چرا من شاخص های فنی را خراب کردم (و چرا شما هم باید)

ساخت وبلاگ

technical-indicators

شاخص های فنی بدون شک موضوع مورد علاقه در بازارهای مالی هستند. آنها می توانند از یک میانگین حرکت ساده به یک آرایه پیچیده از الگوریتم ها متغیر باشند.

فرقی نمی کند که آیا شما در حال تجارت سهام ، کالاها ، معاملات آتی یا هر بازار دیگری هستید. شاخص های فنی یک موضوع مشترک هستند.

مفید؟خوب ، این یک موضوع دیگر کاملاً است.

اما از بین تمام بازارهای مالی ، فارکس احتمالاً بدترین مجرم شاخص های بیش از حد استفاده است. زبانهای اختصاصی مانند MQL Metatrader ، طراحی هر چیز قابل تصور را برای تازه واردان نسبتاً آسان کرده است.

سایر سیستم عامل های معاملاتی زبانهای مشابهی را ارائه می دهند. حتی مشاغل وجود دارند که کاری جز شاخص های کد سفارشی برای مشتریان ندارند.

و اگر از من سؤال کنید ، نزدیک به بخشی از مشکل است تا راه حل.

با وجود تعداد نامحدودی از ترکیبات شاخص ، چگونه روی زمین قرار است چیزی را پیدا کنید که کار کند؟

خوب ، اگر سفر شما چیزی شبیه به من باشد ، ایده استفاده از شاخص ها را به عنوان سیگنال های خرید و فروش رد می کنید. ممکن است شما یک یا دو را مانند من نگه دارید ، اما در بیشتر موارد ، آنها یک بار غیر ضروری هستند.

هر آنچه شما برای تجارت موفقیت آمیز نیاز دارید در حال حاضر در نمودار است. تمام وقت بوده است.

در این پست ، ما می خواهیم نگاهی دقیق به این موضوع بیندازیم که چرا تصمیم گرفتم شاخص های فنی را ببندم. من همچنین آنچه را که در جای آنها استفاده می کنم به اشتراک می گذارم.

مثل همیشه ، حتماً در انتهای این پست هر گونه سؤال یا نظر بگذارید.

شاخص های فنی از آنچه مهم است منحرف می شوند

distracted trading

به عنوان یک معامله گر ارز ، چه چیزی را خریداری و می فروشید؟

ارزها ، البته! این ممکن است مانند یک سوال احمقانه به نظر برسد که از گروهی از معامله گران فارکس بپرسید.

اما این چیز است ...

من وقتی سالها پیش از شاخص ها استفاده می کردم ، واقعاً خرید و فروش ارز نمی کردم. منظورم این است که مطمئناً ، من از نظر فنی یک ارز خریداری می کردم و دیگری را می فروختم.

اما هر تصمیمی که گرفتم بر اساس سیگنال گروهی از شاخص ها بنا شده است.

نمودار زیر آن همه برای من بی نتیجه بود. این می توانست EURUSD ، GBPUSD ، AUDUSD یا هر جفت ارز دیگر باشد.

این برای من مثل یک معامله گر به نظر نمی رسد ، حداقل کسی که قصد دارد در دراز مدت درآمد کسب کند.

البته ، نمودار اساسی در آن زمان برای من مهم نبود زیرا من به یک مجموعه تصادفی از شاخص های تاخیر برای تصمیم گیری برای من متکی بودم.

فکر کردم معامله گر هستم.

حقیقت این است که من تنبل بودم. من همچنین کورکورانه گله را دنبال می کردم، به این امید که با ترکیبی جادویی از شاخص هایی برخورد کنم که مرا ثروتمند کند.

اما نمی توانم در مورد مسیری که انتخاب کردم خیلی انتقاد کنم. بالاخره من چیزی را که نمی دانستم نمی دانستم.

همچنین، آن مسیر من را به چیز بسیار بهتری رساند. بیشتر در این مورد به زودی.

به دلیل شاخص هایی که در آن زمان استفاده می کردم، نمی توانم نمودارها یا نحوه افت و خیز قیمت ها در سطوح کلیدی را بشناسم. من فقط دکمه ها را کلیک می کردم زیرا چند خط پیچ خورده می گفتند زمان خرید یا فروش فرا رسیده است.

این یک مشکل است، اینطور نیست؟

این برای من بود و بدتر شدن موجودی حساب من دلیلش بود.

