزیه و تحلیل تجارت جهانی (GTAP) انجام شد و پیش بینی های رشد آینده به سال 2020 انجام شد. از طریق این تمرین پیامدهای رشد سریع برای تولید و مصرف محصولات کشاورزی وفرصت های تجاری برای سایر کشورهای منطقه و جهان بر اساس فرضیات خاص ارزیابی شده است.

2. 3. 1 چشم انداز رشد و پیامدهای داخلی

تجزیه و تحلیل انجام شده در پروژه های مطالعه موردی چین به طور متوسط رشد سالانه در تولید ناخالص داخلی 8 درصد در سال 2006 تا 2010 به تدریج در دهه بعد به 6-7 درصد کاهش می یابد. چندین عامل از این عملکرد رشد قوی ، از جمله ثبات کلان اقتصادی ، پس انداز بالای داخلی ، افزایش هزینه های تحقیق و توسعه ، ادامه سطح بالای FDI ، بهبود محیط بازار و آزادسازی تجارت و تعهد به سهام بیشتر - اعطای قدرت خرید بالاتر به درآمد پایین تر حمایت می کنند. گروه ها. همچنین ذکر شده موانعی است که تمایل به کاهش رشد به ویژه در طولانی مدت - کاهش نرخ پس انداز داخلی ، جمعیت سالخورده و فشارهای مربوط به منابع طبیعی برای تولید پایدار کشاورزی است.

در حالی که پیش بینی می شود نرخ رشد چین در آینده نزدیک تا حدودی کاهش یابد ، مطالعه هند نشان می دهد که رشد تولید ناخالص داخلی می تواند از سطح فعلی 6-7 درصد به 7-8 درصد افزایش یابد. لازم به ذکر است که این پیش بینی های رشد در مورد دو اقتصاد با اندازه قابل توجهی متفاوت است. با این وجود ، چگونه واگرایی را توضیح می دهد؟بخشی از توضیحات مربوط به نسبت خروجی سرمایه افزایشی (ICOR) است. در هند در حال حاضر حدود 4 مورد است و انتظار می رود کاهش یابد. در چین در حالی که ICOR در اوایل دهه 1980 4 ساله بود ، از آن زمان و در سال 2002 5. 4 بود (Restall 2006). به طور خلاصه ، علیرغم اصلاحات در صنایع دولتی در چین ، هند از سرمایه کارآمدتر استفاده می کند. سود سهام جمعیتی نیز به نفع هند است که درصد جمعیت در گروه سنی 15 تا 59 سال از 59 درصد در سال 2001 به بیش از 63 درصد در سال 2011 افزایش می یابد که می تواند 1 درصد به رشد تولید ناخالص داخلی اضافه کند. در مقابل ، در چین ، جمعیت سالخورده و کاهش شدید رشد جمعیت به دلیل سیاست یک کودک در نهایت رشد کلی اقتصادی را کند می کند.

تصویر کشاورزی تا حدودی مخلوط است. منطقه زمینی مورد استفاده در تولید محصولات زراعی به تدریج به دلیل شهرنشینی و در برخی موارد تخریب محیط زیست در حال کاهش است. بنابراین برای محصولات اصلی ، رشد تولید به افزایش بازده بستگی دارد. چین قبلاً در محصولات اصلی به بازده های بالایی رسیده است ، و سود بیشتر به پیشرفت های فناوری بستگی دارد. بازده محصول هند در مقایسه با چین و سایر کشورها کم است. این تا حدودی به غفلت از سرمایه گذاری ها در تحقیقات و گسترش فراتر از سالهای اولیه انقلاب سبز منتسب می شود. در هر دو چین و هند بازده محصولات اصلی انقلاب سبز ، برنج و گندم ، به دلیل سقوط جداول آب زیرزمینی و تخریب محیط زیست ، به هم رسیده اند. با این حال ، اگر می توان از اولویت سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه و زیرساخت ها استفاده کرد ، به نظر می رسد برای افزایش بازده و بهره وری کشاورزی ، دامنه کافی وجود دارد.

