ده کتاب سرمایه گذاری برتر

ساخت وبلاگ

این کتاب هنوز شصت سال پس از نگارش در چاپ است ، با وجود این که هرگز به روز نشده یا تجدید نظر نشده است. این به وضعیت کلاسیک آن ، در یک زمینه ، تجزیه و تحلیل مالی ، که به طور کلی به سرعت تغییر می کند ، شهادت می دهد.

نویسنده "ارزش سرمایه گذاری" یک سهام را به عنوان ارزش فعلی خالص تمام سود سهام آینده خود تعریف می کند. این تعریف اندازه گیری ارزش ذاتی را که مستقل از قیمت بازار سهام است ، ارائه می دهد و به سرمایه گذار این امکان را می دهد تا در مقایسه با ارزش سرمایه گذاری سهام ، قیمت فعلی بازار بالا یا پایین باشد.

محاسبه ارزش سرمایه گذاری به ناچار مستلزم تخمین عواملی مانند رشد آینده درآمد ، نسبت درآمد است که می تواند به عنوان سود سهام و نرخ تخفیف مناسب پرداخت شود. نویسنده از تهیه چنین تخمین هایی دور نمی شود ، و این کتاب شامل مطالعات موردی عملی برای سه ارزیابی فعلی (در سال 1938) ، جنرال موتورز ، بیمه فولاد و ققنوس ایالات متحده و همچنین THR است! گذشته نگر EE تا سال 1930 ، AT& T ، گاز تلفیقی (Con Ed) و قدرت آمریکایی و خارجی.

در حالی که حقایق این ارزیابی ها مدتها پیش است ، امروزه این روشها هنوز هم کاربرد دارند. یک نظم و انضباط عالی برای سرمایه گذاران این است که همیشه تخمین خود را از ارزش سرمایه گذاری قبل از خرید هر سهام تهیه کنند.

این کتاب برای هر خواننده عمومی قابل دسترسی است. یک نگاه گاه به گاه نشان می دهد که ظاهراً جبر را به خود اختصاص می دهد. این باید برای هرکسی که دبیرستان را تمام کرده است ، قابل کنترل باشد و فقط به این دلیل که در سال 1938 نویسنده برای انجام پیش بینی های رشد و تخفیف محاسبات از مزایای صفحه گسترده رایانه برخوردار نبود. خواننده باید آن را ساده برای استفاده از روش های نویسنده با منابع محاسباتی مدرن پیدا کند.

در حالی که نظرات فوق حاکی از کتابی است که شایسته اما کسل کننده است ، این کتاب در واقع چیزی جز کسل کننده است. نویسنده به خوبی می نویسد ، که توسط این عصاره نشان داده شده است: "در مورد ارزش واقعی [یک سهام] ، هر مرد نظر خود را گرامی می دارد. در مورد اینکه قیمت واقعاً مناسب است ، زمان فقط می گوید. با این حال ، زمان پاسخ خود را به یکباره نمی دهد ، اما فقط به آرامی کلمه به کلمه ، همانطور که سالها می گذرد ؛و همچنین حرف آخر تا زمانی که شرکت برای همیشه و همیشه کتاب های خود را بسته باشد ، صحبت نخواهد شد. کسانی که سهام خود را مدتها پیش خریداری کرده اند ، پاسخ خود را در حال حاضر می دانند ، اما کسانی که اکنون خریداری می کنند فقط در آینده می شنوند. "

من این کتاب را به هر سرمایه گذار یا دانشجوی دارایی تقدیر می کنم.-EVIEW نوشته شده توسط M. Amin.

هر کسی که از سهام برای بلندمدت لذت می برد، این کتاب را به عنوان یک مکمل بسیار ارزشمند برای دانش او در مورد سرمایه گذاری سهام برای حساب های سرمایه گذاری معوق مالیاتی می بیند.

پروفسور سیگل دوباره تاریخ را بررسی کرده است. این بار او به دنبال راه هایی برای انجام سرمایه گذاری در سهام بوده است که عملکرد بهتری نسبت به صندوق های متقابل نمایه شده برای حساب های معوق مالیاتی داشته باشد.

بسیاری از چیزهایی که او می یابد مغایر با حکمت مرسوم است، اما وقتی به طور عینی بررسی شود، منطقی است.

در اینجا چند یافته کلیدی وجود دارد:

1. بازده سود سهام بالا، زمانی که مجدداً در همان سهام سرمایه گذاری می شود، بازده بالاتری را ارائه می دهد. البته این فقط در یک حساب معوق مالیاتی صادق است.

2. خرید سهام با چند برابر پایین که سریعتر از حد انتظار رشد می کنند، بسیار ساده تر و سودآورتر از انتخاب شرکت های ساده در صنایع در حال رشد است.

3. شرکت های جدید هیجان انگیز پول زیادی برای بنیانگذاران، کارمندان و سرمایه گذاران خطرپذیر به دست می آورند... اما برای سرمایه گذاران کافی نیست.

4. از کسب و کارهای سرمایه بر خودداری کنید.

5. مولدترین شرکت ها کسانی هستند که مدل های کسب وکار جدیدی را توسعه می دهند (چیزی که در مزیت رقابتی نهایی بحث می کنم) بدون توجه به اینکه صنعت چقدر بد است.

6. مراقب ارزش گذاری های بیش از حد باشید... مهم نیست چقدر آینده خوب به نظر می رسد

7. اگر شرکتی نه سود سهام بالایی دارد و نه پول نقد، فرض کنید مشکلی در حسابداری وجود دارد.

8. سهام شاخص شده در بازارهای نوظهور با رشد کندتر، به دلیل تأثیرات جمعیتی، پتانسیل بالایی برای ارائه سودهای عظیم در آینده دارند.

از این یافته ها، پروفسور سیگل مدلی از نمونه کارها را برای سهام پیشنهاد می کند که شما را با ایده های سود سهام بالا، شرکت های جهانی، بخش های جذاب و بازی های ارزشی جالب جذب می کند (به صفحه 254 مراجعه کنید).

