این مقاله در مورد دو داستان واقعی است که در کوئینزلند ، استرالیا تنظیم شده است ، که در دهه اول این قرن اتفاق افتاد. اولین مورد مربوط به استیو ایروین ، نوزاد تازه متولد شده ، و یک دفع روابط عمومی است. مورد دوم ، گزارش برخی از استراتژی های آموزشی ناخوشایند است که توسط رنجرزهای حیات وحش به تصویب رسیده است ، زیرا آنها برای انتقال دانش ایمنی تمساح به افراد محلی در شمال کوئینزلند ، تلاش می کردند. این داستانها به عنوان مطالعات موردی عمل می کنند ، زیرا آنها به روش هایی که مردم به دیگران آموزش می دهند در کشور تمساح زندگی کنند ، مربوط می شوند. به عبارت دیگر ، به آنها آموزش نحوه زندگی در جای خود را آموزش دهید.
در دهه 1970 در استرالیا ، تمساحهای آب شور به گونه ای در معرض خطر تبدیل شدند. از آنجا که جمعیت Croc از شکار شدید بهبود می یابد ، و در حالی که مردم از جنوب استرالیا به شمال گرم مهاجرت می کنند ، افزایش برخوردهای شرافتمندانه ای رخ داده است. در حالی که "کروک های مشکل" برداشته شده و جابجایی می شوند-و در حالی که مزارع تمساح تجاری برای پرورش وجود دارند و تولید اسکاین ، گوشت و سایر فرآورده های جانبی وجود دارد-تأکید بر مدیریت جمعیت های وحشی سالم و محافظت از تالاب های تمساح است. در مقاله خود "ما و آنها" ، آنا کرین از رابطه پیچیده ما با حیوانات می نویسد ، در یک مقطع می پرسد چه اتفاقی برای یک سیستم اکو می افتد وقتی افراد به زور شکارچیان را حذف می کنند. مقاله من تا حدودی می پرسد چه اتفاقی برای "اکولوژی مکان" مردم هنگام معرفی دوباره شکارچیان می افتد. افراد محلی در شمال کوئینزلند در حال دریافتند که وجود تمساحها در سواحل ، رودخانه ها و تالاب ها به بخشی از زندگی روزمره تبدیل می شود. مردم باید یاد بگیرند که در اطراف Crocodylus Porosus ، یکی از خطرناک ترین خزندگان روی زمین زندگی کنند.
با استفاده از این حساب ها ، همراه با درک پدیدارشناختی "اکولوژی" و "خانه" ، این مقاله به بررسی نقش ناخوشایند عمل جسمی در آن آموزش و پرورش که برای آموزش جوامع در مورد نحوه حرکت و رفتار در محل داده می شود ، می پردازد. این رابطه کنجکاو بین تمرین ، گفتمان و تجربه را در نظر می گیرد و به بورس تحصیلی علاقه مند به ماهیت دانش کمک می کند - به ویژه تحقیقات اخیر در انسان شناسی پدیدارشناختی و مطالعات عملکرد. کار من در مورد تنش بین دانش گزاره و عملکرد روزمره مبتنی بر مکان است. ریچارد شچنر عملکرد را به عنوان "نشان دادن انجام" تعریف می کند (2002: 22). در دو حساب من در این مقاله ، استیو ایروین و حیات وحش رنجرز به طور مداوم در این مورد شرکت می کنند: به جامعه نشان می دهد که چگونه در کشور تمساح زندگی کند.
در رویکردهای آموزش تمساح ، بین گفتمان "ایمنی کروک"-دانش گزاره ای که توسط رنجرز برای جامعه ایجاد شده است-رابطه ای ناخوشایند وجود دارد و روشهای پیچیده و تجسم یافته برای زندگی ایمن در کشور کروک. این مجموعه های گاه به گاه دانش-آنهایی که شامل اظهارات اعلامی در مورد جهان هستند ، و کسانی که شامل دانستن-به حرکت در یک محیط هستند-اغلب دانشمندان دلهره آور علاقه مند به جغرافیای انسانی ، عملکرد و مکان هستند. به عنوان مثال ، هایدن لوریمر و کاترین لوند در مردم نگاری از تپه پیاده روی در اسکاتلند ، تعامل بین گفتمان نظارتی را که در کتابهای راهنما ، "مکانی هندسی کوه نقشه برداری شده" و آنچه آنها را "مکانی حساس بدن" می نامند ، مطالعه می کنند."(2003: 132) ؛به عبارت دیگر ، تجسم افراد از شیوه های حرکتی در محل.
چنین مجموعه هایی از دانش همچنین مربوط به آن دانشمندان پس از هیدگگر است که مشغول مکان ، تجسم و خانه هستند. دانشمندان مطالعات عملکردی کارل لاوری و سیمون وایتهد در مطالعه خود در مورد اکولوژی مکان ، خاطرنشان می کنند که اگر اخلاق کلمه "اکولوژی" معانی Oikos (خانه) و آرم ها (علم ، قانون) را فیوز کند ، سپس [E] Cologyمی توان به عنوان نوعی علم داخلی ، راهی برای حضور در خانه در نظر گرفت. "(2012: 111). آنها می نویسند که ، برای هایدگر ، "در جای خود قرار دارد ، اساس یک هستی شناسی معتبر را تشکیل می دهد ، که [هایدگر] با مسکن و ساختمان ارتباط دارد" (2012: 111). بسیار مهم ، در تصور مجدد از کارهای هایدگر ، آنها استدلال می کنند که "خانه با زبان شروع نمی شود [...] ، این با بدن شروع می شود" (2012: 114).
