10. 2 مدل انحصار

ساخت وبلاگ

تجزیه و تحلیل گزینه ها یک چالش پیچیده تر برای یک شرکت انحصاری است تا یک شرکت کاملاً رقابتی. از این گذشته ، یک شرکت رقابتی قیمت بازار را مطابق داده می کند و خروجی حداکثر سود خود را تعیین می کند. از آنجا که یک انحصار بازار خود را به خودی خود دارد ، می تواند نه تنها بازده آن بلکه قیمت آن را نیز تعیین کند. چنین شرکت هایی چه نوع قیمت و خروجی چنین شرکتی را ایجاد می کنند؟

ما در چارچوب قانون تصمیم گیری حاشیه ای به این سؤال پاسخ خواهیم داد: یک شرکت واحدهای اضافی از کالای کالا را تولید می کند تا اینکه درآمد حاشیه ای برابر با هزینه حاشیه ای باشد. برای اعمال این قانون برای یک شرکت انحصاری ، ابتدا باید رابطه ویژه بین تقاضا و درآمد حاشیه ای را برای انحصار بررسی کنیم.

انحصار و تقاضای بازار

از آنجا که یک شرکت انحصاری بازار خود را به خودی خود دارد ، با منحنی تقاضای بازار روبرو است. شکل 10. 3 "رقابت کامل در مقابل انحصار" موقعیت های تقاضا را که توسط یک انحصار و یک شرکت کاملاً رقابتی روبرو است ، مقایسه می کند. در پانل (الف) ، قیمت تعادل برای یک شرکت کاملاً رقابتی با تقاطع منحنی های تقاضا و عرضه تعیین می شود. منحنی عرضه بازار به سادگی با جمع بندی منحنی های عرضه بنگاه های انفرادی یافت می شود. این موارد ، به نوبه خود ، از بخش هایی از منحنی های هزینه حاشیه ای تشکیل شده است که بالاتر از منحنی های متوسط هزینه متغیر قرار دارند. منحنی هزینه حاشیه ای ، MC ، برای یک شرکت واحد نشان داده شده است. به شکستن محور افقی توجه کنید که نشان می دهد مقدار تولید شده توسط یک شرکت واحد ، بخش ناچیزی از کل است. در یک مدل کاملاً رقابتی ، یک شرکت هیچ ارتباطی با تعیین قیمت بازار ندارد. هر بنگاه در یک صنعت کاملاً رقابتی با منحنی تقاضای افقی تعریف شده توسط قیمت بازار روبرو است.

شکل 10. 3 رقابت کامل در مقابل انحصار

Perfect Competition Versus Monopoly

پانل (الف) تعیین قیمت و بازده تعادل را در یک بازار کاملاً رقابتی نشان می دهد. یک شرکت معمولی با منحنی هزینه حاشیه ای MC یک قیمت گیرنده است ، تصمیم به تولید مقدار Q با قیمت تعادل p. در پانل (ب) یک انحصار با منحنی تقاضای بازار شیب دار روبرو است. به عنوان یک حداکثر سود ، بازده حداکثر سود خود را تعیین می کند. با این حال ، پس از تعیین این مقدار ، قیمتی که می تواند آن را بفروشد ، از منحنی تقاضا یافت می شود. شرکت انحصار می تواند واحدهای اضافی را تنها با کاهش قیمت بفروشد. در مقابل ، این شرکت کاملاً رقابتی می تواند هر مقدار مورد نظر خود را با قیمت بازار بفروشد.

با وضعیت نشان داده شده در پانل (الف) با یکی از شرکتهای انحصاری در پانل (ب) روبرو شوید. از آنجا که این تنها تأمین کننده در صنعت است ، انحصاریست به تنهایی با منحنی تقاضای بازار شیب دار روبرو است. ممکن است تولید هر مقدار را انتخاب کند. اما بر خلاف یک شرکت کاملاً رقابتی ، که می تواند تمام آنچه را که می خواهد با قیمت بازار در حال فروش بفروشد ، یک انحصارگر می تواند تنها با کاهش قیمت خود مقدار بیشتری را بفروشد.

