(به مقاله شماره 7 مراجعه کنید ؛ فصل 11)
نحوه تعیین حساب جاری
تراز پرداخت از حساب جاری و حساب سرمایه تشکیل شده است ، به علاوه حساب پولی (تغییر در دارایی های ذخیره) که واقعاً یک حساب تسویه حساب از دو مورد فوق است.
تراز پرداخت ژاپن (داده های بانک ژاپن ، در تریلیون های ین)
| �@ | 2001 | 2002 | 2003 | 2004 | 2005p | اظهار |
| حساب جاری | 10. 628 | 14. 249 | 15. 767 | 18. 618 | 18. 048 |
| از کدام | کالاها (= "تعادل تجارت") | 8. 521 | 11. 728 | 12. 298 | 13. 902 | 10. 350 |
| خدمات | -5. 315 | -5. 163 | -3. 904 | -3. 706 | -2. 748 |
| درآمد فاکتور | 8. 390 | 8. 279 | 8. 281 | 9. 273 | 11. 360 |
| انتقال | -0. 968 | -0. 595 | -0. 870 | -0. 851 | -0. 914 | منهای به معنای اهدای خالص است |
| حساب سرمایه | -6. 587 | -7. 979 | 7. 734 | 1. 737 | -13. 958 |
| از کدام | سرمایه گذاری مستقیم خارجی | -4. 068 | -2. 778 | -2. 619 | -2. 503 | -4. 732 | منهای به معنای خروج خالص است |
| دیگر (وام ، اوراق بهادار ، سپرده ها و غیره) | -2. 519 | -5. 201 | 23. 717 | 4. 240 | -9. 226 | منهای به معنای خروج خالص است |
| تغییر در دارایی های ذخیره | -4. 936 | -5. 797 | -21. 529 | -17. 268 | -2. 456 | منهای به معنای افزایش است |
| (یادداشت) تولید ناخالص داخلی | 501. 280 | 497. 532 | 501. 647 | 505. 186 | -- | �@ |
توجه: به دلیل خطاها و حذفیات ، تعداد آنها دقیقاً اضافه نمی شود. سیستم های طبقه بندی از یک کشور به کشور دیگر و از یک سازمان بین المللی به دیگری متفاوت است.
حساب جاری: پرداخت های مربوط به فعالیت های اقتصادی فعلی مانند تولید ، مصرف ، سرمایه گذاری ، اشتغال ، استفاده از سرمایه و غیره. این مبلغ تجارت کالاها و خدمات ، پرداخت عاملی در کشورها (دستمزد ، بهره ، اجاره ، سود سهام) و یک طرفه است. نقل و انتقالات (کمک های مالی ODA ، حواله های کارگران ، هدایا و غیره).
حساب سرمایه: پرداخت های مربوط به انتقال قدرت خرید از حال به آینده ، یا برعکس ، بدون پیوند مستقیم با خروجی ، مصرف و غیره امروز. اینها معمولاً سرمایه گذاری های مالی یا وام و وام (از جمله بازپرداخت) خوانده می شوند. وام های رسمی و تجاری ، بلند مدت و کوتاه مدت ، در اینجا ثبت شده است (از جمله وام ODA). اجرای FDI نیز در حساب سرمایه گنجانده شده است. علاوه بر این ، اگر شرکت های FDI دستگاه ها و قطعات را برای شروع کار وارد کنند ، چنین وارداتی در حساب جاری ثبت می شود.
حساب جاری + حساب سرمایه نامیده می شودتعادل کلیبشراین مجموع کلیه معاملات خودمختار (خصوصی و رسمی) است که ممکن است مثبت یا منفی باشد.
حساب پولی: the use of "money" to settle the sum of the two accounts above. If the overall balance is positive (total receipts>کل پرداخت ها) ، پول بین المللی جمع می شود ، و برعکس. در واقع ، این به عنوان افزایش یا کاهش دارایی های خالص خارجی مؤسسات پولی به طور جمعی (از جمله بانک مرکزی و بانکهای تجاری) ثبت می شود.
سوال ما در این سخنرانی این است: حساب جاری چگونه تعیین می شود؟
چهار مدل اساسی وجود دارد.
(1) مدل بهینه سازی بین زمانی (2) رویکرد جذب (3) رویکرد تعادل صرفه جویی در سرمایه گذاری (4) رویکرد خاصیت ارتجاعی
ما به نوبه خود در مورد آنها بحث خواهیم کرد. مدل دوم و سوم را می توان از نظر منطقی معادل دانست. اگر آنها را با هم ترکیب کنیم ، سه مدل اساسی داریم. از نظر ایده آل و از لحاظ نظری ، این مدلهای مختلف باید متقابل باشند. اما در واقع ، آشتی دادن آنها دشوار است و پیامدهای سیاست عملی اغلب با یک مدل به مدل دیگر متفاوت است ، همانطور که در زیر خواهیم دید.
مدل بهینه سازی بین زمانی
این یک رویکرد مبتنی بر اقتصاد خرد است. در این مدل ، حساب جاری نتیجه رفتار بهینه سازی جمعی افراد تحت محدودیت بودجه بین زمانی است. به طور خلاصه ، حساب جاری با وام و وام خود به خود تعیین می شود.