مقاله من این موضوع را با بررسی چگونگی آموختن به مردم یک روش تجسم یافته در رابطه با خانه و سکونت می گیرد. باید توجه داشته باشم که من صریحاً بررسی نمی کنم که چگونه جوامع بومی استرالیا با تمساح ها زندگی می کنند. مدتها قبل از شهرک سازی اروپا ، بسیاری از استرالیایی های بومی - و هنوز هم - با کروک ها زندگی می کردند و روابط متنوعی و غنی با آنها دارند. همچنین باید توجه داشته باشم که دانشمند گراهام وب به طور گسترده در مورد تمساح ها و برنامه های مدیریت تمساح در قلمرو شمالی استرالیا نوشت. مقاله من ، با این حال ، مربوط به علم تمساح و برنامه های مدیریتی نیست ، بلکه شیوه های آموزشی خرد و بدبی است که توسط افراد (عمدتا رنجرزهای حیات وحش) ثبت می شود تا به دیگران آموزش دهند که در اطراف تمساح ها زندگی می کنند.
بین سالهای 2006 و 2008 من سه قطعه زمین کوتاه را به منطقه Cais و Port Douglas بردم. من 20 مصاحبه با افراد محلی و رنجرز در مورد نحوه آموزش مردم برای زندگی در تمساح های آب شور انجام دادم (به Rossmanith 2012 مراجعه کنید). من می خواهم پیشنهاد کنم که رنجرز در بخش محیط زیست و مدیریت منابع کوئینزلند در ارائه های حیات وحش خود و ادبیات امنیت امنیتی خود تلاش می کرد تا یک کار چالش برانگیز داشته باشد. آنها با هدف نجات "فضایی حس بدن" - دانستن چگونگی و کجا باید در مورد تمساح ها - به منظور رمزگشایی آنها برای جامعه ، نجات یافتند. در مورد ایروین ، این منجر به مجموعه ای از اظهارات دست و پا چلفتی در مورد آنچه او انجام می داد هنگام نوزاد خود را به محوطه تمساح انجام داد. در مورد رنجرز در کوئینزلند شمالی دور ، شکاف های ناخوشایند و غالباً غیرقابل تحمل بین گفتمان ، تمرین و تجربه را در معرض دید قرار می دهد-شکاف هایی که ممکن است برای آن استراتژی های آموزش جامعه متداول باشد که برای ترجمه "دانستن چگونه" به یک بازتابنده تبدیل شده است."توضیح نحوه". همانطور که من استدلال می کنم ، آنچه مردم در مورد مکان بودن (بوم شناسی مکانیکی آنها) می دانند ، و نحوه صحبت و آموزش در مورد آنچه می دانند ، دو چیز متفاوت هستند.
دو داستان: راهبردهای شیرین کاری و آموزش و پرورش و آموزش و پرورش
در 2 ژانویه 2004 ، استیو ایروین آماده شد تا لاشه مرغ را به یک تمساح آب نمکی 4 متری به طول انجام دهد. او در باغ وحش استرالیا ، پارک حیات وحش که وی در کشور خود ، کوئینزلند داشت ، تظاهرات را انجام می داد. در داخل محوطه خزندگان ، که توسط یک مخاطب زنده و دوربین های تلویزیونی احاطه شده بود ، فاصله پایدار از حیوان را حفظ کرد ، به آرامی پیشرفت و عقب نشینی کرد تا اینکه احساس می کرد درست است که گوشت را در مقابل فک های غول پیکر آویزان کند. بینندگان متحیر شدند. در حالی که ایروین مرغ مرده را در یک دست گرفت ، او پسر کودک خود ، باب را در سوی دیگر گهواره کرد. ایروین به تماشاگران گفت: "باب یک ماهه است ، بنابراین زمان آن است که او اولین نسخه ی نمایشی Croc خود را انجام داد."در زمان این حادثه ، ایروین یک ستاره بین المللی چند میلیون دلاری بود ، مستندهای شکارچی تمساح وی که در بیش از 130 کشور به حداقل 500 میلیون نفر پخش می شد. با این حال ، "شیرین کاری کودک" ، همانطور که به سرعت برچسب گذاری شد ، انتقاد شدید از گروه های رفاه کودک و بسیاری از هواداران فداکار ایروین را جلب کرد. CNN نظرسنجی وب سایت را اجرا کرد و از مردم پرسید که آیا فکر می کنند ایروین "کودک خود را در معرض خطر قرار داده است". از 12000 رأی که در آن جاری شد ، 61 درصد گفتند که وی داشته است (Shears 2006: 141). این حادثه حتی دولت ایالت کوئینزلند استرالیا را وادار کرد تا قوانین متقلب خود را بررسی کند. یک سال پس از شیرین کاری ، قوانین جدیدی را که ممنوعیت کودکان و هر بزرگسال آموزش دیده نشده از ورود به محفظه تمساح را منتشر می کند ، منتشر کرد.
