پس از اتمام این خواندن ، شما باید بتوانید:
- فرایند پاکسازی را در بازارهای مشتق OTC خلاصه کنید.
- تغییرات در تنظیم مشتقات OTC را که پس از بحران مالی 2007-2009 رخ داده است ، شرح دهید و تأثیر این تغییرات را توضیح دهید.
عدم مدیریت و کاهش خطر نقدینگی بازار در بازارهای مشتقات می تواند عواقب فاجعه بار در بازارهای مالی جهانی داشته باشد. پس از بحران مالی 2007/2009 ، یک طرح ابتکار نظارتی آغاز شد و با هدف محدود کردن شکاف نظارتی بین بازار OTC (بدون نسخه) و بازار مبادله ای انجام شد. نکته قابل توجه ، رهبران گروه ملل G20 موافقت کردند که تقریباً تمام مشتقات معامله شده در مبادلات یا سیستم عامل های تجارت الکترونیکی معامله شده و از طریق یک همتای مرکزی پاک شوند. در این فصل ، ما به فرایند پاکسازی مشتقات OTC می پردازیم و به تغییرات نظارتی که از آن زمان در تلاش برای افزایش شفافیت و کاهش خطر معرفی شده اند ، می پردازیم.
معاملات بدون نسخه در مقابل تجارت مبادله
بازار بدون نسخه یک بستر تجاری غیرمتمرکز است ، بدون موقعیت فیزیکی مرکزی ، که در آن شرکت کنندگان در بازار از میزبان کانال های ارتباطی برای تجارت با یکدیگر بدون مجموعه رسمی از مقررات استفاده می کنند. کانال های ارتباطی که معمولاً استفاده می شود شامل تلفن ، ایمیل و رایانه است. تجارت OTC توسط یک فروشنده مشتقات که معمولاً یک موسسه بزرگ مالی است متخصص در مشتقات است.
در یک بازار OTC ، برای دو شرکت کننده امکان پذیر است که محصولات/اوراق بهادار را به صورت خصوصی مبادله کنند بدون اینکه دیگران از شرایط ، از جمله قیمت آگاه باشند. بازارهای OTC بسیار شفاف تر از معاملات مبادله هستند.
سهام معامله شده در یک بازار OTC می تواند متعلق به یک شرکت کوچک باشد که هنوز شرایط لازم برای لیست در بورس را برآورده نمی کند. بازار OTC همچنین برای معاملات بزرگ محبوب است.
مزایای بازارهای OTC نسبت به مبادلات شامل موارد زیر است:
- محدودیت ها و مقررات کمتری در مورد معاملات وجود دارد.
- شرکت کنندگان آزادی مذاکره در مورد معاملات را دارند.
- این برای شرکت ها مقرون به صرفه است زیرا هزینه های خدمات پایین تر است.
- به لطف تماس یک به یک ، بین سازنده بازار و مشتری ، جریان اطلاعات بهتری وجود دارد.
مضرات بازارهای OTC در مقایسه با صرافی ها عبارتند از:
- افزایش ریسک اعتباری مرتبط با هر تجارت OTC وجود دارد.
- شفافیت کمتر
فرآیند پاکسازی در بازارهای مشتق OTC
پاکسازی روشی است که معاملات مشتق آن تسویه می شود ، یعنی انتقال صحیح و به موقع وجوه بین خریدار و فروشنده.
دو رویکرد اصلی وجود دارد: پاکسازی دو طرفه و پاکسازی مرکزی.
در یک پاکسازی دو جانبه ، معاملات به صورت دو طرفه بین یک خریدار و یک فروشنده با این قرارداد که به طور معمول شکل توافق نامه کارشناسی ارشد ISDA را می گیرد ، توافق می شود (ISDA مخفف انجمن تعویض و مشتقات بین المللی است). بخشی از این توافق نامه با نام ضمیمه پشتیبانی اعتبار ، کلیه ترتیبات وثیقه ای را که بین خریدار و فروشنده توافق شده است ، تشریح می کند. این بخش اشکال قابل قبول وثیقه ، وثیقه ای را که باید توسط هر طرف (در صورت وجود) ارسال شود ، و همچنین موهای زائد که قابل استفاده است ، تشریح می کند.