مازاد حساب جاری بدان معنی است که یک کشور بیشتر از آنچه خرج می کند تولید می کند. این کشور بیش از واردات آن صادر می کند ، بنابراین کشور وام دهنده خالص به جهان است. برعکس ، کسری حساب جاری به این معنی است که هزینه بیش از تولید ، واردات بیشتر از صادرات است و کشور از جهان وام می گیرد.
این مدل اساساً می گوید که این وام ها و وام ها بهینه هستند. مگر اینکه یک عدم موفقیت در بازار یا مداخله رسمی تحریف کننده وجود داشته باشد ، فرض بر این است که رفتار جمعی ملت منطقی است.
اگر مردم منطقی باشند و اطلاعات (منطقی) کامل باشد و اگر تحرک سرمایه تضمین شود ، انتخاب تولید و انتخاب مصرف در طول زمان (امروز و فردا) می تواند به طور جداگانه انجام شود. مردم برای صاف کردن مصرف وام یا وام می گیرند. این را می توان به راحتی توسط یک نمودار اقتصادی اقتصادی ابتدایی با ترجیح و یک خط بودجه نشان داد. در این حالت ، قیمت نسبی بین کالاهای امروز و کالاهای فردا نرخ بهره (به طور دقیق تر ، یک به علاوه نرخ بهره) است. این مدل را می توان با یا بدون سرمایه گذاری ، با یا بدون دوره نامحدود و غیره تهیه کرد. بسیار راحت اداره می شود و از نظر ریاضی شسته و رفته است.
بیشترین قدرت (و همچنین ضعف) این مدل زیبایی نظری آن است. همچنین می تواند نظریه چرخه تعادل پرداخت را تولید کند (یک کشور جوان در حال توسعه ابتدا وام می گیرد ، سپس با رسیدن به بلوغ ، دارایی های خارجی را وام می دهد و جمع می کند ، سپس از علاقه به دست آمده خود در پیری و غیره زندگی می کند). اما می توانیم بپرسیم: آیا مردم واقعاً منطقی هستند (بحران آسیا را به خاطر می آورند)؟به خصوص ، آیا دولت ها واقعاً با یک دیدگاه منطقی و با دید طولانی مدت رفتار می کنند؟
کتاب درسی معروف که این رویکرد را بیان می کند (حتی در یک سطح کاملاً پیشرفته) Obstfeld-Rogoff ذکر شده در بخش مرجع زیر است.
رویکرد جذب
این یک رویکرد کلان اقتصادی است. این بدان معناست که این مدل بدون مراجعه مستقیم به رفتار بهینه سازی افراد تدوین می شود. این مبتنی بر چند هویت کلان اقتصادی ساده است. قدرت آن سادگی و عملی است. ضعف آن فقدان پایه و اساس نظری عمیق است. اما شاید این رویکرد برای بررسی وضعیت واقعی کشور شما مفیدتر باشد.(می توان گفت که مدل بهینه سازی بین زمانی در بالا یک مدل بسیار قوی تر از این است ، زیرا نه تنها هویت های آشکار را برآورده می کند بلکه بهینه سازی را نیز فرض می کند.)
با هویت مشهور درآمد ملی شروع کنید:
y = c + i + g + x - m
(Y: درآمد C: مصرف خصوصی I: سرمایه گذاری خصوصی G: هزینه دولت X: صادرات M: واردات)
C + I + G اغلب "تقاضای داخلی" خوانده می شود. اما در اینجا ، ما از اصطلاح فنی تر "جذب" یا "A." استفاده می کنیمآنها همان چیز هستند.
حساب جاری CA x - M است (در اینجا ، ما موارد دیگر را در حساب جاری مانند کمک های مالی ODA ، درآمد فاکتور و غیره نادیده می گیریم).
از بالا ، ما به راحتی می توانیم آن را ببینیم
یا به سادگی ، ca = y - A.
به قول ، حساب جاری بیش از تولید یک کشور (= درآمد Y) نسبت به جذب (= تقاضای داخلی یا A) است. Y همان چیزی است که کشور تولید می کند و A همان چیزی است که آن را خرج می کند (برای مصرف و سرمایه گذاری) و شکاف حدود است.
یک حساب جاری (CA) مازاد (وضعیت نشان داده شده در نمودار فوق) به این معنی است که کشور درآمد خود را (مانند ژاپن ، چین ، تایوان) نشان می دهد ، و کسری CA به معنای بیش از حد درآمد خود (ایالات متحده و بسیاری از کشورهای در حال توسعه) است. معمولاً ، دومی مشکل بزرگتر برای سیاست گذاران است. اگر یک کشور کسری CA را تجربه کند ، فقط دو راه حل مطابق این مدل وجود دارد: افزایش Y یا کاهش A را کاهش دهید.
افزایش y یک مشکل جانبی است. صندوق بین المللی پول فکر می کند که آزادسازی اقتصادی (تجارت آزاد ، خصوصی سازی ، مقررات زدایی و غیره) پویایی بخش خصوصی را رها می کند و باعث افزایش تولید می شود. اما این حتی اگر موفقیت آمیز باشد ، زمان می برد.