در نتیجه ادامه رشد سریع اقتصادی و افزایش درآمد سرانه ، تقاضا برای محصولات کشش با درآمد بالا ، مانند شیر ، دام و محصولات باغبانی به رشد خود ادامه خواهد داد. چین و هند متعهد به حفظ خودکفایی دانه غلات هستند. پیش بینی های هر دو اقتصاد نشان می دهد که امنیت غذایی می تواند در سطح ملی بدون توسل به واردات قابل توجه حفظ شود. به عنوان مثال ، سناریوی پایه ارائه شده در مطالعه چین نشان می دهد که در سال 2020 چین خودکفایی را در برنج ، باغبانی ، گوشت خوک و مرغ ، ماهی و غذاهای فرآوری شده حفظ یا فراتر خواهد کشید و در گندم ، فیبر و نزدیک به خودکفایی می شوند. گوشت گاو و گوشت گوسفند. در مورد هند ، با وجود نرخ پایین رشد فعلی تولید برای بسیاری از محصولات زراعی ، انتظار این است که خودکفایی را می توان در برنج ، گندم ، غلات درشت ، شکر ، گاو و گوشت ، ماهی و سایر غذاها حفظ کرد. این کشور همچنین باید در سایر محصولات خود به خودکفایی نزدیک شود (اگرچه این مدل کاهش قابل توجهی در تولید و مصرف این محصولات زراعی را پیش بینی می کند) و شیر. با این حال ، هر دو کشور نیاز به اتخاذ سیاست هایی دارند که امنیت غذایی را در سطح منطقه ای و خانگی که گرسنگی و فقر همچنان ادامه دارد ، تضمین می کند.

پیش بینی می شود ساختار تولید کشاورزی چین بیشتر به سمت محصولات پر کار مانند سبزیجات ، میوه ، ماهی و غذاهای فرآوری شده تغییر کند ، در حالی که خودکفایی در محصولات دارای زمین مانند دانه روغنی ، الیاف و دانه های درشت پیش بینی می شود که از سطح فعلی بیشتر شودبشربیشترین افزایش در تولید کشاورزی هند برای دانه های روغنی ، شکر ، الیاف ، شیر ، ماهی ، سایر محصولات کشاورزی و سایر غذاها پیش بینی می شود ، در حالی که نرخ رشد منفی یا پایین در گاو و گوشت ، برنج ، گندم ، غلات درشت و سایر محصولات زراعی پیش بینی می شود. با این وجود ، برای برخی از محصولات با رشد بالا هند همچنان به واردات قابل توجهی ، به ویژه دانه های روغنی ، الیاف و سایر محصولات کشاورزی ادامه خواهد داد.

شاخص فقر دلار در سال 2002 در چین به 16 درصد کاهش یافته است در حالی که در هند 34 درصد بود. پیش بینی می شود فقر همچنان در هند کاهش یابد. با نرخ رشد تولید ناخالص داخلی 8 درصد یا بیشتر میزان فقر باید از 26 درصد در سال 1999 تا 14 درصد در سال 2010 و سپس به 8 درصد در سال 2015 کاهش یابد. به نظر می رسد یک فرض ضمنی در این ارقام وجود دارد که کاهش فقرعمدتا از رشد اشتغال در بخش غیر مزرعه ناشی خواهد شد. تجزیه و تحلیل تجربه چینی ها نشان می دهد که تأثیر رشد سریع اقتصادی بر کاهش فقر در صورت عدم رشد بخش روستایی ، در نهایت کاهش می یابد. با افزایش درآمد ، تأثیر و اثربخشی رشد عمومی اقتصادی بر کاهش فقر تضعیف شده است.