به عنوان مثال فرض کنید که یک شرکت انحصاری می تواند مقدار Q را بفروشد1واحدها با قیمت p1در پانل (ب). اگر می خواهد بازده خود را به q افزایش دهد2واحدها - و آن مقدار را بفروشید - باید قیمت آن را به P کاهش دهد2بشربرای فروش مقدار Q3این باید قیمت را به p کاهش دهد3بشرشرکت انحصار ممکن است قیمت و بازده خود را انتخاب کند ، اما محدود به ترکیبی از قیمت و خروجی است که بر منحنی تقاضا نهفته است. به عنوان مثال نمی تواند قیمت P را شارژ کند1و فروش مقدار Q3بشربرای تعیین قیمت ، یک شرکت باید با یک منحنی تقاضای شسته شده رو به پایین روبرو شود.

کشش کل درآمد و قیمت

خاصیت ارتجاعی شرکت با توجه به قیمت ، پیامدهای مهمی در ارزیابی تأثیر تغییر قیمت بر درآمد کل دارد. همچنین ، کشش قیمت تقاضا می تواند در نقاط مختلف منحنی تقاضای یک شرکت متفاوت باشد. در این بخش خواهیم دید که چرا یک شرکت انحصاری همیشه قیمتی را در منطقه الاستیک منحنی تقاضای خود انتخاب می کند.

فرض کنید منحنی تقاضا با یک شرکت انحصاری توسط معادله 10. 1 داده شده است ، جایی که Q مقدار مورد نیاز در هر واحد زمان و P قیمت هر واحد است:

[لاتکس] q = 10 - p [/لاتکس]

این معادله تقاضا حاکی از برنامه تقاضا است که در شکل 10. 4 "تقاضا ، کشش و درآمد کل" نشان داده شده است. درآمد کل برای هر مقدار برابر با مقدار برابر قیمت است که در آن مقدار مورد نیاز است. منحنی درآمد کل شرکت انحصار در پنل (B) آورده شده است. از آنجا که یک انحصارگر برای افزایش فروش باید قیمت هر واحد را کاهش دهد ، با افزایش تولید ، کل درآمد همیشه افزایش نمی یابد. در این حالت ، هنگام فروش 5 واحد ، درآمد کل حداکثر 25 دلار می رسد. فراتر از 5 واحد ، درآمد کل شروع به کاهش می کند.

شکل 10. 4 تقاضا ، خاصیت ارتجاعی و کل درآمد

Demand Elasticity, and Total Revenue

فرض کنید یک انحصار با منحنی تقاضای شیب دار رو به پایین که در پانل (A) نشان داده شده است روبرو است. برای افزایش مقدار فروخته شده ، باید قیمت را کاهش دهد. درآمد کل با ضرب قیمت و کمیت فروخته شده در هر قیمت یافت می شود. درآمد کل ، ترسیم شده در پانل (B) ، 25 دلار به حداکثر می رسد ، هنگامی که مقدار فروخته شده 5 واحد و قیمت 5 دلار است. در آن مرحله از منحنی تقاضا ، کشش قیمت تقاضا برابر است با 1.

منحنی تقاضا در پانل (الف) شکل 10. 4 "تقاضا ، کشش و درآمد کل" محدوده ای از ارزش های کشش قیمت تقاضا را نشان می دهد. ما آموخته ایم که کشش قیمت در یک منحنی تقاضای خطی به روشی خاص متفاوت است: تقاضا در نقاط در نیمه بالایی منحنی تقاضا و قیمت در نیمی پایین منحنی تقاضا الاستیک است. اگر تقاضا قیمت الاستیک باشد ، کاهش قیمت کل درآمد را افزایش می دهد. برای فروش یک واحد اضافی ، یک شرکت انحصاری باید قیمت خود را کاهش دهد. فروش یک واحد دیگر درآمد را افزایش می دهد زیرا درصد افزایش مقدار مورد نیاز بیش از درصد کاهش قیمت است. دامنه الاستیک منحنی تقاضا مربوط به دامنه ای است که منحنی درآمد کل در پانل (ب) شکل 10. 4 "تقاضا ، کشش و درآمد کل" در حال افزایش است.

اگر تقاضا غیرقانونی باشد ، کاهش قیمت کل درآمد را کاهش می دهد زیرا درصد افزایش مقدار مورد نیاز کمتر از درصد کاهش قیمت است. درآمد کل در حالی که شرکت واحدهای اضافی را از طریق محدوده غیرقانونی منحنی تقاضا به فروش می رساند. بخش شیب دار رو به پایین از کل منحنی درآمد در پانل (ب) با دامنه غیرقانونی منحنی تقاضا مطابقت دارد.