بدنه اصلی توافق نامه ISDA سپس به طور سیستماتیک چگونگی پیشبرد در صورت پیش فرض یکی از طرفین را بیان می کند. در این راستا ، پیش فرض می تواند یا در صورت عدم موفقیت در پرداخت ، یا عدم ارسال وثیقه همانطور که در ابتدا توافق شده است ، نتواند پرداخت کند.
معاملات تسویه حساب به صورت دو جانبه به معاملات OTC غیر تمیز گفته می شود.
از آنجا که آنها به صورت دو طرفه مورد مذاکره قرار می گیرند ، معاملات غیر پاک نشده اغلب فاقد یکنواختی در بازار هستند و از نظر شفافیت بسیار پایین هستند. از این گذشته ، عدم وجود مقررات پیچیده به این معنی است که همتایان می توانند وارد معاملات پیچیده ای شوند که الزامات وثیقه سختی ندارند ، که منجر به خطر بالاتر طرف مقابل می شود.
در یک پاکسازی مرکزی ، کل فرآیند توسط یک همتای مرکزی انجام می شود که خدماتی شبیه به ارائه شده توسط یک خانه پاکسازی مبادله ای کامل ارائه می دهد. هنگامی که دو حزب ، A و B با معامله موافق هستند ، آنها موظفند مشتق OTC را برای پاکسازی به CCP ارائه دهند. اگر CCP آن را بپذیرد ، CCP به یک واسطه متقابل تبدیل می شود و با دو طرف وارد معاملات جبران می شود.
مثال: پاکسازی CCP
فرض کنید دو شرکت ، A و B به توافق مبادله نرخ بهره تبدیل می شوند که در آن مبلغ ثابت 3 ٪ به شرکت B با مبلغ 100 میلیون دلار برای یک دوره 3 ساله پرداخت می کند ، در حالی که B Libor را با شرایط مشابه به شرکت A پرداخت می کند (همان دوره ، همان اصل). اگر CCP معامله را بپذیرد ، دو تجارت جداگانه بلافاصله ایجاد می شوند. از یک طرف ، شرکت A با CCP معامله خواهد کرد که در آن 3 ٪ پرداخت می کند و LIBOR را با 100 میلیون دلار دریافت می کند. از سوی دیگر ، شرکت B با CCP معامله خواهد کرد که در آن LIBOR را پرداخت می کند و 3 ٪ دوباره با 100 میلیون دلار دریافت می کند. این بدان معنی است که A و B در معرض اعتباری با یکدیگر قرار نمی گیرند.

تسویه CCP به این معنی است که یک CCP طرف مقابل قانونی هر طرف معامله می شود و تضمینی را ارائه می دهد که شرایط و ضوابط تجارت اصلی را رعایت می کند، حتی در صورتی که یکی از طرفین قبل از انجام تعهدات خود تحت معامله نکول کند. برای اینکه بتواند این کار را انجام دهد، ح ک چ پول کافی از هر طرف جمع آوری می کند که برای پوشش خسارات احتمالی که ممکن است در صورت عدم رعایت توافق اولیه توسط یک طرف متحمل شود، هزینه می کند.
دیدگاه زیر، اگرچه کمی ساده تر است، اما به نشان دادن نقش CCP در معاملات با تضاد معاملات پاک نشده (سمت چپ) با معاملات تسویه شده (راست) کمک می کند. هر یک از شش موجودیت با علامت B نشان دهنده یک بانک فروشنده است.

از این دیدگاه، دو مزیت وجود CCP در بازارهای مالی را می توان دید:
- CCP ارتباط متقابل در بازارهای مالی را کاهش می دهد. به این ترتیب، حتی اگر یکی از فروشندگان پیش فرض شود، تأثیر آن بر سایر شرکت کنندگان بسیار کم است.
- شفافیت در نقش و موقعیت هر یک از شرکت کنندگان افزایش یافته است.
- CCPها با کاهش تعداد تراکنش هایی که باید تسویه شوند، کارایی عملیاتی را معرفی می کنند.
فرآیند قانونی که توسط آن یک CCP خود را بین خریدار و فروشنده قرار می دهد، به عنوان نوسازی قرارداد نامیده می شود. CCP برای هر فروشنده خریدار و برای هر خریدار فروشنده می شود. در اصل، نوآوری یک قرارداد "مستقیم" را با قرارداد غیر مستقیم دیگری جایگزین می کند. این بدان معناست که قرارداد اولیه بین طرفین دیگر وجود ندارد و طرفین دیگر ریسک طرف مقابل را نسبت به یکدیگر ندارند. این CCP است که ریسک طرف مقابل را متحمل می شود. با این حال، CCP ریسک خالص بازار را که نزد طرف های اصلی معامله باقی می ماند، متحمل نمی شود.