کاهش A یک مشکل طرف تقاضا است. معمولاً به معنای ریاضت اقتصادی-بودجه تنگ و پول تنگ است. این سنتی ترین شرط صندوق بین المللی پول است که قرار است بلافاصله با اجرای این سیاست کار کند.
بنابراین راه حل کلاسیک صندوق بین المللی پول: تنظیم کلان اقتصادی (با یک اثر دردناک اما فوری) همراه با آزادسازی اقتصادی (گسترش اندازه پای اقتصادی در دراز مدت) است.
رویکرد تعادل صرفه جویی در سرمایه گذاری
همانطور که قبلاً اشاره شد ، رویکرد صرفه جویی در سرمایه گذاری بسیار شبیه به رویکرد جذب است ، زیرا بر اساس یک هویت ساده اضافی است. این ساده ، اقتصاد کلان گرا و برای بحث در مورد واقعیت مفید است.
هویت درآمد ملی قبلی را از طرف هزینه به یاد بیاورید:
به این کار ، ما هویت درآمد ملی را از طرف دفع اضافه می کنیم (چگونه مردم درآمد کسب می کنند و آن را به مصارف مختلف اختصاص می دهند):
این می گوید که درآمد به مصرف ، پس انداز و مالیات تقسیم می شود.(به طور متوالی ، شاید منطقی تر باشد که بگوییم ، ابتدا مالیات می پردازیم ، سپس هزینه می کنیم و باقیمانده را ذخیره می کنیم. یا شاید اول را پس انداز کنید؟ اگر ما منطقی هستیم ، همه این تصمیمات باید به طور همزمان اتخاذ شود.)
از این دو هویت ، Y و C لغو می شوند ، و به راحتی می توان مشاهده کرد:
به یاد داشته باشید ، این هنوز یک هویت است (به این معنی که همیشه در تعادل یا غیر تعادل وجود دارد). CA (= x - M) به طور یکسان با پس انداز خصوصی خالص (S - I) به علاوه صرفه جویی در دولت خالص (T - G) برابر است. حساب جاری صرفه جویی خالص دو بخش ترکیبی است.
با توجه به این دیدگاه ، کسری CA به این معنی است که یا بخش خصوصی یا دولت (یا هر دو) پس انداز منفی دارند (نامیده می شود). در بسیاری از موارد ، این دولت است که بودجه خود را بیش از حد نشان می دهد. یا شاید هر دو بخش در حال انکار باشند (یعنی از کمبود پس انداز رنج می برند).
برای کاهش کسری CA ، فقط دو راه وجود دارد. پس انداز خالص خصوصی را افزایش دهید یا پس انداز خالص دولت را افزایش دهید.
برای افزایش پس انداز خالص خصوصی (S - I) ، دلسرد کننده سرمایه گذاری به طور کلی نامطلوب است (مگر اینکه حباب سرمایه گذاری وجود داشته باشد). راه حل بهتر تشویق پس انداز خصوصی است. این کار می تواند با تعدیل های مختلف نهادی برای تقویت انگیزه ها برای صرفه جویی و حذف مشوق های مصرف بیش از حد ، در سیستم مالیاتی ، بانکی ، مسکن ، بازنشستگی ، تأمین اجتماعی و بیمه و غیره انجام شود.
برای افزایش پس انداز خالص دولت (T - G) ، شما باید درآمد مالیاتی را افزایش داده یا هزینه ها را کاهش دهید. معمولاً صندوق بین المللی پول هر دو را توصیه می کند.
رویکرد ارتجاعی
رویکرد خاصیت ارتجاعی یکی دیگر از نظریه های کاملاً متفاوت است. درک (و سوء تفاهم) آسان است و بدون آگاهی از اقتصاد ، به افراد غیرمجاز متوسل می شود. همچنین ، بسیاری از اقتصاددانان "درجه یک" رویکرد خاصیت ارتجاعی را همانطور که اعطا می شود ، می گیرند و هر شک و تردید در این تئوری اغلب مورد انتقاد شدید آنها قرار می گیرد. اما احساس من نسبت به این رویکرد این است: این گمراه کننده است و باید با مراقبت های زیادی انجام شود.
قدرت این رویکرد جذابیت عمومی است. ضعف آن این است که تنها بخش کوچکی از اوضاع را ضبط می کند. از نظر فنی ، این "تجزیه و تحلیل جزئی تعادل" نامیده می شود (یعنی فقط با نگاهی به بازار کالاهای معامله شده و نادیده گرفتن تعامل بازارهای مختلف در کل اقتصاد ؛ رویکرد جایگزین که به همه بازارها نگاه می کند ، "تجزیه و تحلیل تعادل عمومی" نامیده می شود)بشر
با این مشاهده شروع می شود که CA شکاف بین صادرات و واردات است. مقادیر واردات (سM) و صادرات (سX) به ترتیب به شرح زیر تعیین می شوند:
QM= f (y ، ep * /p) ، f1>0, f2
QX= g (y * ، ep * /p) ، g1>0, g2>0
(ه: نرخ ارز اسمی P: قیمت داخلی P *: قیمت خارجی)
مقادیر صادرات و واردات هر یک توسط دو عامل تعیین می شود: (1) متغیر درآمد (یا "مقیاس") ، داخلی یا خارجی. و (2) نرخ ارز واقعی (= قیمت نسبی). اینجا ، f1, f2, g1, g2مشتقات جزئی هستند. به عنوان مثال ، f1>0 به این معنی است که اگر y افزایش یابد ، qMتحت تأثیر مثبت قرار می گیرد (یعنی نیز افزایش می یابد).