سرانجام ، به یاد بیاورید که نقطه میانی منحنی تقاضای خطی نقطه ای است که در آن تقاضا به قیمت واحد الاستیک می شود. این نقطه در کل منحنی درآمد در پنل (ب) با نقطه ای که در آن کل درآمد به حداکثر می رسد مطابقت دارد.

رابطه بین کشش قیمت ، تقاضا و درآمد کل پیامدهای مهمی برای انتخاب قیمت و خروجی حداکثر سود دارد: یک شرکت انحصاری هرگز در محدوده غیرقانونی منحنی تقاضا ، قیمت و خروجی را انتخاب نمی کند. به عنوان مثال فرض کنید که شرکت انحصاری در شکل 10. 4 "تقاضا ، کشش و درآمد کل" ارائه شده است ، 3 دلار شارژ می کند و 7 واحد را به فروش می رساند. درآمد کل آن 21 دلار است. از آنجا که این ترکیب در قسمت غیرقانونی منحنی تقاضا است ، شرکت می تواند با افزایش قیمت خود ، کل درآمد خود را افزایش دهد. در عین حال می تواند هزینه کل آن را کاهش دهد. افزایش قیمت به معنای کاهش تولید است. کاهش تولید باعث کاهش هزینه کل می شود. اگر این شرکت در محدوده غیرقانونی منحنی تقاضای خود فعالیت کند ، پس حداکثر سود نیست. این شرکت می تواند با افزایش قیمت و کاهش تولید سود بالاتری کسب کند. تا زمانی که در قسمت الاستیک منحنی تقاضای آن قرار نگیرد ، قیمت خود را افزایش می دهد. بنابراین یک شرکت انحصار حداکثر سود در محدوده الاستیک منحنی تقاضای خود ، یک ترکیب قیمت و خروجی را انتخاب می کند.

البته شرکت می تواند نقطه ای را انتخاب کند که در آن تقاضا قیمت واحد الاستیک باشد. در آن مرحله ، درآمد کل به حداکثر می رسد. اما شرکت به دنبال حداکثر سود است ، نه کل درآمد. راه حلی که درآمد کل را به حداکثر می رساند ، سود را به حداکثر نمی رساند مگر اینکه هزینه حاشیه ای صفر باشد.

تقاضا و درآمد حاشیه ای

در یک مورد کاملاً رقابتی ، درآمد اضافی که یک شرکت از فروش یک واحد اضافی - درآمد حاشیه ای آن - برابر با قیمت بازار است. منحنی تقاضای شرکت ، که یک خط افقی در قیمت بازار است ، همچنین منحنی درآمد حاشیه ای آن است. اما یک شرکت انحصاری می تواند تنها با پایین آمدن قیمت یک واحد اضافی را بفروشد. این واقعیت رابطه بین منحنی تقاضای انحصار و درآمد حاشیه آن را پیچیده می کند.

فرض کنید شرکت در شکل 10. 4 "تقاضا ، کشش و کل درآمد" 2 واحد را با قیمت 8 دلار در هر واحد به فروش می رساند. درآمد کل آن 16 دلار است. اکنون می خواهد واحد سوم را بفروشد و می خواهد درآمد حاشیه آن واحد را بشناسد. برای فروش 3 واحد به جای 2 ، شرکت باید قیمت خود را به 7 دلار در هر واحد کاهش دهد. کل درآمد به 21 دلار افزایش می یابد. درآمد حاشیه ای واحد سوم 5 دلار است. اما قیمتی که شرکت در آن 3 واحد می فروشد 7 دلار است. درآمد حاشیه ای کمتر از قیمت است.

برای دیدن اینکه چرا درآمد حاشیه واحد سوم کمتر از قیمت آن است ، باید با دقت بیشتری بررسی کنیم که چگونه فروش آن واحد بر درآمد شرکت تأثیر می گذارد. این شرکت 7 دلار از فروش واحد سوم به ارمغان می آورد. اما فروش واحد سوم این شرکت را ملزم به پرداخت قیمت 7 دلار به جای 8 دلار که این شرکت برای 2 واحد شارژ می کرد ، پرداخت می کند. اکنون شرکت برای 2 واحد اول کمتر دریافت می کند. درآمد حاشیه ای واحد سوم 7 دلار است که این شرکت برای آن واحد منهای کاهش 1 دلار درآمد برای هر دو واحد اول دریافت می کند. درآمد حاشیه ای واحد سوم 5 دلار است.(در این فصل فرض می کنیم که شرکت انحصار تمام واحدهای خروجی را با همان قیمت به فروش می رساند. در فصل بعد ، ما به مواردی خواهیم پرداخت که شرکت ها قیمت های مختلفی را به مشتریان مختلف پرداخت می کنند.)