در سالهای منتهی به بحران مالی 2007/2009 ، حدود 75 ٪ از معاملات OTC شامل ترتیبات دو جانبه بود. فقط 25 ٪ شامل پاکسازی مرکزی است. اقدامات پس از بحران در حال انجام است ، با هدف معکوس کردن این درصد ها انجام می شود تا بیشتر معاملات OTC از طریق CCP پاک شود. با این حال ، این روند ممکن است مدتی طول بکشد زیرا ماهیت پیچیده برخی معاملات مانع از پاکسازی آنها می شود. معاملات دو جانبه دست بالایی دارند زیرا آنها فضای خلاقیت و آزادی تجارت در مشتقات پیچیده را فراهم می کنند. علاوه بر این ، استدلال شده است که CCP ها از فشار مالی مصون نیستند. با رسیدگی به تعداد زیادی از معاملات ، CCP ها منجر به غلظت خطر می شوند و عدم موفقیت فقط یک CCP می تواند عواقب جدی داشته باشد که می تواند فراتر از صنعت مشتقات باشد.
معدود معاملات که از اصلاحات جاری معاف هستند شامل معاملات غیر استاندارد ، انتخاب معاملات ارزی و معاملات مربوط به اشخاص غیر مالی است.
حاشیه
برای داشتن کنترل ریسک مؤثر بر تجارت ، CCP هر یک از طرفین را ملزم به ارسال وثیقه می کند که در صورت پیش فرض قابل توقیف است. حاشیه اولیه باید هنگام شروع قرارداد ارسال شود. به طور معمول ، حاشیه اولیه به گونه ای تعیین شده است که 99 ٪ حرکات بازار را طی یک دوره 5 روزه مشخص می کند. اگر سهام موجود در حساب حاشیه اولیه زیر حاشیه نگهداری باشد ، طرف مربوطه یک تماس حاشیه دریافت می کند ، یک نیاز به تهیه بودجه اضافی برای بازگرداندن حساب حاشیه به سطح اولیه است.
بعضی اوقات ، اوراق بهادار حاشیه ای ممکن است در معرض مدل مو باشد. این بدان معنی است که برای تعیین ارزش آنها برای اهداف حاشیه ، ارزش بازار اوراق بهادار کاهش می یابد. به عنوان مثال ، یک باند T ممکن است مشمول مدل موی 5 ٪ باشد ، دلالت بر این دارد که اگر ارزش بازار آن 100 دلار باشد ، فقط 95 دلار از یک نیاز حاشیه را پوشش می دهد.
مبلغ قابل پرداخت برای بازگرداندن حاشیه اولیه به مبلغ مورد نیاز ، حاشیه تغییر نامیده می شود. حاشیه تنوع روزانه ، معمولاً به صورت نقدی حل می شود. اگر عضو نتواند حاشیه تنوع مورد نیاز را ارائه دهد ، CCP معاملات خود را با آن عضو بسته می کند. الزامات حاشیه را می توان با استفاده از ابزارهای نقدی یا خزانه داری حل کرد. CCP به توازن نقدی سود می پردازد.
الزامات حاشیه اولیه ممکن است غالباً تغییر کند تا شرایط بازار را منعکس کند. با این حال ، ضروری است که توجه داشته باشید که حاشیه اولیه به اعتبار اعتبار حزب در ارسال آن بستگی ندارد. یک طرف با اعتبار خوب ممکن است لازم باشد به همان اندازه حاشیه اولیه به عنوان طرف دیگر با رتبه اعتباری نه چندان خوب ، ارسال کند.
مثال: تماس حاشیه ای
یک شرکت برای فروش 5000 بشکه نفت خام با قیمت 50 دلار در هر بشکه وارد یک قرارداد آینده کوتاه شده است. حاشیه اولیه 10،000 دلار و حاشیه نگهداری 8000 دلار است.
الف) چه تغییر قیمت منجر به تماس حاشیه ای خواهد شد؟
هر زمان که بیش از 2000 دلار از حساب حاشیه گم شود ، یک تماس حاشیه وجود دارد. برای این اتفاق ، قیمت آتی نفت خام باید بیش از 2000/5،000 = 0. 4 دلار افزایش یابد. بنابراین ، هنگامی که قیمت آتی نفت خام بیش از 50. 40 دلار در هر بشکه افزایش می یابد ، یک تماس حاشیه ای وجود دارد.