اگر P را به عنوان قیمت صادرات و P * (یا EP * در ارز داخلی) به عنوان قیمت واردات در نظر بگیریم ، ما داریم:
حساب جاری (مقدار x مقدار) صادرات ، منهای (قیمت x مقدار) واردات است.
در این مدل ، اگر یک کشور مایل به کاهش کسری CA باشد ، چه کاری باید انجام شود؟
پاسخ این است که ارز خانگی را کاهش دهیم (در نماد ما ، افزایش E). در ابتدا ، افزایش E کسری CA را بدتر می کند. اما بعداً ، به عنوان مقادیر تجارت qXو سMبه تدریج به تغییر نسبی قیمت پاسخ دهید ، اثر منفی اولیه برطرف می شود و CA شروع به بهبود می کند (سXافزایش و سMسقوط). این الگوی بدتر شدن اولیه و بهبود بعداً اثر J-Curve نامیده می شود ، زیرا اگر CA در برابر محور زمان افقی ترسیم شود ، به نظر می رسد مانند یک حرف j دراز و کج به عنوان زیر:
سوال بزرگ این است: آیا QXو سMبه اندازه کافی پاسخ دهید تا بدتر شدن اولیه ناشی از E جبران شود؟به عبارت دیگر ، آیا کشش قیمت مقادیر صادرات و واردات به اندازه کافی بزرگ است؟به همین دلیل است که این رویکرد رویکرد ارتجاعی نامیده می شود (یعنی نتیجه به دو کشش بستگی دارد).
با این فرض ساده که قیمت های داخلی و خارجی پس از استهلاک تغییر نمی کند (بدون عبور از آن) ، با تعادل تجاری اولیه ، می توانیم شرط استهلاک مؤثر را به دست آوریم (شرط اینکه استهلاک باعث بهبود CA شود ، نه اینکه آن را بدتر کند)بشراین فقط موارد زیر است:
(Price elasticity of exports) + (Price elasticity of imports)> 1
توجه داشته باشید که هر دو کشش به عنوان مثبت (در مقدار مطلق) تعریف می شوند. کشش های کافی در اینجا به این معنی است که مبلغ آنها بیشتر از یک است. این وضعیت مارشال-لرنر نامیده می شود. مارشال و لرنر اقتصاددانانی بودند که مدتها پیش این موضوع را پیشنهاد کردند. اگر فرضیات دیگری داشته باشیم (مانند قیمت ها ثابت نیستند ، تغییر درآمدی ، یک کالای غیر قابل قبول وجود دارد ، تجارت اولیه متعادل نیست و غیره) ، می توانیم این شرایط را پیچیده تر کنیم.
تقریباً تمام مدلهای اقتصاد سنجی جهانی در مقیاس بزرگ حاوی معادلات مقادیر صادرات و واردات بر اساس رویکرد خاصیت ارتجاعی هستند. آنها علاوه بر این دارای معادلات برای تعیین قیمت صادرات و واردات هستند.
در دهه 1980 ، بسیاری از اقتصاددانان آمریکایی (از جمله فرد برگستن و پل کروگمن) اظهار داشتند که کاهش ارزش دلار آمریکا در کاهش کسری حساب جاری ایالات متحده مؤثر است. آنها استدلال كردند كه Y و Y * بلافاصله CA را تحت تأثیر قرار داده اند ، اما تغییر در نرخ ارز واقعی (EP * /P) حدود دو سال طول كشید تا بر جریان تجارت تأثیر بگذارد. آنها با استفاده از این منطق ، از ژاپن خواستند كه (1) سیاست مالی گسترده ای را اتخاذ كند. و (2) برای کاهش مازاد ژاپن با ایالات متحده ، ین را در برابر دلار قدردانی می کند.(علاوه بر این ، اقتصاددانان آمریکایی غالباً از ژاپن می خواستند کالاهای آمریکایی بیشتری بخرند و کمتر به آمریکا بفروشند.)
اما چرا می گویم این رویکرد گمراه کننده است؟دلیل اصلی این است که این یک تجزیه و تحلیل تعادلی جزئی است که با فرض همه موارد دیگر (متغیرهای کلان کلیدی) یکسان باقی مانده است ، حتی اگر E تغییر کند. اما در واقع ، "چیزهای دیگر" ممکن است به طور سیستماتیک هنگام استهلاک ارز تغییر کند.
(1) Prices are often affected by the exchange rate (E =>P ، P *: به این اثر عبور می گویند). اگر قیمت ها به طور متناسب تنظیم شوند ، در دراز مدت تغییری در نرخ ارز واقعی ایجاد نمی شود. این اثر به ویژه برای یک اقتصاد باز کوچک قوی است.(2) Output and business condition may be affected by depreciation or appreciation (E =>y ، y *). در ژاپن ، رکود خروجی اغلب پس از قدردانی ین شدید مشاهده می شود ، و تأثیر پیش بینی شده از تعدیل نرخ ارز را جبران می کند (رکود تمایل دارد به جای کاهش آن ، مازاد تجارت را افزایش دهد).