درآمد حاشیه ای برای شرکت انحصار کمتر از قیمت است. شکل 10. 5 "تقاضا و درآمد حاشیه ای" رابطه بین تقاضا و درآمد حاشیه ای را نشان می دهد ، بر اساس منحنی تقاضا معرفی شده در شکل 10. 4 "تقاضا ، کشش و درآمد کل". مثل همیشه ، ما کنوانسیون ترسیم مقادیر حاشیه ای را در نقاط میانی فواصل دنبال می کنیم.

شکل 10. 5 تقاضا و درآمد حاشیه ای

Demand and Marginal Revenue

منحنی درآمد حاشیه ای برای شرکت انحصاری زیر منحنی تقاضای خود قرار دارد. این درآمد اضافی حاصل از فروش یک واحد اضافی را نشان می دهد. توجه کنید که ، مثل همیشه ، مقادیر حاشیه ای در نقاط میانی فواصل مربوطه ترسیم می شود.

هنگامی که منحنی تقاضا خطی است ، مانند شکل 10. 5 "تقاضا و درآمد حاشیه ای" ، منحنی درآمد حاشیه ای طبق قوانین زیر می تواند قرار گیرد: منحنی درآمد حاشیه ای همیشه زیر منحنی تقاضا است و منحنی درآمد حاشیه ای هر گونه افقی را نشان می دهدخط بین محور عمودی و منحنی تقاضا کشیده شده است. به عبارت دیگر ، منحنی درآمد حاشیه ای دو برابر شیب دار منحنی تقاضا خواهد بود. منحنی تقاضا در شکل 10. 5 "تقاضا و درآمد حاشیه ای" توسط معادله q = 10 - p ارائه شده است ، که می تواند p = 10 - Q نوشته شود. منحنی درآمد حاشیه ای توسط P = 10 - 2Q داده می شود ، که دو برابر شیب دار منحنی تقاضا است.

منحنی درآمد و تقاضای حاشیه ای در شکل 10. 5 "تقاضا و درآمد حاشیه ای" از این قوانین پیروی می کند. منحنی درآمد حاشیه ای در زیر منحنی تقاضا قرار دارد و هر خط افقی را که از محور عمودی به منحنی تقاضا کشیده شده است ، جدا می کند. به عنوان مثال ، با قیمت 6 دلار ، مقدار مورد نیاز 4 است. منحنی درآمد حاشیه ای از 2 واحد با این قیمت عبور می کند. با قیمت 0 ، مقدار مورد نیاز 10 است. منحنی درآمد حاشیه ای در این مرحله از 5 واحد عبور می کند.

درست همانطور که بین منحنی تقاضای شرکت و کشش قیمت تقاضا رابطه وجود دارد ، بین منحنی درآمد حاشیه ای آن و خاصیت خاصیت ارتجاعی آن رابطه وجود دارد. جایی که درآمد حاشیه ای مثبت است ، تقاضا قیمت الاستیک است. جایی که درآمد حاشیه ای منفی است ، تقاضا قیمت غیرقانونی است. جایی که درآمد حاشیه ای صفر است ، تقاضا قیمت واحد الاستیک است.

وقتی درآمد حاشیه ای است ... سپس تقاضا ...
مثبت ، قیمت الاستیک.
منفی، قیمت غیرقانونی.
صفر ، قیمت واحد الاستیک.

یک شرکت واحد اضافی از تولید را با درآمد حاشیه ای منفی تولید نمی کند. و با فرض اینکه تولید یک واحد اضافی هزینه ای دارد ، یک شرکت در صورت داشتن درآمد حاشیه ای صفر ، واحد اضافی را تولید نمی کند. از آنجا که یک شرکت انحصار به طور کلی در جایی که درآمد حاشیه ای مثبت باشد ، کار می کند ، ما یک بار دیگر می بینیم که در محدوده الاستیک منحنی تقاضا خود فعالیت خواهد کرد.