ب) تحت چه شرایطی 2500 دلار از حساب حاشیه خارج می شود؟
برداشت از حساب حاشیه فقط در صورتی اتفاق می افتد که قیمت آتی نفت خام 2500/5،000 = 0. 2 دلار کاهش یابد. این به کاهش قیمت به 49. 8 دلار در هر بشکه تبدیل می شود.
تفاوتهای قابل توجه بین معاملات معاملات معاملات آینده و معاملات OTC
یک تفاوت مهم بین معامله معاملات آتی (مبادله) و یک معامله معمولی OTC در این است که اولی روزانه حل و فصل می شود ، در حالی که دومی فقط در روزهای مشخص پرداخت می شود. از این گذشته ، پس از افزایش قیمت آتی و جریان متعاقب آن حاشیه نقدی از عضو مجلس با موقعیت کوتاه به خانه ترخیص کالا از گمرک ، حاشیه دیگر متعلق به عضو Clearinghouse نیست و دیگر علاقه ای کسب نمی کند. در بازارهای OTC ، انتقال حاشیه تغییر نقدی از حزب A به حزب B ، از طریق CCP ، منجر به بهره درآمدی و طرف B می شود که سود پرداخت شده به وجوه منتقل شده است.
بسته شدن
درست مانند معاملات مبادله ، معاملات OTC شامل اعضای مشارکت در صندوق پیش فرض می شود. اگر یک طرف معامله عضو CCP نباشد ، به آنها اجازه داده می شود معاملات را از طریق اعضا پاک کنند. هر زمان که عضو در صورت لزوم نتواند حاشیه را ارسال کند ، آنها به عنوان پیشگامان اعلام می شوند و مواضع آنها بسته می شود. در فرآیند بسته شدن ، CCP ممکن است ضرر کند. حزب تحمل ضرر از طریق آبشار ، به ترتیب زیر تعیین می شود:
- حاشیه اولیه عضو پیش فرض.
- سهم صندوق پیش فرض عضو.
- کمک های صندوق پیش فرض سایر اعضای.
- سهام CCP
توری
Netting به درمان کلیه معاملات بین دو طرف به عنوان یک معامله واحد یا هنگام محاسبه الزامات وثیقه یا پردازش خاتمه اولیه به دنبال یک رویداد پیش فرض اشاره دارد. Netting ریسک اعتباری را کاهش می دهد زیرا این وضعیت را تصویب می کند که یک عضو در حالی که همچنان به احترام به مواضع موجود در پول می پردازد ، در موقعیت های خارج از پول پیش فرض می کند. علاوه بر این ، شبکه می تواند حاشیه اولیه مورد نیاز را کاهش دهد.
مثال: توری
حزب A دارای دو معاملات با حزب B است: مبادله نرخ بهره به ارزش 100 میلیون دلار و یک قرارداد آتی نفت به ارز ش-60 میلیون دلار. به منظور محاسبه حاشیه اولیه ، دو معاملات برای تشکیل یک معامله واحد به ارزش 40 میلیون دلار ترکیب شده اند.
چگونه پیش فرض انجام می شود
در صورت پیش فرض یا ورشکستگی ، معاملات مشتقات متفاوت از سایر معاملات رفتار می شود. به عنوان مثال ، موافقت نامه های کارشناسی ارشد ISDA حاوی یک شرط خاتمه زودهنگام است که بر قوانین ورشکستگی اولویت دارد. این ماده بیان می کند که ، اگر "رویداد پیش فرض" وجود داشته باشد ، طرف غیر پیش فرض حق دارد پس از گذشت یک دوره کوتاه مدت ، تمام معاملات را با طرف پیش فرض فسخ کند. حرکت به سرعت با هدف بازپرداخت تا حد امکان از عضو پیش فرض قبل از اینکه اوضاع مضر باشد ، انجام می شود. رویدادهایی که پیش فرض را تشکیل می دهند عدم انجام پرداخت ، عدم ارسال وثیقه یا اعلام ورشکستگی است.