(3) اگر قرار باشد استهلاک نرخ ارز مهندسی شود ، سیاست پولی باید تنظیم شود (یعنی ، بیشتر شود). اما گسترش پولی ، یعنی تغییر در منحنی LM ، کل تعادل کلان اقتصادی را ناراحت می کند و رونق و تورم داخلی (در مورد استهلاک) یا رکود و کاهش (در صورت تقدیر) ایجاد می کند. این همچنین اثر در نظر گرفته شده را جبران می کند.
بنابراین ، این جمله که "استهلاک باعث بهبود حساب جاری می شود" کمی ساده گرا به نظر می رسد. این که آیا این درست خواهد بود یا خیر ، به پیکربندی پارامتر هر کشور بستگی دارد ، که به نوبه خود به شرایط پیچیده ای که هر کشور با آن روبرو است بستگی دارد. به عنوان مثال ، اگر اقتصاد كوچك و باز باشد ، عبور از آن باید قابل توجه باشد. این اثرات جبران کننده ، در صورت ترکیب ، ممکن است به راحتی اثر قیمت نسبی مورد نظر را تحت الشعاع قرار دهد.
اختیاری: رویکردهای پولی برای تراز پرداخت و نرخ ارز
رویکرد پولی در تراز پرداخت نظریه ای تحت یک رژیم نرخ ارز ثابت است. در مقابل ، رویکرد پولی به نرخ ارز کاربرد آن در رژیم نرخ ارز شناور است. همانطور که از نام ها نشان می دهند ، آنها استدلال می کنند که تقاضا و عرضه پول مهم است. آنها توسط اقتصاددانان دانشگاه شیکاگو ، از جمله هری جی جانسون ، مایکل موسا و یعقوب فرانکل حمایت شدند (دو نفر دوم اقتصاددانان ارشد صندوق بین المللی پول بودند).
رویکرد پولی در تراز پرداخت حساب جاری را توضیح نمی دهد. در عوض ، این یک تئوری از تعادل کلی است که تصویر آینه حساب پولی است (به بالا مراجعه کنید). این گفته می شود که تعادل کلی یا جریان خالص پولی یک کشور با توجه به سرعت عرضه پول داخلی نسبت به تقاضای پول تعیین می شود. اگر رشد پولی سریعتر از رشد تقاضای پول باشد ، کشور عرضه بیش از حد پول دارد. بنابراین پول جریان می یابد (= از دست دادن ذخیره) و تعادل کلی منفی می شود. وضعیت تقاضای بیش از حد برای پول دقیقاً برعکس است. در کل ، قیمت ها در سطح جهان با نرخ ارز ثابت فرض می شوند. پول در این شرایط درون زا می شود. این ایده در دهه 1960 و اوایل دهه 1970 محبوب بود.
از طرف دیگر ، رویکرد پولی به نرخ ارز می گوید که نرخ ارز شناور با خرید برابری قدرت (PPP) تعیین می شود. PPP به نوبه خود با تعادل بازار پول (عرضه پول برابر با تقاضای پول) در هر کشور تعیین می شود. بنابراین نرخ ارز در نهایت توسط M ، Y و I از دو کشور تعیین می شود (و هیچ چیز دیگری):
PPP: E = P/P*
بازار پول (داخلی): m/p = l (y ، i) [حل برای P ، ما p = m/l (y ، i) داریم]
بازار پول (خارجی): m*/p*= l*(y*، i*) [حل برای p*، ما p*= m*/l*(y*، i*)]
قرار دادن P و P* در معادله PPP ، ما داریم:
هر دوی این تئوری ها در سن جریان سرمایه خصوصی کمی مورد حمایت قرار گرفتند. امروز ، هیچ کس واقعاً از آنها استفاده نمی کند.
همبستگی صرفه جویی در سرمایه گذاری
بگذارید سوال زیر را بپرسیم.
Assume inteational capital mobility. Under this, we can generally expect that the savings (S) and investment (I) will not necessarily be equal in each country (that is, we should normally observe S>من یا S
پس انداز عمدتا به درآمد بستگی دارد. علاوه بر این ، آنها تحت تأثیر توسعه و ثبات بخش مالی ، اعتبار سیاست های پولی ، تورم و انتظارات نرخ ارز ، سیستم های بازنشستگی و تأمین اجتماعی ، بازارهای مسکن ، جمعیت شناسی (به ویژه پیری جمعیت) ، استفاده از کارت های اعتباری وپول الکترونیکی و غیرهسرمایه گذاری تابعی از فناوری ، فرصت تجاری ، بازده و ریسک های مورد انتظار ، سهام سرمایه موجود ، بازار سرمایه بلند مدت ، وام های بانکی ، سیاست و سرمایه گذاری قانونی و غیره است.