جذاب تر از خود این حادثه یا پاسخ عمومی به آن توجیهی استیو ایروین از آن بود. به طور خاص ، چرا او فرزند کودک خود را به محوطه و چرا در ذهن خود و در ذهن همسرش برد ، هیچ فرصتی برای کودک وجود ندارد. در یک کنفرانس خبری ایروین (CBC News 2004) گفت:
اگر می توانستم دوباره وقت خود را داشته باشم ، احتمالاً کارها را کمی متفاوت انجام می دادم. اما اگر من به فرزندانم یاد نگرفتم که زرنگ تمساح باشند ، زیرا آنها در اینجا زندگی می کنند. آنها در قلمرو تمساح زندگی می کنند ، بنابراین باید زرنگ و دانا باشند. این همه در مورد خطر درک شده است. من در کنترل کامل بودم. مردم می گویند ، "خوب ، اگر شما افتاده بودید؟"
توضیحات او برای تحقیر هر کسی کار کمی انجام داد. یک روز پس از درگذشت ایروین ، در یک انتقاد بدبخت ، ژرمین گریر (2006: آنلاین) توجیه خود را "عجیب" و "خود فریب" توصیف کرد. او و دیگران بدون شک تعجب کردند ، چگونه او می تواند در کنترل کامل باشد؟چگونه گرفتن یک کودک 1 ماهه در محوطه تمساح به او می آموزد که زرنگ و دانا باشد؟معنای "زرنگ بودن" حتی چیست؟و چرا به یک واقعه لرزه ای شدید مراجعه می کنید؟
یک یا دو سال قبل از شیرین کاری Croc-Baby ، نوع دیگری از استراتژی آموزش در حال اجرا بود. در سال 2002 ، پارک و خدمات حیات وحش کوئینزلند کمپین آموزش "Croc Wise" خود را آغاز کرد. این اتفاق افتاد ، همانطور که یکی از رنجر برای من توضیح داد ، "هنگامی که عجله بزرگ به شمال رخ داد - افرادی که از ایالت های جنوبی وارد می شدند که عادت به زندگی در اطراف تمساح ها نداشتند." تمساح ها در داخل و اطراف رودخانه ها و دریاچه هایی زندگی می کنند که با خوشحالی پرورش می یابند، با استفاده از سواحل برای حرکت بین رودخانه ها. شایان ذکر است که در اینجا ، علی رغم شهرت آنها ، تمساح ها مسئولیت تعداد کمی از مرگ و میر انسان در دوره پس از محافظت را بر عهده داشته اند. با این حال ، چشم پوشی در حال افزایش است. بحث های مداوم در مورد دلیل این امر وجود دارد. برخی استدلال می کنند که جمعیت CROC در حال گسترش است. برخی دیگر می گویند که جمعیت رو به رشد بشر باعث شده است که در وهله اول افراد بیشتری را ببینند. یکی از رنجر به من گفت: "با اشاره به اضطراب روزافزون مردم و این واقعیت که حملات CROC نادر است ،" بزرگترین مشکل Crocs این است که شما می توانید آنها را ببینید. "علی رغم اینکه از Crocs محافظت می شود ، و مجازات های سنگین برای کشتن یک نفر وجود دارد ، بسیاری از افراد خواستار جمع شدن شدید هستند. در اکتبر 2007 ، دو پسر در کنز هنگام کشته شدن یک کروک 2 متری ، باعث گرفتگی شدند. آنها قبل از اینکه آن را با یک سنگ به مرگ برسانند ، آن را از زهکشی با گوشت روی قلاب بیرون کشیدند. بسیاری از ساکنان از اقدامات پسران دفاع می کردند و توضیح می دادند که به دلیل تعداد رؤیت های متقاطع در نهرهای حومه و زهکشی ، "همه مجبور شده اند امور را به دست خودشان ببرند" (براون: آنلاین). شهردار کنز در تلاش برای جلب مقامات حیات وحش از یک سو و ساکنان عصبانی از سوی دیگر گفت: "این یک واقعیت زندگی است. تمساح ها وارد [به شهر می شوند ، سپس] آنها بیرون می آیند. "
هنگامی که شهردار اعلام کرد که تمساح ها در شهر "یک واقعیت زندگی" هستند ، عبارت وی به فشار دولت ها و مقامات حیات وحش برای ساکنان محلی خیانت کرد تا زندگی خود را از این طریق تجربه کنند: به همان اندازه طبیعی دیگر زندگی. اما به سادگی اعلام کردن چیزی "یک واقعیت زندگی" باعث نمی شود که چنین شود. در تلاش برای تشویق رابطه آسانتر بین افراد و CROC ، استراتژی هایی برای آموزش جامعه در مورد رفتار ایمنی تمساح انجام شد. در سال 2003 ، رنجرزهای حیات وحش از QPWS سفر به جوامع این منطقه را آغاز کردند و در مدارس ارائه دادند و نمایشگرهای پوستر را در Eisteddfods و سایر رویدادها بنا کردند. به یکی از رنجرزهای درگیر گفتند: "ما مانند یک نمایش جاده ای مسافرتی بودیم."وی گفت: "من همیشه بهترین راه برای آموزش مردم در مورد تمساح ها از طریق آموزش کودکان است."هر ارائه 35 دقیقه به طول انجامید ، با این که رنجرز به کودکان توضیح می داد: "ما در مورد تمساح ها به شما آموزش خواهیم داد ، چرا ما عاشق تمساح ها هستیم و چرا باید آنها را رعایت کرد."پس از بخشی از حقایق در مورد Crocs ("آیا می دانید که آنها آکورد صوتی ندارند؟") ، رنجرز بخشی از ایمنی را آموزش داد. همانطور که رنجر توضیح می دهد:
ما به آنها تصویری از یک مادر ، پدر و بچه ها که در آب کثیف شنا می کنند ، به آنها نشان می دهیم که سگشان در لبه آب بازی می کند. ما از بچه ها سؤال می کنیم: "این تصویر چه مشکلی دارد؟"ما عکسی از مردی را که روی یک چوب روی آب ایستاده است ، به آنها نشان می دهیم و یک خط ماهیگیری را آویزان می کند. ما عکسی از لاشه ماهی را در رمپ های قایق به آنها نشان می دهیم. و ما همچنان می پرسیم: "این عکس ها چه مشکلی دارند؟"
موارد "اشتباه" با این تصاویر شامل شنا در آب گل آلود است که ابری که تمساح ها دوست دارند در آن پنهان شوند. اجازه دادن به سگ در نزدیکی یا آب ، همانطور که تمساح ها به آنها جذب می شوند. در هنگام ماهیگیری روی یک ورود به سیستم روی آب ایستاده اید ، جایی که طعمه ها کروک ها را به خود جلب می کند و شما در موقعیتی قرار دارید که مورد حمله قرار بگیرید. و رها کردن ضایعات ماهی در رمپ های قایق ، زیرا این کروک ها را به جستجوی غذا در آنجا ترغیب می کند.