یکی دیگر از تفاوت های اساسی بین معاملات مشتقات و معاملات غیر مشتق در این است که طرف غیر پیش فرض می تواند دستورات دادگاه را دور بزند و وثیقه ای را که توسط طرف پیش فرض ارسال شده است ، در اختیار داشته باشد.
پس از یک رویداد پیش فرض ، طرف غیر پیش فرض ارزش میانی بازار معاملات برجسته را محاسبه می کند. سپس به طرف مجاز است این معاملات را به نفع خود تنظیم كند تا نیمی از پیشنهاد پیشنهاد در معاملات به منظور محاسبه مبلغ تسویه حساب گسترش یابد. این تعدیل به نوعی جبران خسارت به دلیل این واقعیت است که طرف مجبور است با تجارت با سایر فروشندگان معاملات را جایگزین کند و باید در صورت وقوع ، مشمول گسترش پیشنهادات آنها باشد.
مثال: ارزیابی یک معامله مشتق به دنبال یک رویداد پیش فرض
یک معامله دارای ارزش متوسط بازار 50 میلیون دلار به طرف غیر پیش فرض است و معامله 47 میلیون دلار پیشنهاد می شود و 53 میلیون دلار ارائه می دهد. برای اهداف تسویه حساب ، ارزش معامله چقدر خواهد بود؟
راه حل
برای اهداف تسویه حساب ، معامله 53 میلیون دلار ارزش خواهد داشت - هزینه ای که جایگزین معامله می شود. اگر طرف غیر پیش فرض طرف مقابل معامله را داشته باشد تا ارزش متوسط بازار آ ن-50 میلیون دلار باشد ، برای اهداف تسویه حساب 47 میلیون دلار ارزش خواهد داشت ، و این واقعیت را تشخیص می دهد که شخص ثالث فقط پرداخت می کند47 میلیون دلار برای گرفتن موقعیت پیش فرض حزب.
تغییرات نظارتی پس از بحران
همانطور که قبلاً اشاره شد ، بازار مشتقات OTC پس از بحران مالی 2007/2009 ، سهم قابل توجهی از سرزنش را به دست آورد. این بحران به مرور زمان منجر به بسیاری از مقررات برای تقویت روند پاکسازی و تقویت الزامات وثیقه شده است. رهبران گروه G20 ملل با سه تغییر اساسی روبرو شدند:
-
- الزامی که تمام مشتقات OTC استاندارد از طریق CCP ها پاک شوند: قبل از سال 2015 ، بیشتر معاملات OTC دو طرفه بوده و شامل پاکسازی مرکزی نمی شود. این بدان معنی بود که به طور کلی حاشیه اولیه لازم نبود. طبق آیین نامه جدید ، درصد زیادی از معاملات OTC باید از طریق CCP پاک شود ، و هر دو حاشیه اولیه و تنوع توسط هر دو طرف باید ارائه شوند. معاملات پیچیده که به صورت دو طرفه بین موسسات مالی پاک می شود ، مطابق با مواردی که از طریق CCP پاک می شوند ، تحت الزامات وثیقه ای قرار می گیرند.
- الزامی که مشتقات OTC استاندارد شده بر روی سیستم عامل های الکترونیکی معامله شود: این حرکت با هدف افزایش سطح شفافیت در بازار انجام می شود. با تطبیق خریداران و فروشندگان از طریق یک سیستم الکترونیکی در دسترس برای هر شرکت کننده (و شرکت کنندگان بالقوه) ، شفافیت قیمت وجود خواهد داشت. این سیستم عامل ها در ایالات متحده و تسهیلات تجاری سازمان یافته (OTFS) در اروپا به عنوان تسهیلات اعدام مبادله (SEFS) نامگذاری شده اند.
- الزامی که تمام معاملات موجود در بازار OTC به یک مخزن تجارت مرکزی گزارش شود: هدف در اینجا ارائه یک جریان منظم و قابل اعتماد از اطلاعات در مورد کار در بازار است. این به آنها کمک می کند تا به طور مداوم خطرات ناشی از شرکت کنندگان را کنترل کنند.
آیین نامه قابل توجه دیگر که معرفی شده است ، استخر دارایی هایی را که می تواند به عنوان وثیقه ارسال شود ، تغییر داده است. بیشتر وثیقه مورد نیاز برای افزایش نقدینگی باید به صورت نقدی یا ابزار خزانه داری باشد. بانک ها ملزم به نگه داشتن دارایی های نقدینگی هستند که برای برآورده کردن هرگونه تماس حاشیه ای کافی هستند (که باید فوراً برآورده شوند).