علاوه بر این، پروفسور سیگل به این سوال می پردازد که در مورد پرداخت هزینه بازنشستگی همه آن بیبی بومرها در سراسر جهان چه باید کرد. پیشنهاد او تشویق کارگران جوان بازارهای نوظهور برای خرید دارایی های کارگران مسن در جهان توسعه یافته است. شما استدلال را جذاب و قانع کننده خواهید یافت.

یادم نمی آید کتابی مهیج تر و بدیع تر درباره سرمایه گذاری خوانده باشم. من به ویژه تحت تأثیر تحقیقات تاریخی او قرار گرفتم که نشان می دهد به جای جستجوی شرکت های جدیدتر برای خرید، به شرکت هایی که مدت ها در اطراف بوده اند، برتری می کنند. من فکر می کنم استثناء دومی در مواردی است که مدیریت ثابت کرده است در بهبود مدل های کسب و کار خود برای ارائه ارزش بیشتر به مشتریان ماهر است. بررسی نوشته شده توسط دونالد میچل.

شما نمی توانید این مطلب را بخوانید. از آن به عنوان هدیه ای به بشریت از گونه های باهوش تر فکر کنید - چیزی است که شما نمی خواهید زندگی را از دست بدهید.

من حدود 16 ساعت در روز صرف تحقیق در بازارهای مالی/سرمایه گذاری ارزش می کنم.

من بیش از 50 کتاب را در مورد موضوعات مرتبط خوانده ام - هیچ کتابی بیشتر بر روند فکر من تأثیر نگذاشته است که این کتاب را بیشتر کند. این به سادگی شگفت انگیز است

وقتی صفحه آخر را ببندید ، ارزش این کتاب را دریافت نخواهید کرد ، اما وقتی می بینید که جهان به روشی که مونگر برای شما مطرح می کند ارتباط دارد. این یکی از بزرگترین ذهن و تجارت است و او اسرار خود را به شما می گوید. آخرین فصل در مورد روانشناسی نادرست انسان در روزهای گذشته مونگر زندگی خواهد کرد. این بزرگترین کار اوست و اطلاعات ارزشمندی است. نحوه شلیک و کار مغز شما به معنای واقعی کلمه از نظر جسمی با گذشت زمان از چیزهایی که این کتاب به شما می آموزد تغییر می کند. این یک مربی ذهن است - این به شما می آموزد که چگونه به مشکلات نگاه کنید. ارزش وزن آن را در پلاتین دارد.

من اهمیتی نمی دهم که شما کی هستید. شما باید این را بخرید و ایده های او را در ذهن خود ببندید. شما حتی فکر نمی کنید که آن را بسیار عالی بخورید و حتی ممکن است تعجب کنید که چرا اینقدر مورد ستایش قرار می گیرد. با گذشت زمان ، کارهایی را خواهید دید که چگونه Munger انجام می دهد و مانند Munger فکر می کند. هر زمینه ای که در آن قرار دارید ، این کتاب به شما کمک می کند تا مشکلات و جهان را به طور کلی با روشی متفاوت تر جستجو کنید و تجزیه و تحلیل کنید. باز هم ، من نمی توانم این کتاب را به اندازه کافی ستایش یا توصیه کنم. هنگامی که شما با آن انجام شده و سالها بعد به عقب نگاه کنید ، این بررسی عجیب و غریب که من فقط نوشتم ، کریستالی را برای شما حس می کند. خواهش می کنم.-EVIEW نوشته شده توسط ریچارد E. پیتس ، جونیور.

من ناخوشایند هستم ، اما این کتاب آنقدر مرا هیجان زده کردم که شمع آنها را خریداری کردم و با استفاده از اوج های قوی برای خواندن آنها را به بسیاری از دوستان نزدیک دادم. دومین بار که این اتفاق برای من افتاده است. این کتاب یک روش واقع بینانه برای استقلال مالی ارائه می دهد. عنصر اصلی صرفه جویی در 15 ٪ از درآمد قبل از مالیات شما و سرمایه گذاری برای طولانی مدت است. چه قیمت کمی برای پرداخت آزادی مالی واقعی! یک ایده اصلی که در اینجا حاکی از تغییر "ترتیب عملکرد" آمریکایی است. اگر این مهم باشد ، می توان بعد از آن ، بعداً اسباب بازی ها و چیزهای زیادی داشت. یا هر کاری را که می خواهید انجام دهید-عاری از کار توپ و زنجیره ای. یک جایزه غیر منتظره ، نگاهی به اثرات (ضد شهود) والدین بود که مبلغ قابل توجهی پول به کودکان بالغ می بخشد.

نکته - معمولاً در دراز مدت وضعیت مالی آنها را بدتر می کند. آنها همچنین داده های بسیار خوبی در مورد فکر کردن به سرمایه گذاری های شما در شرایط پس از مالیات داشتند. این قبل از این بود که صندوق های شاخص به خشم تبدیل شوند، و من به اندازه کافی به این موضوع فکر نکرده بودم. توصیه های ساده و عملی که به من کمک کرد به دنبال جایگزین های بهتر و در نتیجه یک استراتژی بلند مدت سودآورتر باشم. چیزی که من در مورد این کتاب خیلی دوست داشتم این بود که «زندگی صادقانه، مقتصدانه و سخت کوش» را در یک زمینه عملی ارائه می کرد - یعنی درو کردن پاداش قابل توجه آزادی مالی. برای بسیاری از این افراد، استقلالی که به دست آورده بودند، و غرور شخصی و رضایت از این آزادی، آنها را چنان خوشحال کرد، تصور اینکه هیچ مقدار کالای مصرفی این چنین باشد، دشوار است.