تا سال 2007 ، رنجرز ارائه این سخنرانی ها را متوقف کرد زیرا احساس می شد که اطلاعات تمساح به جامعه رسیده است. در زمان کار میدانی من ، وزارت محیط زیست و مدیریت منابع (DERM) به علائم هشدار دهنده تمساح و همچنین جزوه ها ، پوسترها و برچسب های سپر که توزیع می کند ، اعتماد کرد. علائم CROC زرد روشن در کنار دریاچه ها ، رودخانه ها ، حرا و سواحل ساخته شده است که در آن تمساح ها به زندگی شناخته می شوند. تمساح ها در این منطقه زندگی می کنند - حملات ممکن است باعث آسیب یا مرگ شود ، آنها می خوانند ، و آنها یک شکل از سر تمساح را با آرواره های آن باز می کنند و یک چهره انسانی با یک صلیب قرمز از طریق آن شنا می کند. از لبه آب دور شوید و وارد آب نشوید. هنگام راه اندازی و بازیابی قایق ها ، مراقبت های شدید انجام دهید. ماهی را تمیز نکنید و زباله های ماهی را در لبه آب بگذارید. اردوگاه به دور از آب. به همین ترتیب ، جزوه ها و سایر ادبیات CROC اعلام می کنند که در Croc Country عاقل است! به دنبال آن دوجین یا بیشتر دستورالعمل ، از جمله:
1. از علائم هشدار دهنده تمساح پیروی کنید.
2. هرگز در آب شنا نکنید که تمساح ها ممکن است زندگی کنند حتی اگر هیچ نشانه هشدار دهنده ای وجود نداشته باشد.
3. اردوگاه حداقل 2 متر بالاتر از علامت آب زیاد و حداقل 50 متر از لبه آب.
4- هرگز غذا را تهیه نکنید ، ظرف ها را بشویید و یا فعالیت های خود را در نزدیکی لبه آب یا بانک های شیب دار مجاور دنبال نکنید.
او در گفتگو با یک رنجر ارشد در درم در مورد ادبیات ، به من گفت: "شما فقط به آن مراحل می روید ، به علاوه کمی عقل سلیم."پرسیدم: "اگر من فقط به آن مراحل پایبند باشم ، آیا من عقل سلیم را تصویب نمی کنم؟"او پاسخ داد: "بله - و شما فقط باید معقول باشید."
مشکل با عقل سلیم: نجات فضایی حس بدن
مبادله من با رنجر نشان می دهد که تا چه اندازه دستورالعمل ها هرگز نمی توانند شیوه های عقل سلیم را در کشور تمساح کاملاً ضبط کنند. به نظر می رسد که مهم نیست که این لیست چقدر جامع به نظر برسد ، یا چند عکس رنجرز به بچه ها نشان می دهد ، یک یادگیری محلی برای زندگی در کشور Croc باید به آن "عقل سلیم" یا "معقول بودن" اضافه کند. این امر با ورود به ادبیات CROC منعکس می شود: هرگز در زیستگاه تمساح خطرات غیر ضروری را در نظر نگیرید و هرگز در آب شنا نکنید که تمساح ها ممکن است زندگی کنند حتی اگر هیچ علامت هشدار دهنده ای وجود نداشته باشد. خطر غیر ضروری دقیقاً چیست؟و تمساح ها در چه آب زندگی می کنند؟همانطور که کلیفورد گرتز به ما نشان داده است ، عقل سلیم در واقع اصلاً متداول نیست. عمیقاً خاص است.