تعادل انحصار: اعمال قانون تصمیم گیری حاشیه ای

رفتار حداکثر سود همیشه بر اساس قانون تصمیم گیری حاشیه ای است: واحدهای اضافی یک کالای خوب باید تولید شوند تا زمانی که درآمد حاشیه یک واحد اضافی از هزینه حاشیه ای فراتر رود. راه حل حداکثر در جایی اتفاق می افتد که درآمد حاشیه ای برابر با هزینه حاشیه ای باشد. مثل همیشه ، بنگاه ها به دنبال حداکثر رساندن سود اقتصادی هستند و هزینه ها در احساس اقتصادی هزینه فرصت اندازه گیری می شود.

شکل 10. 6 "راه حل انحصار" منحنی تقاضا و منحنی درآمد حاشیه ای مرتبط با یک شرکت انحصاری را نشان می دهد. منحنی هزینه حاشیه مانند مواردی است که قبلاً به دست آورده ایم. این میزان بیش از محدوده خروجی است که در آن شرکت تجربه افزایش بازده حاشیه ای را تجربه می کند ، سپس با افزایش تجربه شرکت در بازده حاشیه ای افزایش می یابد.

شکل 10. 6 راه حل انحصار

The Monopoly Solution

شرکت انحصار با تولید q خروجی سود را به حداکثر می رساندmدر نقطه G ، جایی که درآمد حاشیه ای و منحنی های هزینه حاشیه ای در آن تلاقی می کنند. این خروجی را با قیمت p می فروشدm.

برای تعیین خروجی حداکثر سود ، به مقدار توجه می کنیم که درآمد حاشیه ای شرکت و منحنی های هزینه حاشیه ای در آن تقاطع می کند (سmدر شکل 10. 6 "راه حل انحصار"). ما از Q خوانده ایمmبه منحنی تقاضا برای یافتن قیمت Pmکه در آن شرکت می تواند Q را بفروشدmواحدها در هر دوره. قیمت و خروجی حداکثر سود توسط نقطه E در منحنی تقاضا داده می شود.

بنابراین ما می توانیم با پیروی از سه مرحله ، قیمت و بازده حداکثر سود یک شرکت انحصاری را تعیین کنیم:

  1. تقاضا ، درآمد حاشیه ای و منحنی هزینه های حاشیه ای را تعیین کنید.
  2. سطح خروجی را انتخاب کنید که درآمد حاشیه ای و منحنی های هزینه حاشیه ای در آن تقاطع می شود.
  3. از منحنی تقاضا قیمتی را که می توان آن را می توان به فروش رساند ، تعیین کنید.

شکل 10. 7 محاسبه سود انحصار

Computing Monopoly Profit

سود یک شرکت انحصار در هر واحد تفاوت بین قیمت و متوسط کل هزینه است. سود کل برابر است با سود در هر بار مقدار مقدار تولید شده. سود کل توسط منطقه مستطیل سایه دار ATC داده می شودmپmef

پس از تعیین قیمت و خروجی شرکت انحصار ، می توانیم با افزودن میانگین منحنی کل هزینه شرکت به نمودار ، درآمد حاشیه ای و هزینه حاشیه ای ، همانطور که در شکل 10. 7 "سود انحصار" نشان داده شده است ، سود اقتصادی آن را تعیین کنیم. متوسط هزینه کل (ATC) در خروجی qmواحدها ATC استmبشرسود شرکت در هر واحد بنابراین P استm- ATCmبشرسود کل با ضرب خروجی شرکت ، q پیدا می شودm، با سود هر واحد ، بنابراین کل سود برابر با Q استm( پm- ATCm) - منطقه مستطیل سایه دار در شکل 10. 7 "محاسبه سود انحصار".

سر به بالا!

اسطوره های برطرف کردن در مورد انحصار

سه تصور غلط رایج در مورد انحصار عبارتند از:

  1. از آنجا که هیچ رقابتی برای فروش محصولات شرکتهای انحصاری وجود ندارد ، آنها می توانند هر آنچه را که می خواهند شارژ کنند.
  2. انحصاریست ها هر آنچه را که بازار تحمل خواهد کرد ، شارژ می کنند.
  3. از آنجا که شرکت های انحصاری بازار خود را دارند ، سودهای زیادی را تضمین می کنند.