زندگی، آزادی، و جستجوی خوشبختی… هومم آشنا به نظر می رسد؟برای من این یک انگیزه بزرگ بود. در حالی که من بسیار جوانتر از میلیونی های معمولی اواخر 50 تا اوایل 60 سال هستم که با آنها مصاحبه می شود، این به من نشان داد که اگر فقط به آن ادامه دهم، در مسیر خوبی هستم. این واقعاً در چندین سال گذشته کمک کرده است. اگر به دنبال یک راه حل سریع یا یک گلوله جادویی هستید، یا نمی توانید فعلاً این ایده را تحمل کنید که بخشی از درآمد قبل از مالیات خود را کنار بگذارید - برای اینکه در آینده زندگی مالی بسیار بهتری داشته باشید، این کتاب برای شما مناسب نیست. شما. با این حال، اگر مایلید مقداری اعتدال در هزینه ها را در نظر بگیرید و به دنبال توصیه های عملی هستید که واقعاً کارساز باشد - این کتاب قطعاً برای شما مناسب است.***هرکس*** با درآمد متوسط (مثلاً 30 هزار دلار و بالاتر)، به علاوه مقداری میل و انضباط شخصی می تواند از نظر مالی واقعاً خودکفا شود - بگذارید آزادی زنگ بزند! فکر می کنم این واقعاً فوق العاده است، و این کتاب می تواند شما را در این مسیر قرار دهد.-بررسی ناشناس

فقط این کتاب را نخوانید و اجازه ندهید که در قفسه کتابخانه شما بماند. این کتاب را با دقت مطالعه کنید و آن را برای مرجع نزد خود نگه دارید.

فصل پنجم، «تبیین صورت های مالی» به نظر من مهمترین بخش کتاب است. به عنوان یک سرمایه گذار، درک آنچه که صورت جریان نقدی و ترازنامه به شما می گوید تنها راه برای درک آنچه واقعاً در شرکت می گذرد است.

آیا می دانستید که ورود حساب های دریافتنی می تواند به شما هشدار دهد که ممکن است شرکت دچار مشکل شود؟ترازنامه می تواند به شما بگوید که آیا چیزی جریان نقدی شرکت ها را محدود کرده و سود را کاهش می دهد.

شما نمی توانید این اطلاعات اساسی را به روش دیگری کشف کنید تا با خواندن صورتهای مالی و درک آنها. پت دورسی ، نویسنده ، استاد در توضیح این مفاهیم مهم بدون صحبت با خواننده است. احتمالاً شما در اولین پاس از کتاب همه چیز را نمی گیرید. این به مدتی نیاز دارد و از طرف شما کار می کند تا واقعاً درک کند که دورسی چه می گوید ، اما پس از آن چه زمانی در زندگی بدون تلاش چیزی ارزشمند است؟

اگر می توانید امسال فقط یک کتاب برای سرمایه گذاری خریداری کنید ، این کتاب را بخرید. اگر فقط وقتی برای اولین بار سرمایه گذاری را شروع کردم ، فقط در دسترس بود.-EVIEW نوشته شده توسط وینسنت لاباش.

من به مدت 35 سال با وال استریت در ارتباط بودم ، به اندازه کافی خوش شانس بودم که بیش از یک بار در همان اتاق با فیلیپ فیشر حضور داشتم. او مردی کاملاً خودمختار بود که در پوست خودش بسیار راحت بود. او می دانست که او کیست ، او چیست و چه می تواند باشد. او در مورد او صفر هوای صفر داشت. به نظر می رسد این صفات در بسیاری از سرمایه گذاران استاد ، از جمله وارن بافت ، آزادانه اجرا می شوند.

بسیاری ذکر کرده اند که بافت خود را 85 ٪ بنیامین گراهام و 15 ٪ فیلیپ فیشر می داند. این باید به روز شود. اگر امروز با بافت صحبت کردید ، او به شما می گفت که این نسبت ها تحریف شده اند و دلیل آن چارلی مونگر ، شریک سرمایه گذاری وارن بافت در برکشایر هاتاوی است.

چارلی مونگر از همان پارچه ای با فیلیپ فیشر بریده شده است. آنها بازیکنان رشد هستند و مایل به پرداخت سهام هستند. برای ده ها سال بافت هرگز نتوانست سهام خود را بپردازد. او می خواست آنها را ارزان و ارزان قیمت ، در واقع ارزان باشد که برخی از نمایشنامه های بزرگ برای همیشه از او دور شدند. من نمی دانم چند سال پیش ، بافت در جلسه ای که من در آن شرکت کردم ، ذکر کرد که وی زمانی متعلق به مقدار قابل توجهی از دیزنی بود. این یک مبلغ کنترل کننده در بازار امروز خواهد بود. این از او دور شد و ده ها میلیارد دلار در آن بازی به تنهایی.

در قدیم که بافت به شدت گراهام و داد بود ، او نتوانست سهام رشد را خریداری کند. او هنوز هم در این فکر تردید می کند. با این حال مونگر به بافت آموخت که بپردازد. به عنوان مثال ، ایمنی بین المللی پرواز بود که بافت آن نسبت به دست آوردن قیمت قبلاً ناشناخته پرداخت می کرد. افرادی در اطراف بافت هستند که او را به خوبی می شناسند که به شما خواهند گفت که مونگر سرمایه گذار برتر است. آنچه شما باید بدانید این است که گاهی اوقات سهام ارزان است زیرا آنها خاک هستند ، برای استفاده از یک خط Munger.

فیلیپ فیشر مانند مونگر یک سرمایه گذار اصلی است که شایسته هزینه هر زمان دیگری است که می توانید از تحصیل صرف کنید. اگر می خواهید در پله های یک استاد قدم بزنید ، باید استاد را مطالعه کنید و فیشر مبلغ فوق العاده ای برای ارائه دارد.

من در طول زندگی خود میلیاردها دلار مدیریت کرده ام. من این را به شما می گویم زیرا باید بدانید که روش Skuttlebutt که فیشر به آن مشهور است ، چیزی است که هر کسی می تواند از آن استفاده کند ، از امروز. بیشتر تحقیقات وال استریت یا هر تحقیق که من طی دهه ها دیده ام ، ارزش کاغذی را که روی آن چاپ شده است ، ندارد. در بیش از یک مناسبت از من پرسیده ام که آیا کاغذ به اندازه کافی نرم است که برای کاغذ توالت استفاده می کند یا خیر.