در توسعه و ارائه آموزش CROC ، QPWS و DERM تلاش کرده اند "مکانی حس بدن" را به لیست مرتب "DOS" و "Done" تبدیل کنند. نتیجه این است که ارائه های رنجرز و ادبیات Croc ، همه شامل یک رابطه ناخوشایند بین دانش گزاره ای هستند که می تواند به عنوان یک سری از دانش اعلامی بیان شود ، و دانش عمیقاً مجسم که همان رنجرز را با خود حمل می کند. به عبارت دیگر ، آموزش ساکنان برای زندگی در اطراف تمساح های درگیر ، برای رنجرز و سایر کارشناسان حیات وحش ، با نجات مجموعه ای از اظهارات گزاره ای - مجموعه ای از دستورالعمل های ایمنی - از مجموعه دانش هایی که لزوماً برای آن رنجرز شفاف نیستند. به عبارت ساده ، دانش غیرقانونی اغلب صحبت کردن در مورد آن دشوار است.
رابطه ناخوشایند بین این دانش های مختلف در زبان رنجرز که برای توصیف آنچه انجام می دهند ، منعکس می شود. رنجرزهایی که من با آنها صحبت کردم در مورد کارشان به عنوان "آموزش" صحبت کردند: آنها به کودکان در مورد تمساح های "در مورد" آموزش می دادند. برای آنها دانش را به ذهن مردم واریز می کردند. آنها در حال ثبت نام نوعی "الگوی کسری اطلاعات" بودند ، اصطلاحی که در دهه 1980 توسط دانشمندان علوم اجتماعی برای توصیف نگرش بسیاری از دانشمندان ارائه شده است: یعنی اینکه جامعه باید به علم آموزش داده شود و این کسری دانش که می تواند "ثابت" باشدبا ارائه اطلاعات بیشتر به مردم. وقتی از یک رنجر پرسیدم که شاید عمل وی شامل "آموزش" افراد محلی برای زندگی در کشور کروک باشد ، وی این اصطلاح را رد کرد. او به من گفت: "آموزش حرف درستی نیست."با این حال ، این مقاومت در برابر ایده "آموزش" شاید یک تشخیص نادرست در مورد بخش رنجر از آنچه اتفاق می افتد را نشان دهد. هنگامی که رنجرز مذاکرات و دستورالعمل های ایمنی را در گردش ارائه می داد ، آنها نه تنها دانش گزاره ای را منتشر می کردند که می توانند در یک سری حقایق که باید خوانده شود ، متراکم شود. آنها به طور همزمان شیوه های عمل جسمی را ارائه می دادند. با ارائه تصاویر از آنچه نباید انجام شود ، با ارائه دستورالعمل های عملی در مورد کارها و معرفی کودکان به "تجسم رنجر" خود ، رنجرز راه های حضور در جهان را به مردم ارائه می داد.
اگر لحظه ای به ایروین ، حادثه کودک Croc و توضیحات بعدی وی مراجعه کنیم ، می توانیم پیچیدگی تلاش برای بیان دانش تجسم یافته فرد را در یک الگوی آموزشی بررسی کنیم. به جای اینکه عذرخواهی ایروین را به عنوان سخنان غیرقانونی "Aussie Larrikin" (Greer 2006) رد کند ، شاید بهتر از این به عنوان تلاشی برای بیان یک نظم خاص از دانش برای افرادی که زندگی می کنند و در اطراف تمساح ها کار می کنند ، درک شود. هنگامی که مخاطبان ایروین شاهد شکوفه های تئاتری و ظرافت های فضایی بودند ، همزمان دیدند که آگاهی ظریف و ناچیز - به عنوان مثال ، در حرکات حرکات او - از چگونگی وجود در مورد تمساح ها - بیان شده است. هواداران این را ششمین حس ، نبوغ یک زمزمه تمساح نامیدند. وی گفت: "او دوست داشت تا حد ممکن به موضوعات حیوانات خود نزدیک شود. در خام و بدون هیچ گونه محافظت. حس ششم او زرهی او ، دفاع او بود. »(Shears 2006: 25). با این حال ، این "حس ششم" ، با تمام رمز و رازی که از آن استفاده می کند ، و تمام قدرت و کاریزمایی که به افرادی که فکر می کنند آن را در اختیار داشته باشند ، به دست می آورد ، بهتر به عنوان یک نوع خاص از دانش تجسم یافته که راه خود را به ایروین کار کرده بود ، درک می شود. او حقایق را برای مخاطبان و دوربین ها فریاد می زند - "آیا می دانید تمساح ها سه پلک دارند!"در همان زمان ، او قبل از جهش بالای یک کروک 5 متری دقیقاً در نقطه مناسب ، به آرامی حرکت می کرد. از طریق وی با دانش گزاره ای روبرو شدیم-"دانستن آن"-و دانش غیرقانونی-"دانستن چگونه" (هیگز و تیچن 1995: 525-6). مایکل جکسون ، انسان شناس ، با هدایت کارهای میدانی عمیق خود با مردم Walpiri در شمال استرالیا ، بین دانش مردم در مورد جهان و دانش آنها فوراً و برای جهان تمایز قائل می شود (1996: 37). به عبارت دیگر ، دانش های مختلف به طور هم زمان کار می کنند.
دانش صنایع دستی غیرقانونی و حرفه ای خود را در ایروین به عنوان روشی تجسم یافته آشکار کرد. هنگامی که او فاصله مشخصی را از تمساح ها گرفت ، یا هنگامی که به پشت آنها جهش کرد ، مجموعه ای از دانش را - "دانستن چگونه" - بدون فکر کردن در مورد آن ، بدون آگاهی از یک روش عمدی بازیگری ، تصویب کرد. این بدان معنا نیست که او آگاه نبود ، بلکه همانطور که ممکن است ادموند هوسرل و موریس مرلوس پونتی آن را بیان کنند ، بدن ایروین "در آگاهی در حال چرخش بود" (هوسرل 1970: 170): "بدن من دنیای خود را دارد ، یا آن را درک می کند. جهان ، بدون استفاده از عملکرد "نمادین" یا "عینیت بخش" من (Merleau-Ponty 1962: 140-141).