وقتی به تجربه امروز فکر می کنم، شگفت زده می شوم که حساب های معاملاتی بیشتری را منفجر نکردم. و باور کنید، من بین سال های 2007 تا 2010 چند مورد را پشت سر گذاشتم تا به جایی که امروز هستم برسم.

من را اشتباه نگیریدمن نمی گویم همه شاخص ها بد هستند یا کسانی که از آنها استفاده می کنند اشتباه می کنند. حتی من از دو میانگین متحرک استفاده می کنم که بعداً در درس به آنها خواهیم رسید.

اما تکیه کردن صرفاً به آنها بدون یادگیری نحوه خواندن اکشن قیمت اشتباه است.

این فقط نظر من است، اما با توجه به اینکه از سال 2002 درگیر معاملات هستم، می توانم به شما بگویم که هیچ شاخصی بهتر از اقدام قیمت خام وجود ندارد.

مستقیم ترین رابطه را با فعالان بازار دارد و کمترین عقب ماندگی را در بین این دسته دارد.

2. شاخص ها وابسته به شرایط هستند

شما بدون شک با یکی از صفحات فروش ربات معاملاتی فارکس یا Expert Advisor (EA) که در متاتریدر نامیده می شود، برخورد کرده اید.

در واقع، اگر مدتی در این تجارت بوده اید، به احتمال زیاد تعداد کمی از این پیشنهادها را دیده اید.

آنچه جالب است این است که به نظر می رسد همه آنها یک چیز را تبلیغ می کنند - نرخ برد بالا.

من همیشه متوجه می شوم که با در نظر گرفتن نرخ برد بالا کاملاً غیر ضروری است. مطمئنا، برنده شدن به شما احساس خوبی می دهد، اما نسبت برد به باخت به خودی خود 100٪ بی اهمیت است.

به قول معروف جورج سوروس…

مهم این نیست که شما درست می گویید یا اشتباه می کنید، مهم این است که وقتی درست می گویید چقدر پول به دست می آورید و وقتی اشتباه می کنید چقدر ضرر می کنید.

اما این موضوع برای زمان دیگری است. در حال حاضر، می خواهم روی صفحات فروش آن ربات های تجاری که ذکر کردم تمرکز کنم.

چگونه آنها به این نرخ های برد دست پیدا می کنند؟از این گذشته، بیشتر آنها توسط چیزی مانند Myfxbook پشتیبانی می شوند.

خوب، من به شما می گویم که چگونه این کار را انجام می دهند…

توسعه دهنده EA را طراحی می کند تا در یک شرایط خاص بازار کار کند. بله ، آنها آن را فریب می دهند ، بنابراین آمار عملکرد بسیار عالی به نظر می رسد ، اما ربات کاملاً به شرایط خاص وابسته است.

به همین دلیل بیشتر آنها فقط روی جفت های ارز خاص کار می کنند - زیرا توسعه دهنده آن را طراحی کرده است تا فقط در آن جفت ها خوب به نظر برسد.

شاید متناسب با محدودیت عملکرد قیمت محدود یا فقط در یک بازار روند مناسب باشد.

اما وقتی این شرایط تغییر می کند چه اتفاقی می افتد؟

شما آن را حدس زدید. EA اجرا را متوقف می کند. این نرم افزار 500 دلاری اکنون منسوخ شده است ، و شما در جستجوی یک استراتژی جدید تجارت کمی فقیرتر از گذشته هستید.

اوه ، و اگر نمی دانید نیمی دیگر از آن توسعه دهندگان برای به دست آوردن نرخ پیروزی بالا چه کاری انجام می دهند ، پاسخ این است که آنها تقلب می کنند.

بله ، عملکرد ساخت خالص است. ممکن است تعداد معدودی وجود داشته باشد که مشروع هستند و می توانند با چند اصلاح کار کنند ، اما اکثریت قریب به اتفاق در یک دوره طولانی شکست می خورند.

چگونه این را می دانم؟

من از سال 2002 با معامله گر بوده ام و از سال 2007 صرفاً درگیر ارزها هستم ، سهم خود را از تحقیقات انجام داده ام. من همچنین این فرصت را داشتم که با معامله گران ارتباط برقرار کنم که تجربه آنها به مراتب فراتر از آنچه من است.