S and I are both affected by the interest rate. But with open financial markets and uncovered interest parity (lecture 4), the domestic interest rate will be determined inteationally: it is equal to the global interest rate plus the exchange rate expectation (plus a risk premium). At that rate, there is no guarantee that domestic S and domestic I will be equal. Since motives of S and I are different, why should we expect them to be equal? If all countries optimize inter-temporarily, some should have excess savings and others should have excess investment. If S>من ، کشور مازاد CA را خواهد داشت. اگر s
اما هنگامی که مارتین فلدشتاین (استاد دانشگاه هاروارد) و آقای چارلز هوریوکا (دستیار تحقیق وی در آن زمان ؛ اکنون در دانشگاه اوزاکا تدریس می کند) به داده های بین المللی برای دهه 1960 و 70 نگاه می کرد ، S و من در هر کشور بسیار همبستگی مثبت داشتیم. یک کشور پس انداز بالا نیز تمایل به سرمایه گذاری بالایی داشت و برعکس. بنابراین ما S = I را برای هر کشور داریم ، یا تقریباً همینطور.
| همبستگی S-I در 23 کشور OECD داده های متوسط 1960-86 | همبستگی S-I در ایالات متحده 1960 تا 1990 |
 |  |
منبع: Batiz-Batiz (Sub-TextBook) ، صص 271-272.
آنها متعجب شدند و در سال 1980 مقاله ای نوشتند و مطرح كردند: "شاید هیچ تحرک سرمایه واقعی وجود نداشته باشد. بازارهای مالی در سطح بین المللی تقسیم می شوند. به همین دلیل شکاف S-I در هر کشور بسیار اندک است."این یک بحث نسبتاً انیمیشن آغاز شد. سایر اقتصاددانان توضیحات جایگزین را برای مشاهده S = I ، حتی تحت تحرک سرمایه ارائه دادند.
اولین توضیح جایگزین "هم ارزی ریکاردی" بود.(دیوید ریکاردو یک اقتصاددان مشهور قرن نوزدهم انگلیس بود. ایده او توسط پروفسور پرینستون رابرت بارو زنده شد.) یکی از معادلات فوق را بخاطر بسپار ،
یا CA برابر با مبلغ پس انداز خالص خصوصی و پس انداز خالص دولت است. فرض کنید دولت هزینه های خود را افزایش می دهد ، G ، بدون افزایش T. اگر مردم منطقی و دور بینا باشند ، آنها بلافاصله خواهند فهمید که این هزینه های عمومی تأمین شده توسط صدور اوراق بهادار دولت ، بار مالیاتی آینده را افزایش می دهد (برای بازپرداخت اوراق دولت ، مالیات باید افزایش یابد). آنها سعی می کنند با صرفه جویی در امروز بیشتر ، درآمد یکبار مصرف کمتر مورد انتظار را در آینده جبران کنند. بنابراین ، با افزایش G ، S نیز با همان مقدار افزایش می یابد (یعنی مصرف ، C ، Falls). CA بدون تغییر است. اتفاقی که افتاد تغییر در ترکیب هزینه های امروز (بیشتر G و کمتر C) است و هیچ تغییری در کل هزینه ها ندارد. از آنجا که هرگونه اقدام دولت (T-G) توسط بخش خصوصی (S-I) جبران می شود ، پس انداز خالص ملی تغییر نمی کند.
دومین توضیح جایگزین کاملاً برعکس است. تام بیومی (او و من در دانشگاه استنفورد همکلاسی بودیم) مقاله ای را نوشتیم که استدلال می کند که شاید این دولت باشد که شوک های خصوصی را جبران می کند. هنگامی که (S-I) به دلیل رونق سرمایه گذاری ناراحت است (مثلاً) ، دولت تعادل مالی خود را تنظیم می کند (یعنی بودجه را محکم می کند) تا آن را خنک کند. وقتی (S-I) به دلیل بدبینی ناگهانی (مثلاً) سقوط کرد ، دولت بیشتر هزینه می کند. بنابراین دوباره ، CA بی تأثیر است.
اما چرا دولت می خواهد جبران خسارت را انجام دهد؟زیرا آنها به موقعیت حساب جاری و همچنین جلوگیری از نوسانات بیش از حد تجاری اهمیت می دهند. Bayoumi نشان می دهد که ، هنگامی که سیاست های مالی در دوره استاندارد طلای کلاسیک فعال نبودند ، 1913-1980 ، S و من همبستگی کمتری داشتیم. فقط پس از اختراع سیاست های مالی کینزی و محبوبیت بسیار محبوب ، در سال 1965-86 ، گرایش S = i آشکار شد.
سومین توضیح احتمالی ترجیح ارز خانگی است. حتی اگر سرمایه متحرک باشد ، مردم ارز خانگی را ترجیح می دهند یا "زیستگاه ارز" دارند. بخش خصوصی مایل نیست بیش از حد دارایی های خارجی را جمع کند ، بنابراین وام خالص یا وام گرفتن محدود به صفر است.(اما بانک های مرکزی ممکن است کمتر نگران نگه داشتن ارز خارجی باشند. در ژاپن ، چین و تایوان ، بخش دولتی علیرغم خطر احتمالی مبادله ، مقادیر عظیمی از دارایی های خارجی را جمع می کند.)