با روش Scuttlebutt ، شما با همه صحبت می کنید اما شرکتی که در حال مطالعه هستید. لطفاً به من اجازه دهید تا تصویر کنم. اگر به فکر سرمایه گذاری در یک شرکت خودرو هستید ، شروع به بازدید از فروشندگان خودرو می کنید. شما زبان را یاد می گیرید ، نشریات تجاری را می خوانید ، حتی ممکن است چند مجله اتومبیل نیز داشته باشید ، اما مراقب باشید. مجلات و روزنامه ها با توجه به میزان تبلیغات تبلیغاتی از شرکت های خاص ، در گزارش خود کاملاً مورد توجه قرار می گیرند. شما این را نمی دانید زیرا هیچ کس جرات چاپ آن را ندارد.

اگر یک روزنامه بخواهد داستان مهمی را بر روی شرکتی دفن کند که به آنها دلارهای تبلیغاتی فوق العاده ای می دهد ، آنها داستان نامطلوب را اجرا می کنند ، اما این در نسخه صبح شنبه خواهد بود که کمترین نسخه خواندن هفته است. شما باید این موارد را بدانید. من در دهه 80 از Scuttlebutt استفاده کردم ، تا وقتی نزدیک به ورشکستگی بود ، موقعیت گسترده ای در کرایسلر جمع کنم. سهام پس از تقسیم از 6 به 200 دلار رفت. سخت نیستشما نیازی به بازیگر بزرگ بازار ندارید ، هر کسی واقعاً می تواند این کار را انجام دهد.

شما به یک ذهن کنجکاو احتیاج دارید ، و من معتقدم که یک فرد نوآورانه نیز هست. فیشر مردی بود که در خارج از صندوق فکر می کرد ، و به همین دلیل پسرش کن بسیار ثروتمند بود. فیلیپ فیشر مردی است که در شرکت FMC ثروت کسب کرده و 30 سال یا بیشتر آن را متعلق به آن است. او یک بازیکن طبقه همکف در تگزاس سازها بود ، متعلق به آن بود و هزاران درصد از سهام را در اختیار داشت. او هرچه برابر بود برابر بود ، و به اعتبار فیشر ، او بزرگترین هدیه همه را به ما داد. او کتابی نوشت و با خوانندگانش در مورد چگونگی دستیابی به ثروت فراوان در بازار باز بود.

او "فرضیه بازار کارآمد" (EMT) را می گیرد و آن را از آب بیرون می کشد. بازده او و بافت های او آنقدر انحراف استاندارد به دور از میانگین است که EMT نمی تواند بر اساس نتایج آنها از تحقیقات زنده بماند.

او یک لیست معیار 15 امتیازی به شما می دهد تا انواع شرکت هایی را که با غربالگری او مطابقت دارند شناسایی کنید. او همچنین به شما پنج نباید، و سپس پنج مورد دیگر را می دهد تا از شما به عنوان یک سرمایه گذار محافظت کند. کاری که فیشر واقعا انجام می دهد این است که به شما یک الگو می دهد تا به عنوان سرمایه گذار از آن استفاده کنید. این همون چیزیه که بهش نیاز داری. این تفاوتی با رفتن به سپاه تفنگداران دریایی و گذراندن 12 هفته در آموزش اولیه ندارد. هنگامی که کارتان تمام شد، رفتارهای هوشمندانه خاصی در روح و روان خود ایجاد می کنید که در مبارزه، و سرمایه گذاری مبارزه است، می توانید برای زنده ماندن از این تکنیک ها استفاده کنید. خودکار می شوند. مهم نیست که چه سرمایه گذاری روی می دهد، می توانید آن را از طریق فیلترهایی که امتحان خود را پس داده اند قرار دهید.

در پایان می خواهم یک نکته دیگر در مورد تکنیک Scuttlebutt بگویم. اخیراً مجبور شدم تصمیم بگیرم که مقدار قابل توجهی پول در بخش خودرو سرمایه گذاری کنم. یکی از افرادی که با او مشورت کردم، افسانه ای در دهه 90 خود است که بزرگترین سرمایه گذار صندوق سرمایه گذاری مشترک در قرن بیستم است که احتمالاً بیش از یک میلیارد دلار ارزش دارد. او در گذر به من می گوید، آیا می دانید تویوتا، بزرگترین شرکت خودروسازی جهان از چه کسی می ترسد؟پاسخ شرکت های خودروسازی کره جنوبی است. که دوستان من ارزش یک ثروت را دارد و یک نمایشنامه سهام 20 ساله است که فیلیپ فیشر به آن حسادت می کرد.- نقد نوشته شده توسط ریچارد استوک.

W. Randall Jones، بنیانگذار مجله Worth، ثروتمندترین مرد در شهرها (RMITs) را در صد شهر و شهر آمریکا شناسایی و با آنها مصاحبه کرد. جونز افراد خودساخته ای را انتخاب کرد که راه موفقیت خود را از طریق سخت کوشی و خلاقیت خود پیدا کردند. در حالی که اعضای این گروه منتخب طیف وسیعی از شرکت ها و صنایع را در بر می گیرند، ویژگی های خاصی دارند. جونز این ویژگی ها را دوازده فرمان ثروت می نامد.

در اینجا چند مورد اول وجود دارد:

1. به خاطر پول به دنبال پول باشید و نخواهید یافت.- ثروت از مشارکت با ارزش واقعی ناشی می شود

2. زمین عالی خود را بیابید - نقاط قوت و استعدادهای منحصر به فرد خود را بشناسید و آنها را با اشتیاق شخصی خود مطابقت دهید.

3. BYOB: رئیس خود باشید - برای شخص دیگری کار نکنید، شرکت خود را پیدا کنید. شرکای خود را با دقت انتخاب کنید - فقط کسانی که چیز مهمی برای موفقیت شما به ارمغان می آورند.