مهمتر از همه ، دانش تجسم یافته برای کسانی که دارای آن هستند بسیار طبیعی است که اغلب به هیچ وجه مانند دانش احساس نمی شود. دیگر احساس معرفت شناختی نمی کند بلکه هستی شناختی است. نه آنچه ممکن است در مورد جهان بیاموزیم و بدانیم بلکه جهان چگونه است. این ، شاید ، به همین دلیل ایروین تقریباً غیرممکن است که توضیح دهد که چرا کودک خود را به داخل محوطه برد ، چرا او "کنترل کامل" بود و چرا کودک در امان خواهد بود: دانش ایروین در حرکات خود چنان در او تعبیه شده بود. و عضلات ، که احساس دانش را متوقف کرد. این "ضمنی" ، "گرفته شده برای اعطای" ، به عنوان "آشکار و معمولی" تجربه شد (هیگز و تیچن 1995: 527). وقتی اندرو دنتون ، میزبان نمایش گفتگوی استرالیا ، از ایروین در مورد "هدیه" خود با حیوانات سؤال کرد ، و آیا او ، ایروین ، حس این هدیه را دارد ، ایروین پاسخ داد: "چگونه می توانم این را توضیح دهم؟"(ABC به اندازه کافی طناب 2004) سه ماه بعد ایروین پسرش را به تمساح معرفی کرد و متعاقباً برای توضیح آن تحمیل شد. جالب اینجاست که توجیه او ، که او "در حال آموزش" باب بود که "زرنگ و دانا" باشد ، پس از این واقعیت بیان شد. حس شهودی و احساس احساس او از چگونگی بودن ، در کنفرانس مطبوعاتی که توسط ایروین از نظر معرفت شناسی و تعلیم و تربیت برچسب گذاری شده بود ، بود: او دانش را در حال انتقال به پسرش داشت. در این لحظه از مفصل ، ایروین گفتمان خاصی - "دانش آموزش" - به مجموعه خاصی از شیوه ها - یک نوزاد تازه متولد شده را به قفسه سینه خود می رساند ، زیرا او به آرامی به سمت یک کروک پیشرفت می کرد و با دقت یک لاشه مرغ را آویزان می کرد. یک ایروین مبهوت به مطبوعات گفت: "پدر من همین کار را برای من انجام داد."(در واقع گزارشی از پدر استیو وجود دارد که به استیو نه ساله می آموزد که شبانه در شمال کوئینزلند برای گرفتن تمساح ها به رودخانه ها برود).
سخنان ایروین را در محوطه در طول نمایش به یاد بیاورید: "وقت آن است که باب اولین نسخه ی نمایشی Croc خود را انجام داد."گفتمان یکی از "انجام" بود ، نه "یادگیری". باب "نمایش" را انجام داد. در اینجا گفتمان ("انجام") که در عمل عمل می کنند با گفتمان ("آموزش و یادگیری") که در مورد عمل عمل می کند متفاوت است. در تجربه من به عنوان محقق شیوه های تمرین تئاتر ، غالباً بین صحبت های مرتبط با یک عمل تمایز قائل است در حالی که پزشکان درگیر آن تمرین هستند ، و سپس چگونه این عمل بعداً با افراد دیگر صحبت می شود. برای پزشکان ، غالباً "گفتمان آگاهانه" وجود دارد که آنها برای صحبت در مورد کار خود استفاده می کنند ، و "گفتمان کمتری آگاه" وقتی در آن کار گرفتار می شوند (Rossmanith 2008: 149). همانطور که ایروین آن را بیان کرد ، عمل پسرش "انجام" بعداً به یکی از "یادگیری" تبدیل شد. تغییر او در گفتمان به معنای احمق یا فریب دادن مردم نبود. این به سادگی بود که ، همانطور که جکسون ممکن است بیان کند ، دانش به موجب آن ایروین زندگی می کرد - دانشی که او کور بود - لزوماً با دانش یکسان نبود که او زندگی را توضیح داد (1996: 2).
البته ، اگرچه در طی این حادثه توسط ایروین بیان نشده است ، اما "انجام" کودک باب به طور همزمان فرایند یادگیری بود. در مصاحبه بعدی ، اندرو دنتون از ایروینز پرسید: "نوزادان در آن زمان نمی توانند چهره پدرشان را تشخیص دهند ، [و] مغز آنها هنوز در مرحله سازنده است. آیا باب واقعاً می خواهد در مورد یک کروک بیاموزد وقتی که مغز او هنوز هم اساسی است؟ ". با فشار دادن به قفسه سینه ، او احساس گرمای و عرق پدرش ، شاخص های احشایی کار جسمی را احساس کرد. او با حرکات و ضربان قلب ایروین حرکت کرد ، یا به عبارت بهتر ، حرکات و ضربان قلب او را به حرکت درآورد. و او نمک و پوست خزندگان را بو کرد. او با شیوه ای از شیوه بودن پدرش ، مجموعه ای از دانش در عمل روبرو بود.
