1. کسی که به عنوان یک عامل برای دیگران عمل می کند، مانند مذاکره در قراردادها، خریدها یا فروش ها در ازای کارمزد یا کمیسیون.
[انگلیسی میانه brokour، از Anglo-Norman brocour، abrocour; مشابه آلبوروک اسپانیایی، هدیه تشریفاتی در پایان معامله تجاری، از عربی al-barka، برکت، نوع محاوره ای al-baraka: al-، the + baraka، برکت، لطف الهی (از bāraka، به برکت، رجوع کنید به brk درریشه های سامی).]
American Heritage® Dictionary of the English Language، ویرایش پنجم. کپی رایت © 2016 توسط شرکت انتشاراتی Houghton Mifflin Harcourt. منتشر شده توسط شرکت انتشاراتی Houghton Mifflin Harcourt. تمامی حقوق محفوظ است.
دلال
1. (بورس اوراق بهادار) عاملی که به وکالت از اصیل اقدام به خرید یا فروش کالا و اوراق بهادار و غیره در قبال کارمزد می کند: کارگزار بیمه.
[C14: از انگلیسی-فرانسوی brocour broacher (از چلیک، بنابراین، کسی که می فروشد، عامل)، از broquier قدیمی شمال فرانسوی to tap a cask، from broque tap of a cask; بروشور 1 را ببینید]
دیکشنری انگلیسی کالینز کامل و بدون خلاصه، نسخه دوازدهم 2014 © ناشران هارپر کالینز 1991، 1994، 1998، 2000، 2003، 2006، 2007، 2009، 2011، 2014
دلال
5. مذاکره کردن، ترتیب دادن، یا دستکاری به عنوان یک واسطه: نامزدی ریاست جمهوری با میانجیگری طرفداران حزب. یک کنوانسیون سیاسی با واسطه
فرهنگ لغت کالج Random House Keerman Webster, © 2010 K Dictionaries Ltd. حق چاپ 2005، 1997، 1991 توسط Random House, Inc. کلیه حقوق محفوظ است.
دلال
- در اصل دلال یا دلال شراب را به مقدار ارزان می خرید و با سود می فروخت. دلال به معنای هر خرده فروشی است که این کار را انجام می دهد یا واسطه/عامل.
دلال
فعل ماضی: واسطه گروند: دلالی
| حاضر |
| من دلال هستم |
| شما دلال |
| او / او کارگزاران |
| ما دلالی |
| شما دلال |
| دلال می کنند |
| پیشنویس |
| دلالی کردم |
| تو واسطه شدی |
| او واسطه شد |
| واسطه شدیم |
| تو واسطه شدی |
| دلالی کردند |
| حال استمراری |
| دارم دلالی میکنم |
| شما دلالی می کنید |
| او دلالی می کند |
| ما دلالی می کنیم |
| شما دلالی می کنید |
| دلالی می کنند |
| ماضی نقلی |
| من دلالی کرده ام |
| شما دلالی کرده اید |
| او دلالی کرده است |
| ما دلالی کرده ایم |
| شما دلالی کرده اید |
| دلالی کرده اند |
| گذشته استمراری |
| دلالی می کردم |
| دلالی می کردی |
| او دلالی می کرد |
| داشتیم دلالی میکردیم |
| دلالی می کردی |
| دلالی می کردند |
| گذشته کامل |
| دلالی کرده بودم |
| دلالی کرده بودی |
| او دلالی کرده بود |
| ما دلالی کرده بودیم |
| دلالی کرده بودی |
| دلالی کرده بودند |
| آینده |
| دلال خواهم کرد |
| شما دلالی خواهید کرد |
| او دلالی خواهد کرد |
| ما دلالی خواهیم کرد |
| شما دلالی خواهید کرد |
| دلال خواهند کرد |
| آینده کامل |
| من کارگزاری خواهم کرد |
| شما کارگزاری خواهید کرد |
| او/او/آن کارگزار خواهد شد |
| ما کارگزاری خواهیم کرد |
| شما کارگزاری خواهید کرد |
| آنها کارگزاری خواهند کرد |
| مداوم آینده |
| من کارگزاری خواهم شد |
| شما کارگزاری خواهید شد |
| او/او/این کارگزار خواهد بود |
| ما کارگزاری خواهیم شد |
| شما کارگزاری خواهید شد |
| آنها کارگزاری خواهند شد |
| حال کامل استمراری |
| من کارگزاری بوده ام |
| شما کارگزاری بوده اید |
| او/او/این کارگزاری بوده است |
| ما کارگزاری بوده ایم |
| شما کارگزاری بوده اید |
| آنها کارگزاری بوده اند |
| آینده کامل آینده |
| من کارگزاری خواهم شد |
| شما کارگزاری خواهید شد |
| او/او/این کارگزار خواهد بود |
| ما کارگزاری خواهیم شد |
| شما کارگزاری خواهید شد |
| آنها کارگزاری خواهند شد |
| گذشته کامل استمراری |
| من کارگزاری شده بودم |
| شما کارگزاری کرده اید |
| او/او کارگزار بوده است |
| ما کارگزاری شده بودیم |
| شما کارگزاری کرده اید |
| آنها کارگزاری بوده اند |
| مشروط |
| من کارگزار می شوم |
| شما کارگزار می کنید |
| او/او/آن کارگزار است |
| ما کارگزار می شویم |
| شما کارگزار می کنید |
| آنها کارگزار می شدند |
| مشروط گذشته |
| من کارگزاری می کردم |
| شما کارگزاری می کردید |
| او/او/آن کارگزار بود |
| ما کارگزاری می کردیم |
| شما کارگزاری می کردید |
| آنها کارگزاری می کردند |
کارگزاری ، شرکت کارگزاری ، شرکت اوراق بهادار - تجارت کارگزار سهام ؛هزینه ای را برای عمل به عنوان واسطه بین خریدار و فروشنده هزینه می کند
اخبار رمز ارزها...
ما را در سایت اخبار رمز ارزها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : منیژه سلیمی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
12 خرداد
1402 ساعت: 15:09