من ممکن است برای آنچه که من گفتم نامه نفرت داشته باشم ، اما این اشکالی ندارد. کسانی که در اطراف این بلوک قرار گرفته اند می دانند که آنچه من می گویم درست است.

مهمترین چیز در اینجا این است که استراتژی های مبتنی بر شاخص همیشه وابسته به شرط هستند. اگر این کار برای کار در یک بازار گرایش طراحی شود ، احتمالاً با شروع این بازار ، حساب شما را منفجر می کند.

حتی صندوق های پرچین بزرگ از این امر مصون نیستند. به همین دلیل برخی پس از سالها سودآوری از کار خود خارج می شوند. و کسانی که آن را می سازند میلیون ها دلار پرداخت می کنند تا الگوریتم های خود را به خوبی تنظیم کنند تا آنها شلوغ نشوند.

اما آیا می دانید چه چیزی به شرایط بازار وابسته نیست؟

استراتژی های ساده و در عین حال مؤثر مانند نوار پین ، نوار داخل و الگوهای درگیر برای ده ها سال کار کرده اند و برای سالهای آینده همچنان مؤثر خواهند بود.

و اگر شما یک استراتژی صحیح برای مدیریت ریسک ایجاد می کنید ، آنها می توانند در طول زندگی شما بسیار خوب به شما خدمت کنند.

مطمئناً ، شما ممکن است مجبور شوید گاهی اوقات در حاشیه بمانید. اما هنگامی که شما می دانید که به دنبال چه چیزی باشید ، این استراتژی های عمل قیمت صرف نظر از اینکه بازارها محدود یا روند هستند ، کار می کنند.

حتی الگوهای نمودار مانند کانال های صعودی و نزولی ، گوه ها و سر و شانه ها برای سنین مختلف قرار دارند.

چرا این است؟چرا استراتژی های مبتنی بر شاخص در حالی که عملکرد قیمت ادامه دارد ، ماندگاری محدودی دارند؟

3. روانشناسی پادشاه است

trading-psychology

روانشناسی بازارها را هدایت می کند. میلیون ها نفر از سراسر جهان را جمع آوری کنید، به آنها اجازه دسترسی به رایانه بدهید و از آنها بپرسید که آیا فکر می کنند یک ارز خیلی زیاد است یا خیلی پایین.

به طور خلاصه این بازار فارکس است.

البته همه ما می دانیم که سود بردن از آن موضوع کاملاً دیگری است. اما تصمیم گیری در مورد اینکه آیا فکر می کنیم یک جفت احتمالاً به سمت بالاتر یا پایین تر حرکت می کند، تنها کاری است که انجام می دهیم. این کاری است که هر یک از ما هنگام خرید یا فروش یک جفت ارز انجام می دهیم.

و در یک مفهوم جمعی، آنچه شرکت کنندگان در بازار انجام می دهند از طریق عمل قیمت در نمودارهای شما نشان داده می شود.

حال، وقتی EURUSD به سطحی نزدیک می شود که در شش ماه گذشته به عنوان مقاومت عمل کرده است، چه اتفاقی می افتد؟

اگر سطح واضحی باشد، به احتمال زیاد فروشندگان را جذب خواهد کرد.

همه می توانند همان سطح مقاومت را ببینند. ممکن است آن را در نمودار خود علامت گذاری نکرده باشید یا به موقع آن را نبینید تا از مزایای آن استفاده کنید، اما وجود دارد.

فرقی نمی کند که از MACD، RSI، Stochastics، میانگین متحرک یا ترکیبی فانتزی از اندیکاتورهای اختصاصی استفاده می کنید.

سطوح پشتیبانی و مقاومت کلیدی برای دیدن و استفاده همه وجود دارد.

اما در حالی که عملکرد قیمت برای همه یکسان است، ترکیبات نشانگر از آن دور هستند.

یه چیزی بپرسم…

چند شاخص وجود دارد؟

500؟1000؟شاید 5000؟

هیچ شماره ای وجود ندارد. با توجه به اینکه بتوانید با استفاده از چیزی مانند MQL متاتریدر، مطابق میل خود کدنویسی کنید، بی نهایت است.

این یک مسئله است، درست است؟

اندیکاتورهای شما یک چیز را به شما می گویند در حالی که معامله گر بعدی چیز کاملا متفاوتی را می بیند.

برای معامله گر قیمت، سطح مقاومت در EURUSD جهانی است. هیچ متغیری مانند شاخص وجود ندارد که مانع از آن شود.