2. 3. 2 پیامدهای آسیا و منطقه اقیانوس آرام بیشتر

آزادسازی تجارت ، جهانی سازی و فشارها برای برآورده کردن توافق نامه های WTO و FTA باعث رشد قابل توجهی در تجارت می شود. چین بیشترین تأثیر را در آسیا و منطقه اقیانوس آرام خواهد گذاشت زیرا اقتصاد چین دو و نیم برابر بیشتر از هند است ، سریعتر در حال رشد است و با سایر نقاط جهان یکپارچه تر است. به عنوان مثال ، چین در سال گذشته حدود 60 میلیارد دلار FDI دریافت کرد در حالی که هند تنها 5 میلیارد دلار آمریکا دریافت کرده است. سرمایه گذاری های FDI و چند ملیتی ابزاری برای واردات فناوری و مهارت های کارآفرینی و مدیریتی است. پیش بینی می شود تا سال 2020 چین دومین وارد کننده و صادر کننده بزرگ جهان باشد.

در سطح اقتصاد کلی ، چه چین و هندوستان وارد کننده اصلی انرژی و مواد معدنی هستند که عمدتا از استرالیا ، فدراسیون روسیه و خاورمیانه هستند. پیش بینی می شود چین از خودکفایی 92 درصدی در سال 2001 به 67 درصد در سال 2020 کاهش یابد. با شناخت این امر به عنوان یک محدودیت بالقوه برای رشد ، چین در جهت بهبود بهره وری در استفاده از انرژی اقدام می کند. پیش بینی رشد بالای فاکتور (TFP) در گزارش کشور چین نشان می دهد که اعتماد به واردات انرژی می تواند تا 60 درصد و 50 درصد مواد معدنی را کاهش دهد. با کمک FDI و فن آوری های اطلاعاتی ، چین و هند به همراه سایر کشورهای در حال توسعه ، انتقال فناوری از کشورهای توسعه یافته را به طور فزاینده ای آسان می کنند تا از مزیت مقایسه ای خود در تولید استفاده کنند. با این حال ، هر دو کشور نسبت به اندازه اقتصادی خود از نظر تاریخی کمتری از منابع خارجی استفاده کرده اند و ابتکارات ملی همچنان نقش مهمی در تعیین مسیرهای رشد خود دارند.

همانطور که قبلاً اشاره شد ، پیش بینی می شود که هر دو چین و هند در غلات غلات خودکفا باشند و تهدیدی جدی برای امنیت غذایی جهانی ایجاد نمی کنند. پیش بینی می شود هند نقش فعلی خود را به عنوان صادر کننده اصلی خالص برنج ادامه دهد. هر دو چین و هند وارد کننده اصلی محصولات دانه روغنی ، فیبر گیاهی و جنگلداری خواهند بود. به عنوان مثال ، وعده غذایی سویا از مقصد به اندازه برزیل دور می شود. در چین در حال حاضر روند تجارت به دور از محصولات زراعی زمین مانند مواد غذایی و خوراک و شکر و به سمت صادرات کالاهای پر کار و با ارزش-محصولات باغبانی ، دام و محصولات آبزی پروری وجود دارد. جدول 1 خلاصه ای از پیش بینی های گزارش های دو کشور با توجه به صادرات خالص و واردات در سال 2020 را ارائه می دهد. استفاده از سناریوهای مختلف در گزارش چین نشان می دهد که چین فرصت های قابل توجهی را برای سایر صادرکنندگان کشاورزی تحت سناریوهای پایه و رشد تولید ناخالص داخلی بالا ارائه می دهد، اما این فرصت ها به طور قابل توجهی تحت سناریوی رشد TFP بالا کاهش می یابد. از طرف دیگر ، داده های هندی فرصت های کمتری برای جلب بهره وری از طریق تغییر تکنولوژیکی دارند.

جدول 1. سهم خالص صادرات جهانی در سال 2020 ، چین و هند (درصد)

سناریوی پایه

رشد تولید ناخالص داخلی بالا

رشد بالای TFP

اخبار رمز ارزها...
ما را در سایت اخبار رمز ارزها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : منیژه سلیمی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : يکشنبه 8 مرداد 1402 ساعت: 12:34