داده های اخیر (1999) برای کشورهای OECD نشان می دهد که پس انداز و سرمایه گذاری داخلی در حال همبستگی نه چندان همبستگی نیست-در زیر مشاهده می شود. با افزایش تحرک سرمایه جهانی ، کشورها مانند دوره استاندارد طلای کلاسیک شروع به وام یا وام می گیرند. از این گذشته ، پازل فلدشتاین و هوریوکا ممکن است به هیچ وجه یک معما نباشد. آنها احتمالاً از داده هایی که خیلی زود برای آزمایش تحرک سرمایه بودند استفاده کرده اند.
پس انداز و سرمایه گذاری در کشورهای OECD (1999 ، در درصد تولید ناخالص داخلی)
منبع: حساب های ملی OECD.
مشکل عدم تعادل حساب جاری ژاپن و ایالات متحده
از حدود دهه 1970 ، ژاپن به طور مداوم با ایالات متحده مازاد تجارت داشت و ایالات متحده با مداوم با ژاپن کسری تجاری داشت. در دهه های اخیر ، ژاپن بزرگترین مازاد تجارت در جهان را داشت و ایالات متحده بزرگترین کسری تجاری در جهان را داشت. جریان سرمایه از ژاپن به ایالات متحده بزرگترین جریان سرمایه دو جانبه در جهان بود.[باز هم ، ما حساب جاری و مانده تجارت را متمایز نمی کنیم زیرا تفاوت نسبتاً کوچک و پایدار بود.]
در همین زمان ، چین خیلی سریع با ژاپن به عنوان تأمین کننده پس انداز به ایالات متحده در حال جلب توجه است. در قرن بیست و یکم ، چین به عنوان بزرگترین کشور مازاد با ایالات متحده ، بر ژاپن فراتر رفته است. در نتیجه ، کنگره و مذاکره کنندگان تجارت ایالات متحده اکنون نسبت به ژاپن در مورد صادرات چین بسیار مهم هستند. توجه کنید که شکاف تجاری ژاپن و ایالات متحده طی چند سال حرکات چرخه ای را نشان می دهد در حالی که مازاد چین بدون چنین چرخه ای به راحتی افزایش می یابد. احتمالاً این امر به دلیل نرخ ارز ثابت چین در مقایسه با نوسانات ین ژاپنی است.(به عبارت دیگر ، نرخ ارز شناور می تواند تأثیرات چرخه ای بر حساب جاری کشور داشته باشد اما بر روند بلند مدت آن تأثیر نمی گذارد.)
منابع: دفتر تجزیه و تحلیل اقتصادی ایالات متحده ، دفتر سرشماری ایالات متحده.
چند اظهار نظر در مورد شکاف تجاری ژاپن و ایالات متحده است.
(1) داده ها مشاهده Feldstein-Horioka را تأیید می کنند ، یعنی پس انداز ایالات متحده و سرمایه گذاری ایالات متحده با گذشت زمان بسیار همبسته بودند (آنها هر سال به روشی مشابه حرکت می کردند) ، و پس انداز و سرمایه گذاری ژاپنی نیز همینطور بودند. اما این رابطه فقط تا سال 1982 محکم بود. پس از آن ، همبستگی S-I در هر کشور کمتر بود. ظاهراً این نشان دهنده آزادسازی حساب سرمایه است که در سال 1980 توسط ژاپن انجام شده است.
(2) نرخ پس انداز ژاپن (عمومی و خصوصی) همیشه بالاتر از نرخ پس انداز ایالات متحده بود. بسیاری از اقتصاددانان (از جمله چارلز هوریوکا) نظریه های جایگزین را برای توضیح اینکه چرا ژاپنی ها اینقدر نجات یافتند ، از جمله: (i) فرضیه صرفه جویی در چرخه زندگی در زیر جمعیت پیر ، پیشرفت کردند.(ب) فاکتورهای مسکن-پرداخت بهره مندی در ایالات متحده یارانه می گیرد در حالی که ژاپنی ها برای خرید خانه باید مبلغ پیش پرداخت بزرگی را انجام دهند.(iii) Bequest Motive-والدین ژاپنی برای کودکان صرفه جویی زیادی می کنند در حالی که آمریکایی ها تمام پول خود را خرج می کنند و می میرند.(IV) رفاه اجتماعی در ایالات متحده از ژاپن پیشرفته تر است ، بنابراین آمریکایی ها مجبور نیستند پس انداز کنند.
(3) با توجه به رویکرد تعادل پس انداز-سرمایه گذاری ،
x - m = (s - i) + (t - g) ،
ژاپن (و چین) به عنوان یک طلبکار شکننده
داده های وزارت دارایی نشان می دهد که ژاپن در پایان سال 2004 دارای یک دارایی خارجی خالص 1. 79 تریلیون دلار (معادل 37 ٪ تولید ناخالص داخلی) بود. در میان این ، 58 ٪ توسط بخش خصوصی و 42 ٪ توسط بخش دولتی برگزار شد. ذخایر خارجی بانک ژاپن 845 میلیارد دلار بود (تا ماه مه 2006 ، کمی به 860 میلیارد دلار افزایش یافت). حتی اگر چین به سرعت در حال پیشرفت است ، ژاپن هنوز بزرگترین کشور طلبکار جهان است. و ایالات متحده ، گرچه از نظر اقتصادی و نظامی قوی ترین است ، اما بزرگترین کشور بدهکار جهان است.