بخش عمده ای از کتاب به توصیف این دوازده فرمان ثروت و به اشتراک گذاشتن چگونگی نشان دادن این ویژگی ها توسط مردان موفق اختصاص دارد. حکایات از گروه متنوعی از مردم موفق می آیند. مایکل دل، استفن کینگ، سام زل، فرد اسمیت، کارل ایکان، جان مک آفی، بیل گیتس، سرگی برین و لری الیسون.

گذشته از توصیف صفات ، جونز تمریناتی را ارائه می دهد تا به ما در یافتن نقاط قوت و مسیرهای فردی برای ثروت کمک کند. به عنوان مثال ، هنگام توصیف نیاز به جستجوی بیش از پول ، او پیشنهاد می کند که برای تجسم اهداف زندگی خود ، زیربنای خود را بنویسید.

من ثروتمندترین مرد را در شهر پیدا کردم: دوازده فرمان ثروت به دلیل ثروت داستانهایی که توسط منابع وی به اشتراک گذاشته شده اند ، بسیار جالب و جذاب است.

برخی از نقل قول ها به ویژه به یاد ماندنی هستند و در اینجا چند مورد وجود دارد که من نمی توانم در برابر اشتراک گذاری مقاومت کنم:

"من همیشه به جوانان می گویم که هیچ جایگزینی برای سخت کوشی و کوشش وجود ندارد. برای موفقیت در هشت ساعت در روز کار سخت طول می کشد ، اما بیشتر افراد دوازده یا سیزده ساعت در روز طول می کشد تا هشت ساعت کار خوب انجام دهند. "- جو تیلور ، مدیرعامل پیشین خانه های Log Southland و وزیر بازرگانی SC

"همه باید حداقل یک هدف خاموش داشته باشند. این هدفی است که فقط توسط شما شناخته شده است. این یک هدف دستیابی است ، دستیابی به آن بسیار دشوار است ، اما زندگی بالقوه تغییر می کند ، حتی در حال تغییر جهان است. این نوع گوها در حال تغییر جهان فقط توسط تعداد بسیار کمی از افراد محقق می شوند. اگر به آنها نرسیدید ، مطمئناً توسط دیگران مورد قضاوت قرار نمی گیرید-این راز شخصی خوب و مرتب شما است. "-دکتر. توماس فریست جونیور ، بنیانگذار شرکت بیمارستان آمریکا (HCA) ، بزرگترین شرکت مدیریت بیمارستان برای انتفاعی

همانطور که خواندم ، کپی من به آرامی با زبانه ها و یادداشت های Post-It پر شد. من این کتاب را برای کسانی که علاقه مند به کتاب های تجاری و امور مالی شخصی و عزیزانشان هستند که ممکن است به نکات مربوط به امور مالی شخصی احتیاج داشته باشند ، توصیه می کنم.-بررسی نوشته شده توسط گبی در شروع تازه.

من فرض می کنم شما از قبل می دانید که آقای لینچ کیست (مدیر سابق صندوق) ، و آنچه آقای لینچ انجام داد (او به طور مداوم بازار را شکست داد - "او یک سابقه اثبات شده دارد" - تقریباً بیست سال).

این کتاب دارای یک سبک شوخ و آسان است. این سرگرم کننده و آموزنده است ، و به زودی خواستار خواندن آن در اسرع وقت خواهید بود. مراقب باشید ، این یک کتاب آسان نیست! خواندن این کتاب جایگزینی برای سخت کوشی نیست. هیچ فرمول جادویی برای اعمال وجود ندارد. هیچ میانبر برای ثروت وجود ندارد ، شما به هر حال باید کارهای خانه خود را انجام دهید!

"One Up" در سه بخش تقسیم می شود. اولین کار با نحوه ارزیابی خود به عنوان سهامدار انجام می شود. دوم به چگونگی یافتن امیدوار کننده ترین فرصت ها ، چه چیزی در یک شرکت و چه چیزی از آن اجتناب کنید و چه چیزی را باید از شماره های مختلف استفاده کنید (نسبت P/E ، ارزش کتاب ، جریان نقدی و غیره - توضیحات واضح است ،این یک کتاب برای همه است) که اغلب در ارزیابی های فنی سهام ذکر می شود. بخش سوم اساساً مربوط به هر چیز دیگری است ، از جمله زمان خرید و چه زمانی باید بفروشید.

آقای لینچ کتاب را با قانون شماره یک خود باز می کند ، به کسانی که معتقدند متخصصان بهتر از افراد خواهند بود ، اختصاص می یابد زیرا متخصصان بیشتر می دانند و مهارت های بیشتری دارند (من به طور گسترده ای به او نقل می کنم): "گوش دادن به متخصصان را متوقف کنید! بیست سال در این تجارت من را متقاعد می کند که هر فرد عادی (...) می تواند سهام را به همین ترتیب ، اگر بهتر نباشد ، از یک متخصص وال استریت نیز انتخاب کند. "جای تعجب نیست که در اینجا و آنجا بررسی های 1 ستاره و عصبانی از این کتاب را پیدا می کنیم!

در اینجا ، به نظر من اصول اولیه این کتاب است:

تاخیر در خیابان "تحت سیستم فعلی ، سهام تا زمانی که تعدادی از موسسات بزرگ مناسب بودن آن را تشخیص ندادند و تعداد مساوی از تحلیلگران محترم وال استریت (محققانی که صنایع و شرکتهای مختلف را ردیابی می کنند) آن را به رسمیت شناخته اند ، واقعاً جذاب نیست. لیست پیشنهادیبا وجود تعداد زیادی از افراد منتظر دیگران برای انجام اولین حرکت ، شگفت آور است که هر چیزی خریداری می شود. "

یک بازار خوب یا یک بازار بد "هزاران نفر از متخصصان شاخص های بیش از حد ، شاخص های فراوان ، الگوهای سر و شانه ، نسبت های فراخوان ، سیاست های فدرال رزرو در مورد عرضه پول ، سرمایه گذاری خارجی ، حرکت صورتهای فلکی از طریق آسمانها ، وخزه روی درختان بلوط ، و آنها نمی توانند بازارها را با هرگونه قوام مفیدی پیش بینی کنند. "آیا فعلی بازار خوب است؟لطفا نپرسیدسعی نکنید بازار را به پایان برسانید.