درست همانطور که ایروین مجبور شد در مورد آنچه که دقیقاً به باب آموزش می داد ، تأمل کند ، رنجرز که آموزش تمساح را توسعه می داد ، سعی در ترجمه راه های موجود در دستورالعمل های ایمنی داشتند. اینکه رنجرز تصدیق کرد که دشواری این امر در گفتمان کمتر آگاهانه از "آگاهی از Croc" که آنها برای صحبت در مورد کارشان صحبت می کردند ، منعکس شده است. در حالی که آشکارا آنها در تجارت "آموزش جامعه" بودند ، آنها همچنین در حال توسعه "آگاهی از تمسخر" در مردم بودند. و با این حال ، رنجرزها نمی توان آنچه را که این آگاهی از Croc از آن تشکیل شده بود ، غیرممکن دانست."این فقط یک آگاهی عمومی است. آگاه بودن "، یک رنجر به من گفت وقتی از او خواستم که منظور او را روشن کند. من می خواهم پیشنهاد کنم که این به اصطلاح "آگاهی" شامل یک تعامل شدید احشایی با مکان و حرکت Crocs در آن است.
نتیجه گیری: حضور در دنیای مکان و حیوانات
حادثه "کودک Croc" و توضیحات ایروین در مورد آن فراتر از تصویب و آموزش دانش صنایع دستی است. بخشی از احساس ایروین مبنی بر اینکه وی در کنترل کامل است ، در جای خود گرفتار شد. ایروین به جهانیان اطمینان داد که برای بیرون راندن او یک شهاب سنگ می گیرد. اینکه باید از آسمان بیرون می آمد و در 6. 6 در مقیاس ریشتر به استرالیا برخورد می کرد. به جای اینکه این موضوع را به عنوان شاعران پوچ رد کند ، شاید بهتر از آن توسط ایروین پذیرفته شود که فقط لرزش عمیق محیط او باعث می شود او را لگد بزند: گنگ های زیر او ، درختان و رودخانه هایی که به دور او می چرخند ، ارائه می دهند. محوطه باغ وحش که قبلاً آشنا و قلمرو CROC اطراف آن و جهت گیری وی در درون آن ، وحشتناک خارجی است. یعنی مکان ، و محل استقرار وی - بوم شناسی مکان او - به همان اندازه که می دانستند چگونه خزندگان را می جنگند ، برای مجموعه دانش و آگاهی خود مهم بود.
برای رنجرزهای حیات وحش که عادت به برخورد با Crocs در طبیعت دارند ، آنها نه تنها با نحوه برخورد با خزندگان آشنا هستند بلکه مکان - قلمرو تمساح - به قول ادوارد کیسی ، "بیا تعبیه شود" (2001: 688) در آنها. حضور تمساحها در نحوه حرکت آنها درج شده است ، و "دنیای مکان" خود را شکل می دهد ، زیرا آنها به طور فعال زندگی می کنند و آن را تجربه می کنند. در اینجا ، در این مکان ، حیات حیوانات آنها را شکل می دهد. این در حرکات و رفتار رنجرز در لبه های دریاچه ها و رودخانه ها بسیار آشکار است ، زیرا تمساح ها شاید در لبه آب خطرناک ترین باشند. آنها با ماندن هنوز با چشمان ریز و درشت که دقیقاً بالای خط آب استراحت می کنند ، طعمه های خود را خاموش می کنند. آنها حرکت را در لبه آب حس می کنند ، و منتظر می مانند - اغلب یک روز یا بیشتر - برای تکرار حرکت در همان نقطه. رنجرز می داند که "فاصله ایمن" را از لبه آب تصویب می کند و خود را در رابطه با پرتاب بالقوه کشنده خزندگان سوق می دهد.
اگر رنجرز راه های خاصی برای حرکت و رفتار در کشور Croc را مجسم کرده باشد ، آنها در آموزش جامعه چقدر موفق بوده اند؟آیا مردم یاد می گیرند که در اطراف تمساح ها زندگی کنند؟من از یک رنجر ارشد پرسیدم که او چگونه اثربخشی نمایش های "نمایش جاده ای" و ادبیات Croc را اندازه گیری کرد ، و او پاسخ داد: "من فقط می دانم که این کار می کند."وقتی پرسیدم چگونه او می داند ، او داستانی را بازگو کرد:
ما از یک گراسیه که در خارج از غرب زندگی می کند تماس گرفتیم (من به شما نمی گویم که تا چه حد غرب است زیرا فکر می کنید یک کروک می تواند به آنجا سفر کند). او به ما گفت که یک کروک در چاله او قرار دارد و یک زن و شوهر از گاوهای او را گرفته است. Grazier به ما گفت: "پاسخی وجود دارد و 2. 30 دلار هزینه دارد."این هزینه یک دور مهمات است. اما به جای تیراندازی به Croc ، آن مرد با ما تماس گرفته بود. از نظر من این باورنکردنی بود که یک رسم ، یک پسر مانند آن ، به ما بچه های croc می گوید تا حیوان را از بین ببرد و نه اینکه او آن را تیراندازی کند.
به این ترتیب ، QPWS Ranger با کاهش تعداد حملات به CROC توسط انسان ، اثربخشی آموزش CROC را اندازه گیری کرد. به عبارت دیگر ، "به کروس ها آسیب نرساند" به "زندگی با آنها" یوغ می شود. البته QPWS و DERM نگران حملات Croc به مردم بودند ، اما این رنجر به محافظت از تمساح اشاره می کند ، منعکس کننده روابط متقابل متقابل انسان-انسان است که مقامات حیات وحش در تلاش بودند تا تشویق کنند.