این یک وضعیت غیر طبیعی است. از نظر تاریخی ، کشور رهبر که پول بین المللی را تأمین می کند ، همچنین بزرگترین کشور طلبکار است و سرمایه را به سایر نقاط جهان تأمین می کند (همانطور که انگلیس از 19 تا اوایل قرن بیستم انجام داد). اما کشور رهبر امروز (ایالات متحده) برای تأمین کمبود پس انداز داخلی خود ، سرمایه گسترده ای را از ژاپن ، چین ، تایوان و غیره وارد می کند. اگر بار بدهی خارجی خیلی زیاد شود ، ایالات متحده می تواند برای بازپرداخت بدهی ، بازپرداختهای سبز را چاپ کند زیرا دلار هنوز به عنوان یک ارز بین المللی پذیرفته شده است. اما این باعث می شود تورم جهانی و فروپاشی دلار باشد. ژاپن ، چین و سایر کشورهایی که مقادیر زیادی دارایی دلار را در خود جای داده اند ، ضررهای زیادی را متحمل می شوند. چه کسی اطمینان خواهد داد که این اتفاق نخواهد افتاد؟
از دیدگاه ژاپنی ، ژاپن به دلایل زیر یک طلبکار شکننده است:
(1) ژاپن بزرگترین یا قوی ترین اقتصاد در جهان نیست و در نتیجه ، نمی تواند در امور اقتصادی جهانی رهبری کند. دیپلماسی اقتصادی آن اغلب منفعل است.
(2) ژاپن به دلار وام می دهد ، به این معنی که هر بار که نرخ ین/دلار در حال نوسان است ، با ریسک مبادله ای روبرو می شود.(تنها استثناء وام های اودا است که حداقل برای ژاپن در معرض خطر مبادله قرار نمی گیرند).
(3) بر خلاف ایالات متحده یا اتحادیه اروپا ، ژاپن هیچ منطقه ین در اطراف آن ندارد (آسیای شرقی در واقع یک منطقه دلار است). هر حرکتی از نرخ ین/دلار به طور مستقیم بر ژاپن تأثیر می گذارد ، زیرا هیچ "منطقه بافر" ارز ندارد. علاوه بر این ، روابط اقتصادی بین ژاپن و بقیه آسیای شرقی نیز تحت تأثیر نوسان نرخ ین/دلار قرار دارد.
در نتیجه، ژاپن (و آسیای شرقی) نسبت به اقتصاد ایالات متحده یا اتحادیه اروپا در برابر شوک های کلان اقتصادی و مالی ناشی از نرخ ارز آسیب پذیر هستند. در ژاپن، ین بالا باعث از دست دادن رقابت پذیری، رکود تولید، کاهش قیمت ها، بی ثباتی در نرخ های بهره و ساختار مدت آن، خروج سرمایه گذاری مستقیم خارجی ژاپن به بقیه شرق آسیا، مشکلات ترازنامه بانک ها و شرکت ها و غیره می شود.. و غیره.
برای جلوگیری از این شوک ها، ژاپن تلاش کرده است تا نرخ مبادله ین/دلار را تثبیت کند و همچنین استفاده از ین را در شرق آسیا (به نام "بین المللی شدن ین") ترویج کند.[من از تلاش اول حمایت می کنم، اما از تلاش دوم حمایت نمی کنم.] به نظر می رسد درسی کلی این است که اگر شما بزرگترین طلبکار در جهان هستید اما در سایر جنبه ها خیلی قدرتمند نیستید، وضعیت ارائه دهنده پس انداز برتر برای شما به ارمغان می آورد. مشکلات و بلاتکلیفی زیاد و سود چندانی ندارد.
پروفسور رونالد مک کینون از دانشگاه استنفورد، وضعیت یک کشور طلبکار آسیب پذیر را در جهانی که دلار در آن غالب است، فضیلت متضاد نامیده می شود (مک کینون 2005 - به زیر مراجعه کنید). برای اطلاعات بیشتر، لطفا به جزوه شماره 3 و سندرم ین همیشه بالاتر در سخنرانی 3 مراجعه کنید.
بایومی، تمیم، "همبستگی های پس انداز و سرمایه گذاری"، مقالات کارکنان صندوق بین المللی پول 37:2، ژوئن 1990.
فلدشتاین، مارتین و چارلز یوجی هوریوکا، «پس انداز داخلی و جریان های سرمایه بین المللی»، مجله اقتصادی، ژوئن 1980.
مک کینون، رونالد آی، و کنیچی اوهنو، دلار و ین: حل و فصل تضاد اقتصادی بین ایالات متحده و ژاپن، انتشارات MIT، 1997 (ترجمه ژاپنی، نیهون کیزای شیمبونشا، 1998).
مک کینون، رونالد آی.، نرخ مبادله تحت استاندارد دلار آسیای شرقی: زندگی با فضیلت متضاد، انتشارات MIT، 2005.
Obstfeld، Maurice و Keeth Rogoff، مبانی اقتصاد کلان بین المللی، انتشارات MIT، 1996.
اخبار رمز ارزها...
ما را در سایت اخبار رمز ارزها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : منیژه سلیمی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
12 خرداد
1402 ساعت: 20:31