سهام کامل "اگر تجارت اصلی را درک کنید ، دریافت داستان در یک شرکت بسیار ساده تر است. به همین دلیل من ترجیح می دهم در شیلنگ های جوراب شلواری نسبت به ماهواره های ارتباطی یا زنجیره های متل سرمایه گذاری کنم تا در فیبر نوری. هرچه ساده تر باشد ، من آن را بهتر دوست دارم. وقتی کسی می گوید ، "هر احمق می تواند این مفصل را اجرا کند" ، این یک مزیت است تا آنجا که من نگران هستم ، زیرا دیر یا زود هر احمق احتمالاً در حال اجرا است. "

چگونه می توان تنباگرها را پیدا کرد ("در اصطلاح وال استریت "تن باگر" سهامی است که در آن ده برابر پول خود به دست آورده اید.") در میان سایر "ویژگی"هایی که باید جستجو کنید، که توسط آقای لینچ توضیح داده شده است، موارد زیر عبارتند از:موارد دلخواه: نام آن کسل کننده به نظر می رسد یا حتی بهتر از آن، مضحک.- کاری کسل کننده انجام می دهد.- نهادها مالک آن نیستند و تحلیلگران آن را دنبال نمی کنند.- یک طاقچه دارد؛- خودی ها خریدار هستند.- شرکت در حال بازخرید سهام است. البته، آقای لینچ به تفصیل توضیح می دهد که چرا فکر می کند باید به دنبال این ویژگی های فوق الذکر (و سایر ویژگی های) در یک سهام بگردید تا آن را به عنوان "خرید" تعیین کنید.

نقص در ارزش کتاب «ارزش کتاب این روزها توجه زیادی را به خود جلب کرده است شاید به این دلیل که یافتن عدد بسیار آسانی است. می بینید که در همه جا گزارش شده است (…). مردم روی این تئوری سرمایه گذاری می کنند که اگر ارزش دفتری هر سهم 20 دلار باشد و سهام به قیمت 10 دلار فروخته شود، چیزی را با نصف قیمت دریافت می کنند. نقص این است که ارزش دفتری اعلام شده اغلب رابطه کمی با ارزش واقعی شرکت دارد. غالباً واقعیت را با اختلاف زیادی کم یا زیاد می کند. پن سنترال در زمان ورشکستگی، ارزش دفتری بیش از 60 دلار برای هر سهم داشت!».

من می توانم تنها نقطه ضعفی را که در این کتاب پیدا کردم پس از نقل قول زیر خلاصه کنم: «در یک مقطعی به این نتیجه رسیدم که صنعت متل سازی قرار است یک چرخش چرخه ای داشته باشد. من قبلاً در United Is، بزرگترین امتیاز دهنده Holiday Is، سرمایه گذاری کرده بودم، و گوشم را برای فرصت های دیگر باز نگه داشتم. در طی یک مصاحبه تلفنی با یکی از معاونان در United Is، از من پرسیدم که کدام شرکت موفق ترین رقیب Holiday I است.

"پرسیدن در مورد رقابت یکی از تکنیک های مورد علاقه من برای یافتن سهام جدید امیدوار کننده است. موکموک ها در نود و پنج درصد مواقع در مورد رقابت منفی صحبت می کنند و این معنای زیادی ندارد. اما وقتی یکی از مدیران یک شرکت اعتراف می کند که تحت تأثیر شرکت دیگری قرار گرفته است، می توانید شرط بندی کنید که آن شرکت کاری را درست انجام می دهد. هیچ چیز نمی تواند صعودی تر از تحسین ناامید کننده یک رقیب باشد."La Quinta Motors Is"، نایب رئیس United Is مشتاق شد. آنها کار بزرگی انجام می دهند. آنها ما را در هیوستون و دالاس می کشند.»او بسیار تحت تأثیر قرار گرفت، و من هم همینطور.»

خب، من حدس می زنم که همه می توانند تلفن را بردارند و یک مکالمه خوب و آشکار درباره رقابت با معاون یک شرکت بزرگ داشته باشند، اوه؟آیا باور نمی کنید که احتمالاً این اتفاق برای شما نیز بیفتد، درست است؟

و فقط در مورد ، آیین نامه کامل SEC به هر حال تقریباً غیرممکن شده است (خدا آرتور لویت ، رئیس سابق SEC را که به ما داده است - پس از اینکه آقای لینچ این کتاب را نوشت ، به ما داد).

گذشته از آن ، چه کتاب عالی! من قطعاً این کلاسیک بی انتها را توصیه می کنم.-EVIEW نوشته شده توسط Giancarlo Nicoli.

من یک طرفدار ارزش سرمایه گذاری در همه تغییرات مختلف آن هستم ، بنابراین وقتی در یک کتاب در مورد موضوع ، به ویژه از یک پزشک ماهر ، آن را اجرا می کنم ، آن را خریداری می کنم. من بررسی های بیشتری در مورد سرمایه گذاری ارزش انجام خواهم داد ، اما یکی از اولین کاری که من می خواستم انجام دهم سرمایه گذاری ارزش ، توسط مارت ویتمن بود.

بنابراین ، من شروع به جستجوی نسخه خود می کنم ، و نمی توانم آن را پیدا کنم. Arrgh ، من می توانم حدس بزنم چه اتفاقی افتاده است. من آن را قرض داده ام ، نمی توانم به خاطر بیاورم که به چه کسی قرض داده ام ، اما وام گیرنده هرگز آن را به من بازگرداند. من از خودم اذیت شدم ، من متوجه کتابی می شوم که به همان اندازه خوب ، سرمایه گذار محافظه کار تهاجمی ، توسط مارت ویتمن و مارتین شوبیک باشد. حتی بهتر ، پس از 20 سال از چاپ ، دوباره به چاپ می رسد.

