سه مورد از مهمترین اهداف برای سیاست اقتصادی عبارتند از:
- دستیابی به اشتغال کامل
- پایین نگه داشتن تورم و پایدار
- حفظ ثبات مالی
فرضیه رکود سکولار لری سامرز معتقد است که دستیابی به این سه هدف همزمان ممکن است بسیار دشوار باشد.(به بیانیه پرونده لری و مجموعه ای از قطعات کوتاه در مورد این موضوع توسط اقتصاددانان برجسته مراجعه کنید.)
اصطلاح "رکود سکولار" توسط آلوین هانسن در سخنرانی ریاست جمهوری انجمن اقتصادی آمریکا در سال 1938 ، "پیشرفت اقتصادی و کاهش رشد جمعیت" ابداع شد. هانسن با نوشتن در مراحل دوم رکود بزرگ ، اظهار داشت که به دلیل کند شدن ظاهری در رشد جمعیت و سرعت پیشرفت تکنولوژیکی ، شرکت ها بعید به نظر می رسد دلیل زیادی برای سرمایه گذاری در کالاهای جدید سرمایه داشته باشند. وی نتیجه گرفت که هزینه های سرمایه گذاری TEPID ، همراه با مصرف فرومایه توسط خانوارها ، احتمالاً از دستیابی به اشتغال کامل برای سالها جلوگیری می کند.
هانسن کاملاً اشتباه بود ، البته نتوانست رونق اقتصادی پس از جنگ را پیش بینی کند (از جمله رشد شدید جمعیت - رونق کودک - و پیشرفت سریع تکنولوژیکی). با این حال ، سامرز فکر می کند که پیش بینی هانسن اشتباه نبود ، فقط زودرس. به دلایل مختلف-از جمله کاهش معاصر در رشد جمعیت ، کاهش شدت سرمایه صنایع پیشرو ما (فکر کنید فیس بوک در مقابل فولاد سازی) و کاهش قیمت های نسبی کالاهای سرمایه-Larry پیش بینی هانسن را برای سرمایه گذاری محدود در سرمایه جدید می بیندکالاها و اقتصادی که به طور مزمن نتواند امروز به اشتغال کامل برسد. اگر بازده به سرمایه امروز بسیار پایین باشد ، نرخ بهره واقعی مورد نیاز برای دستیابی به اشتغال کامل (نرخ بهره واقعی تعادل) نیز احتمالاً بسیار پایین خواهد بود ، احتمالاً منفی. الگوی اخیر رشد اقتصادی آهسته ، تورم پایین و نرخ بهره کم واقعی (در زیر مشاهده می شود) انگیزه دارد و با فرضیه رکود سکولار سازگار است.

به هر حال ، توجه کنید که داستان رکود سکولار در مورد تقاضای کل ناکافی است ، نه عرضه کل. حتی اگر خروجی بالقوه اقتصاد در حال رشد باشد ، فرضیه هانسن-تابستان معتقد است که سرمایه گذاری افسرده و هزینه های مصرف مانع از رسیدن اقتصاد به این پتانسیل می شود ، مگر اینکه ممکن است یک حباب مالی (مانند حباب مسکن دهه 2000) فشار دیگری را فراهم کندهزینهبا این حال ، Summers استدلال می کند که رکود سکولار در نهایت عرضه کل را نیز کاهش می دهد ، زیرا رشد ظرفیت تولید اقتصاد با سرعت آهسته تشکیل سرمایه و از دست دادن مهارت های کارگران ناشی از بیکاری طولانی مدت محدود می شود.