به گفته خود افراد محلی ، آنها در حال یادگیری زندگی در اطراف Crocs هستند ، اما این یادگیری به هر دو روش رسمی و غیر رسمی اتفاق می افتد. همانطور که من در جای دیگر نوشتم (Rossmanith 2012) ، این تنها علائم هشدار دهنده زرد رنگ و ادبیات امنیت امنیتی نیست که به مردم آموزش می دهد. شاید با قدرت تر ، این روشی است که چنین دانش به طور غیررسمی در بین ساکنان گردش می کند. این "آموزش" نه تنها مستلزم به اشتراک گذاری دانش در مورد جایی است که ممکن است Crocs باشد ("من یک فرد بزرگ را در ورودی دیدم" ، والدین ممکن است به یک معلم مدرسه بگویند) ، بلکه شامل اشتراک داستانهای تمساح ، فرار نزدیک و مشاوره استدر مورد نحوه حرکت در اطراف منطقه. برای وجود همبستگی دست و پا چلفتی بین استراتژی های آموزش عمومی و روشهای نامنظم که افراد با چنین دانش درگیر می شوند ، غیر معمول نیست (به عنوان مثال سیمونز 2003 را ببینید). در آنچه که باید برای رنجرز تسکین یابد ، آموزش کار در حال کار است ، اما شاید به گونه ای کار کند که آنها هرگز تصور نمی کردند.
منابع
دنتون ، A. (2004) طناب کافی ، کمیسیون پخش استرالیا: http://www.abc.net. au/tv/enoughrope/transcripts/s960998. htm ؛http://www.abc.net. au/tv/enoughrope/transcripts/s1071026.html
Browne ، S. (2007) "پسران اعتراف می کنند که کروک را کشتند" در پست Cais
کیسی ، ا. (2001) "بین جغرافیا و فلسفه: منظور از حضور در مکان در مکان چیست؟"در سالنامه انجمن جغرافیای آمریکایی 91 ، شماره. 4 ص . 683-693.
Geertz ، C. (1983) دانش محلی: مقاله های بیشتر در انسان شناسی تفسیری ، نیویورک ، کتابهای اساسی.
گریر ، G. (2006) "این نوع خودآلوئی همان چیزی است که لازم است یک لاریکین واقعی اوسی در گاردین باشد
Higgs ، J. and Titchen ، A. "طبیعت ، تولید و تأیید دانش" در فیزیوتراپی 81 ، شماره 9 صص 521-530.
Husserl ، E. (1970) بحران علوم اروپایی و متعالی
پدیدارشناسی: مقدمه ای بر فلسفه پدیدارشناختی ، ترانس. D. Carr. اوانستون: انتشارات دانشگاه شمال غربی.
جکسون ، م (ویرایش).(1996) چیزهایی که در آن هستند: جهت های جدید در انسان شناسی پدیدارشناختی. بلومینگتون: انتشارات دانشگاه ایندیانا.
Krien ، A. (2012) "ما و آنها: در مورد اهمیت حیوانات" در مقاله سه ماهه 45 ، ملبورن: شرکت بلک.
Lavery ، C. and Whitehead ، S. (2012) "بازگشت همه آن به خانه: به سمت یک محیط زیست" در تحقیقات عملکرد 17 ، شماره. 4 صص 111-119.
Lorimer ، H. and Lund ، K. (2003) "انجام حقایق: یافتن راهی برای اسکاتلند" در طبیعت انجام شده: محیط ، فرهنگ و عملکرد ، eds. B. Szerszynski ، W. Hein & C. Waterton ، آکسفورد و ماساچوست: Blackwell P. 130-144.
Merleau-Ponty ، M. (1962) پدیدارشناسی ادراک ، ترانس. کالین اسمیت. لندن: Routledge.
Rossmanith ، K. (2008) "سنت ها و آموزش در تمرین تمرین" در مطالعات درام استرالیا 53 صص 53-59.
___(2012) "یادگیری لنگ: تحرک در کشور تمساح" در عملکرد 11 صفحه 105-117.
Shears ، R. (2006) جنگجو حیات وحش: استیو ایروین 1962-2006 مردی که
جهان را تغییر داد ، سیدنی: ناشران جدید هلند.
Schechner ، R. (2002) مطالعات عملکرد: مقدمه ، نیویورک: Routledge.
Simmons ، P. (2003) "انجام ایمنی در محیط های معیوب" در طبیعت انجام شده: محیط ، فرهنگ و عملکرد ، eds. B. Szerszynski ، W. Hein ، and C. Waterton ، آکسفورد و ماساچوست: انتشارات بلکول صص 78-93.< Span> Lorimer ، H. and Lund ، K. (2003) "انجام حقایق: یافتن راهی برای اسکاتلند" در طبیعت انجام شده: محیط ، فرهنگ و عملکرد ، ویرایش ها. B. Szerszynski ، W. Hein & C. Waterton ، آکسفورد و ماساچوست: Blackwell P. 130-144.
اخبار رمز ارزها...
ما را در سایت اخبار رمز ارزها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : منیژه سلیمی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
12 خرداد
1402 ساعت: 13:13