بنابراین ، چه چیزی در مورد کتاب بسیار عالی است؟(بیشتر این موارد در مورد هر دو کتاب صدق می کند.) ماری ویتمن رویکرد قوی "چه چیزی می تواند اشتباه کند" دارد. او می فهمد که او و بیشتر سرمایه گذاران دیگر در خارج از سرمایه گذاران اقلیت منفعل خواهند بود. ما فقط سوار اتوبوس می شویم. سرمایه گذاران کنترل فعال داخل اتوبوس را رانندگی می کنند و اگر می خواهیم با امنیت معقول درآمد کسب کنیم ، باید انگیزه های کسانی که شرکت ها را کنترل می کنند درک کنیم. آنها تا حدودی نامتناسب از کنترل سود می برند. آنها دستمزدها و مزایایی را دریافت می کنند که سایر سهامداران دریافت نمی کنند ، می توانند تأمین مالی ارزان قیمت را بدست آورند و علاوه بر سایر مزایا ، مواجهه مالیاتی را نیز محدود کنند.

مانند من ، ویتمن به نظریه مدرن نمونه کارها اهمیت نمی دهد. قابل توجه تر برای یک سرمایه گذار ارزشمند ، او چند انتقاد از نوع سنتی "گراهام و پاد" سرمایه گذاری ارزش دارد.

* به طور معمول ، برای "نگرانی" موقعیت ها بهترین کار را می کند ، و نه موقعیت هایی که فعال سازی برای باز کردن ارزش لازم باشد.(اگرچه ، گراهام در حرفه خود کارهایی از این دست انجام داد ؛ او فقط سعی نکرد که آماتورها را در این باره آموزش دهد.) * اگر اطلاعات کافی در مورد هدف را می توان به شرکت های با کیفیت بالا نمی برد. اطلاعات اجازه می دهد تا خطر بیشتری انجام شود.

چهار مورد وجود دارد که او در سرمایه گذاری سهام بر آن اصرار دارد:

1. وضعیت مالی قوی 2. مدیریت صادقانه که طلبکار آگاه و سهامدار است 3. افشای کافی اطلاعات مربوط به موفقیت شرکت 4. سهام را می توان با ارزش کمتر از ارزش دارایی خالص خریداری کرد (ارزش کتاب تنظیم شده)از شرکت

اگر این موارد را در جای خود داشته باشید ، چیز زیادی را از دست نخواهید داد ، و اگر تیم مدیریت تصمیمات تقویت کننده ارزش را می گیرد ، می توانید پول زیادی را برای سهام بدست آورید.

ویتمن استرس زیادی در خواندن از طریق اسناد ثبت شده به SEC می کند. آنها ممکن است کامل نباشند ، اما مدیریت ها می دانند که آنها نیاز به ارائه افشای کافی از اطلاعات مادی دارند ، یا می توان از آنها شکایت کرد. در پرونده های SEC چیزهای زیادی فاش می شود ، و همه سرمایه گذار آن را نمی بیند.

او همچنین در درک محدودیت های حسابداری ، چه تحت GAAP ، مالیات یا هر مبنای دیگری ، استرس زیادی را ایجاد می کند. مقایسه پایگاه های مختلف حسابداری گاهی اوقات می تواند بهزیستی مالی واقعی یک شرکت را روشن کند.(توجه: این همان چیزی است که من را در مورد اسکاتلندی دوباره کشته است. من باید سودآوری GAAP را زیر سوال برده ام ، وقتی که آنها هرگز مالیات نمی پرداختند.) او فرضیات اساسی در پشت حسابداری GAAP را ذکر می کند و توضیح می دهد که چگونه می توانند تخمین ارزش اقتصادی را تحریف کنند. صادقانه بگویم ، امروز از بعضی جهات بدتر از زمانی است که وی نسخه اول را در سال 1979 نوشت. حسابداری GAAP انعطاف پذیرتر است و امروزه در بین شرکت ها قابل مقایسه تر است.

مارتی ویتمن به دنبال موقعیت هایی است که می توان از منابع موجود در یک شرکت به روشی بهتر استفاده کرد و در این فرآیند ارزش ایجاد کرد.

* آیا شرکت بیش از حد محافظه کارانه تأمین می شود؟شاید وام گرفتن پول برای خرید سهام یا صدور سود سهام ویژه می تواند ارزش را باز کند.* آیا بخش هایی وجود دارد که تحت کنترل قرار می گیرند یا در یک شرکت دیگر بهتر خواهد بود؟* آیا مشوق های مدیریت به درستی با سهامداران هماهنگ هستند؟* آیا شرکت بهتر از خصوصی شدن است؟* آیا مقررات دولت کمک است یا مانع؟(موانع ورود) * تجزیه و تحلیل ساختارهای شرکتی برای محل ارزش.

فراتر از آن ، او توضیح می دهد که چگونه می توان مقادیر دارایی خالص را محاسبه کرد ، به عنوان متمایز از ارزش های کتاب. او مشکلات مربوط به درآمد را به عنوان یک معیار ارزش توصیف می کند. او ارزش سود سهام و توزیع های دیگر را توضیح می دهد. او همچنین توضیح می دهد که چه زمانی می تواند برای داشتن شرکت هایی که پول خود را از دست می دهند معقول باشد.(مقادیر اساسی به شکلی در حال رشد هستند که مبنای حسابداری مالیاتی به دست نیاورد.)

این یک کتاب خوب استهمراه با سرمایه گذاری ارزش ، تصویری کامل از چگونگی فکر کردن مارت ویتمن در مورد سرمایه گذاری ارزش به شما می دهد. او یکی از سرمایه گذاران پیشرو در زمان ما است ، اما او بیشتر از بیشتر در تئوری اساسی صرف کرده است. برای کسانی که می خواهند عمیق تر درباره سرمایه گذاری ارزش فکر کنند ، مارت ویتمن یک خواندن بسیار توصیه شده است.-EVIEW نوشته شده توسط دیو مرکل در وبلاگ ALEPH.