فدرال رزرو نمی تواند نرخ بهره بازار (اسمی) را زیر صفر کاهش دهد ، و در نتیجه - با این کار هدف 2 درصد فعلی خود را برای تورم حفظ می کند - کاهش نرخ بهره واقعی (نرخ بهره بازار کمتر تورم) را زیر منهای 2 درصد کاهش می دهد.(من در اینجا این احتمال را نادیده می گیرم که ابزارهای پولی مانند کاهش کمی یا نرخ بهره رسمی کمی منفی ممکن است به فدرال رزرو اجازه دهد تا نرخ واقعی را کمی پایین تر از منهای 2 درصد بدست آورد.) فرض کنید که به دلیل رکود سکولار ، تعادل اقتصاد علاقه واقعینرخ زیر منهای 2 درصد است و احتمالاً در آنجا می ماند. سپس فدرال رزرو به تنهایی نمی تواند به اشتغال کامل برسد ، مگر اینکه (1) هدف تورم خود را بالا ببرد ، از این طریق به خود اتاق می دهد تا با تعیین نرخ بازار با صفر ، نرخ بهره واقعی را بیشتر به قلمرو منفی سوق دهد. یا (2) عود حباب های مالی را به عنوان ابزاری برای افزایش هزینه های مصرف کننده و تجاری می پذیرد. به این معناست که سه هدف اقتصادی که من با آن شروع کردم - اشتغال کامل ، تورم پایین و ثبات مالی - دستیابی به طور همزمان در اقتصاد مبتلا به رکود سکولار دشوار است.
راه حل پیشنهادی لری برای این معضل این است که به سیاست های مالی تبدیل شود - به ویژه ، به هزینه های زیرساخت های عمومی برای دستیابی به اشتغال کامل اعتماد کنید. من موافقم که افزایش هزینه های زیرساختی در اقتصاد امروز چیز خوبی خواهد بود. اما اگر واقعاً در رژیم رکود مداوم قرار داشته باشیم ، ممکن است هزینه های مالی بیشتری نیز یک پاسخ بلند مدت کاملاً رضایت بخش نباشد ، زیرا بدهی دولت در حال حاضر با استانداردهای تاریخی بسیار زیاد است و به دلیل سرمایه گذاری های عمومی نیز در نهایت بازده کمتری را نشان می دهد.
آیا اقتصاد ایالات متحده با رکود سکولار روبرو است؟من شکاک هستم ، و منابع شک و تردید من فراتر از این واقعیت است که به نظر می رسد اقتصاد ایالات متحده امروز در راه اشتغال کامل است. اول ، همانطور که من به عنوان یک شرکت کننده در هیئت صندوق بین المللی پول اشاره کردم که در آن لری ابتدا استدلال رکود سکولار را مطرح کرد ، با نرخ بهره واقعی به طور مداوم به اندازه منهای 2 درصد پایین می توان تصور کرد که کمبود دائمی پروژه های سرمایه گذاری سودآور وجود دارد. همانطور که عموی لری پل ساموئلسون به من در دانشکده فارغ التحصیل در MIT آموخت ، اگر انتظار می رود نرخ بهره واقعی به طور نامحدود منفی باشد ، تقریباً هر سرمایه گذاری سودآور است. به عنوان مثال ، با نرخ بهره منفی (یا حتی صفر) ، هزینه کوههای صخره ای را پرداخت می کند تا حتی مقدار کمی از سوخت صرف شده توسط قطارها و اتومبیل هایی را که در حال حاضر باید از نمرات شیب دار صعود کنند ، صرفه جویی کند. بنابراین جای سوال دارد که نرخ واقعی تعادل اقتصاد برای یک دوره طولانی می تواند منفی باشد.(من اعتراف می کنم که برخی از ضدیت در این مرحله وجود دارد ؛ به عنوان مثال ، به دلیل ریسک اعتباری یا عدم اطمینان ، ممکن است شرکت ها و خانواده ها مجبور شوند نرخ بهره مثبت را بپردازند تا وام بگیرند حتی اگر بازگشت واقعی به دارایی های ایمن منفی باشد. همچنین ، Eggertson و Mehrotra.
اخبار رمز ارزها...
ما را در سایت اخبار رمز ارزها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : منیژه سلیمی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
12 خرداد
1402 ساعت: 22:19