تأثیر تغییرات پس از بحران
تحولات جدید منجر به نوعی همگرایی ORTC و بازارهای مبادله شده است:
- سیستم عامل های معاملاتی OTC بیشتر شبیه مبادلات سازمان یافته شده اند.
- فرآیند پاکسازی OTC اکنون بیشتر شبیه به روند پاکسازی از طریق یک خانه پاکسازی است.
- درصد معاملات OTC که با عنوان "استاندارد" مشخص شده است ، احتمالاً افزایش می یابد و تمایز بین ابزارهای OTC و ابزارهای قابل مبادله را محو می کند.
- معاملات OTC هنوز هم به صورت دو طرفه پاکسازی می شود ، بیشتر شبیه معاملات قابل مبداد خواهد بود زیرا آنها مجبورند حاشیه اولیه را ارائه دهند ، ارسال شده به شخص ثالث. حاشیه اولیه باید با اطمینان 99 ٪ ، در طی یک دوره 10 روزه از شرایط استرس بازار حرکت کند.
- افزایش نظارت نظارتی بر بازارهای OTC منجر به افزایش رقابت بین بازار OTC و مبادلات سازمان یافته شده است. برای ضرب و شتم این رقابت ، برخی از صرافی ها به ارائه محصولات استاندارد کمتری به سرمایه گذاران نهادی متوسل شده اند.
همگرایی مسئله تمرکز مجدد را برای تمرکز به ارمغان آورده است. در این حالت ، یک فروشنده با استفاده از وثیقه ارسال شده توسط یک همتای از همان وثیقه برای برآورده کردن تقاضای وثیقه توسط همتای دیگر استفاده می کند. در سال 2007 ، حدود 4 تریلیون دلار وثیقه وجود داشت اما این فقط از 1 تریلیون دلار وثیقه از طریق rehypothecation ایجاد شد.
طبق قوانین کمیته جدید بازل ، معامله گران مجاز خواهند بود که حاشیه اولیه را فقط یک بار بازسازی کنند و حتی پس از آن ، شرایط خاصی نیز باید برآورده شود. حاشیه تنوع قابل استفاده مجدد است.
سوال تمرین
چه تفاوتی بین استفاده از توافق نامه کارشناسی ارشد ISDA و استفاده از CCP برای پاکسازی معاملات بدون نسخه وجود دارد؟
الف) هنگامی که از توافق نامه ISDA استفاده می شود ، هر یک از طرفین باید حاشیه اولیه و حاشیه تغییر را ارائه دهند. هنگامی که از CCP استفاده می شود ، هیچ حاشیه ای از هر یک از طرفین لازم نیست.
ب - هنگامی که از توافق نامه ISDA استفاده می شود ، هیچ ترتیب وثیقه ای بین طرفین وجود ندارد. هنگام استفاده از CCP ، طرفین باید در مورد اشکال قابل قبول وثیقه توافق کنند.
ج - هنگامی که از توافق نامه ISDA استفاده می شود ، ضمیمه پشتیبانی اعتبار مراحل لازم را هنگام پیش فرض طرف را تشریح می کند. هنگامی که از CCP استفاده می شود ، احتمال پیش فرض طرف مقابل صفر است.
D. هنگامی که از توافق نامه ISDA استفاده می شود ، همتایان با توجه به یکدیگر خطر طرف مقابل را دارند. هنگامی که از CCP استفاده می شود ، تمام خطر طرف مقابل را فرض می کند.
پاسخ صحیح این است: d.
هنگامی که از توافق نامه ISDA استفاده می شود ، هر یک از طرفین در معرض خطر طرف مقابل قرار می گیرند. هر طرف این خطر را می گیرد که طرف مقابل به طور پیش فرض باشد. از طرف دیگر ، پاکسازی CCP به این معنی است که CCP به طرف مقابل حقوقی برای هر طرف تجارت تبدیل می شود و ضمانتی را ارائه می دهد که حتی در صورتی که یکی از طرفین پیش از آن پیش فرض کند ، شرایط و ضوابط تجارت اصلی را احترام می گذاردتعهدات آن تحت تجارت.
اخبار رمز ارزها...
ما را در سایت اخبار رمز ارزها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : منیژه سلیمی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : شنبه
10 تير
1402 ساعت: 13:50