این احتمالاً مشهورترین کتاب کلیه کتابهای در عرصه سرمایه گذاری است که به عنوان یکی از مهمترین کتاب ها توسط چندین افسانه سرمایه گذاری مانند وارن بوفه نقل شده است. بافت که گراهام را به عنوان معلم داشت و دانش آموز مورد علاقه خود که بالاترین درجه را کسب می کرد ، تنها کسی بود که به A+داده شد. پس از فارغ التحصیلی ، بافت برای صندوق گراهام به کار خود ادامه داد.

نسخه اول در سال 1934 در عمق افسردگی نوشته شده است ، که به گراهام الهام بخش بود تا راهی محافظه کارانه تر و امن تر برای سرمایه گذاری را جستجو کند. گراهام موافقت کرد که در دانشگاه کلمبیا با این شرط که شخصی یادداشت برد. Dodd ، سپس یک مربی جوان در کلمبیا ، داوطلب شد. این رونوشت ها به عنوان پایه ای برای این کتاب خدمت می کردند که مفهوم سرمایه گذاری ارزش را "ایجاد" کرده است. نسخه دوم یک به روزرسانی جزئی است و توسط بسیاری از آنها بهترین هستند.

با این حال ، بیش از 70 سال قدمت دارد ، و من شخصاً همیشه آن را احساس کرده ام و تعداد زیادی کتاب سرمایه گذاری با ارزش مدرن دیگر وجود دارد که با آنها راحت تر است. به همین دلیل است که وقتی این کتاب ، نسخه ششم ، در سال 2009 رسید ، من با شادی پریدم زیرا تقریباً هرکسی که هر کسی در عرصه سرمایه گذاری ارزش باشد شخصاً کمک کرده است. وارن بافت پیشگفتار را نوشته است ، ست کلارمن ویرایشگر است که مقدمه ای عالی را می نویسد و سرانجام جیمز گرانت مقدمه ای جذاب را می نویسد. سپس نظرات افراد مشهور مختلف را دنبال کنید و نظریه های گراهام را در یک محیط فعلی قرار دهید.

این کتاب دارای هشت بخش است و مأموریت تجزیه و تحلیل امنیتی ، اوراق بهادار به معنی سهام ، اوراق قرضه و تغییرات آن است. تقریباً نیمی از کتاب به سهام و اوراق قرضه دیگر و غیره می پردازد. فکر می کنم اگر شما روی سهام متمرکز باشید ، خواندن قسمت 1 - درس های اساسی و قسمت 5 - تجزیه و تحلیل بیانیه درآمد کافی است. بقیه یا مربوط به حقوق صاحبان سهام نیستند و یا با جزئیات و صریح و ظریف و گاه کسل کننده است. با این حال ، مقدمه هر فصل توسط سوپراستارهای فعلی بسیار آسان است. آنها در هر قسمت ، اهمیت امروز ، جایی که موافق و مخالف هستند ، و نحوه استفاده از آن در تجارت فعلی خود ، دیدگاه آن را به روز می کنند.

من متن هاوارد را در زمینه اوراق قرضه ، بروس برکوویتز که در مورد سود سهام سهام می نویسد ، برجسته می کنم و سرانجام بروس گرینوالد که در مورد ترازنامه و پیامدهای ارزیابی می نویسد.

در این کتاب مشاوره بی انتها وجود دارد ، برای من موارد زیر از جمله ساده ترین و عملی ترین ایده های گراهام است. با توجه به زمان بندی: "این نظر ما است که زمان بندی بازار سهام را نمی توان انجام داد مگر اینکه زمان خرید مربوط به سطح قیمت جذاب باشد ، همانطور که با استانداردهای تحلیلی اندازه گیری می شود."وی در ادامه اظهار داشت كه "سرمایه گذار باید براساس تاریخ ، 5-10 سال گذشته و برآورد محافظه كار در مورد آینده ، شماره درآمد عادی را محاسبه كند."

همه محصولی از زمانی هستند که ما در آن زندگی می کنیم. واضح است که آقای گراهام نیز از این قاعده مستثنی نبود. وی در سال 1894 به دنیا آمد و خانواده وی در تصادف سال 1907 ویران شدند. او از کلمبیا 1914 فارغ التحصیل شد ، به عنوان تحلیلگر کار کرد و پس از آن در سال 1926 یک شرکت سرمایه گذاری (گراهام و نیومن) را شروع کرد. کار او قبل از این تصادف نشان می دهد که وی بوده است. یک سرمایه گذار محافظه کار قبلاً قبل از سقوط بازار 1929 ، اما عمق آن به وضوح او را نیز با تعجب انجام داد. او پول زیادی را از دست داد و برخی حتی اظهار داشتند که وی خراب شده است.

Jason Zweig, the editor of the second edition, says he lost 70% 1929-1932. From then his Graham-Newman corp had 14.7% aual retu 1936-1956, vs market 12.2%, it was a fund closed to outside investors, (pre 2/20 fees it was>20 ٪ در سال). اما هرچه بزرگتر شد ، کمی نظر خود را تغییر داد. در دهه 70 او با استناد به تلاش ها و هزینه های گسترده مورد نیاز برای تولید بازده برتر در یک بازار کارآمد مدرن ، از استفاده از تکنیک های شرح داده شده در متن خود در انتخاب سهام جداگانه متوقف شد. راه او برای یافتن معامله ها دشوارتر شد ، اما این برای دانش آموز A+ او مشکلی نبود. وارن بافت به سرعت خواندن یک کتاب دیگر ، فیلیپ فیشر ، سهام مشترک و سود غیر معمول را پذیرفت. نتیجه تاریخ سرمایه گذاری است.-بررسی نوشته شده توسط سرمایه گذاری توسط کتاب ها.

اخبار رمز ارزها...
ما را در سایت اخبار رمز ارزها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : منیژه سلیمی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 12 خرداد 1402 ساعت: 15:03