همانطور که شکل 10. 6 "راه حل انحصار" نشان می دهد ، هنگامی که شرکت انحصاری در مورد تعداد واحدهای خروجی که سود را به حداکثر می رساند ، تصمیم می گیرد ، قیمتی که می تواند بفروشد که بسیاری از واحدها با "خواندن" منحنی تقاضا قیمت مرتبط را پیدا می کنندبا آن بسیاری از واحدهااگر سعی در فروش Q داردmواحدهای خروجی بیش از Pm، برخی از خروجی های آن فروخته نمی شوند. شرکت انحصار می تواند قیمت خود را تعیین کند ، اما محدود به ترکیب قیمت و خروجی است که بر روی منحنی تقاضای آن قرار دارد. این فقط نمی تواند "هر آنچه را که می خواهد" شارژ کند. و اگر این هزینه را "همه بازار تحمل کند" ، 0 یا حداکثر 1 واحد خروجی را به فروش می رساند.

نه شرکت انحصار سود را تضمین نمی کند. شکل 10. 7 "محاسبه سود انحصار" را در نظر بگیرید. فرض کنید میانگین منحنی هزینه کل ، به جای اینکه زیر منحنی تقاضا برای برخی از سطوح خروجی دراز بکشید ، همانطور که نشان داده شده است ، در عوض در همه جا بالاتر از منحنی تقاضا بود. در این حالت ، انحصار مهم نیست که چه قیمتی را انتخاب می کند ، ضرر و زیان را متحمل می شود ، زیرا میانگین هزینه کل همیشه بیشتر از هر قیمتی است که ممکن است هزینه کند. همانطور که برای رقابت کامل وجود دارد ، شرکت انحصار می تواند در کوتاه مدت تولید کند تا زمانی که قیمت از هزینه متغیر متوسط فراتر رود. در دراز مدت ، این امر تنها در صورتی که بتواند تمام هزینه های خود را تأمین کند ، در تجارت باقی خواهد ماند.

غذای اصلی

  • اگر یک شرکت با منحنی تقاضای شیب دار رو به پایین روبرو شود ، درآمد حاشیه ای کمتر از قیمت است.
  • درآمد حاشیه ای در محدوده الاستیک منحنی تقاضا مثبت است ، در محدوده غیرقانونی منفی و صفر است که تقاضا آن قیمت واحد است.
  • اگر یک شرکت انحصاری با منحنی تقاضای خطی روبرو باشد ، منحنی درآمد حاشیه آن نیز خطی است ، زیر منحنی تقاضا قرار دارد و هر خط افقی را که از محور عمودی به منحنی تقاضا کشیده شده است ، می دهد.
  • برای به حداکثر رساندن سود یا به حداقل رساندن ضررها ، یک شرکت انحصاری مقادیری را تولید می کند که در آن هزینه حاشیه ای برابر با درآمد حاشیه ای است. قیمت آن با توجه به منحنی تقاضا که مربوط به این مقدار است ، داده می شود.

امتحانش کن!

شرکت Troll Road در نظر دارد یک جاده عوارض ایجاد کند. تخمین می زند که منحنی تقاضای خطی آن مطابق شکل زیر است. فرض کنید که هزینه ثابت جاده 0. 5 میلیون دلار در سال است. هزینه های نگهداری ، که تنها هزینه های دیگر جاده است ، در جدول نیز آورده شده است.

عوارض در هر سفر 1. 00 دلار 0. 90 0. 80 0. 70 0. 60 0. 50
تعداد سفرها در سال (در میلیون ها نفر) 1 2 3 4 5 6
هزینه نگهداری در سال (در میلیون ها نفر) 0. 7 دلار 1.2 1.8 2.9 4.2 6.0
  1. با استفاده از کنوانسیون میانی ، سطح حداکثر سود سود را محاسبه کنید.
  2. با استفاده از کنوانسیون میانی ، شرکت چه قیمتی را پرداخت می کند؟
  3. درآمد حاشیه ای در سطح خروجی حداکثر سود چیست؟درآمد حاشیه ای چگونه با قیمت مقایسه می شود؟
اخبار رمز ارزها...
ما را در سایت اخبار رمز ارزها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : منیژه سلیمی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 17:43