و همانطور که در بالا ذکر کردم، زمانی که بازار تصمیم بگیرد روند را متوقف کند، همه چیز می تواند بدتر شود. زیرا اگر استراتژی مبتنی بر شاخص خود را طوری طراحی کرده باشید که در یک بازار پرطرفدار کار کند، زمانی که بازارها شروع به ادغام کنند، شکست خواهد خورد.

اما بار دیگر، معامله گر قیمت مرحله ای نیست. فرقی نمی کند که بازار روند یا محدوده محدودی داشته باشد، سطوح حمایت روانی و مقاومت همیشه داستان واقعی را بیان می کند.

در پایان روز، این تنها چیزی است که برای سودآوری نیاز دارید.

4. شاخص ها یک فرآیند ساده را بیش از حد پیچیده می کنند

معامله در بازار فارکس برای سود ثابت پیچیده نیست، یا حداقل لازم نیست. کسانی که دوره من را گذرانده اند و بخشی از جامعه Daily Price Action هستند این را می دانند.

اما این امر اکثر معامله گران را از پیچیدگی بیش از حد مسائل باز نمی دارد.

فقط نگاه کنید که چگونه Metatrader - که احتمالاً محبوب ترین پلت فرم تجارت فارکس است - در سفر خود معامله گران را شروع می کند.

EURUSD-technical-indicators

نمودار بالا مستقیماً از یک حساب نسخه ی نمایشی جدید Metatrader گرفته شده است. همه سیستم عامل ها از این طریق شروع نمی شوند اما اکثریت قریب به اتفاق برخی از ترکیبات را به طور پیش فرض می کنند.

می دانید چه چیزی طعنه آمیز است؟نام الگوی بالا "محبوب" است.

اگر این یک الگوی محبوب است ، جای تعجب نیست که بیشتر معامله گران فارکس به ویژه در سال اول مبارزه می کنند.

اکنون ، من را اشتباه نکنید. تمام شاخص های فنی لزوماً بد نیستند. من نمی خواهم به آنها برچسب جهانی بدهم.

مسئله این است که بسیاری از معامله گران از آنها سوءاستفاده می کنند. آنها چهار یا پنج شاخص را به نمودار خود اضافه می کنند ، مراقب کراس اوور یا شرایط فراگیر و بیش از حد هستند و سپس ماشه را می کشند.

مسئله این است که آنها حتی نمی دانند چه چیزی را خریداری می کنند یا می فروشند.

همین معامله گران وقتی بعد از یک یا دو ماه نمی بینند ، ناامید می شوند.

پس چه کار می کنند؟

آنها شروع به جستجوی یک شاخص جدید یا شاید یک استراتژی تجاری کاملاً جدید می کنند. و با توجه به تعداد نامحدودی از ترکیبات شاخص در آنجا ، جای تعجب نیست که بسیاری از آنها هرگز آنچه را که به دنبال آن هستند پیدا نمی کنند.

این یک چرخه شرور است

اما من قضاوت نمی کنماین من در مقابل شما ارسال نمی شود زیرا من الان آنجا بوده ام.

مسئله واقعی چیست؟

هر تلاش جدید دارای منحنی یادگیری است. برخی ممکن است چند هفته باشد و برخی دیگر می توانند چند سال طول بکشد. برای بیشتر ، تجارت در نیمه دوم آن محدوده قرار می گیرد.

یکی از مشکلات استفاده از یک سیستم تجاری که در اطراف شاخص ها ساخته شده است این است که تلاش برای مشخص کردن مشکل یک نبرد سربالایی است.

بیایید فرض کنیم فرانک از یک سیستم تجاری استفاده کرده است که از MACD ، RSI و چهار میانگین متحرک استفاده می کند. او چند ماه است که تجارت می کند اما فقط برای نشان دادن تلاش های خود ضرر دارد.

اما فرانک مصمم است که این کار را انجام دهد ، بنابراین او تصمیم می گیرد که استراتژی را برای تلاش برای جداسازی مشکل از بین ببرد. هدف او این است که بفهمد آیا این MACD ، RSI یا هر یک از میانگین های متحرک که باعث ایجاد مشکلات می شود ، است. شاید این حتی ترکیبی از این شاخص ها باشد.

در مورد مشکلات صحبت کنید ...

من در این شرایط یک بیت به فرانک حسادت نمی کنم. صدها نفر اگر هزاران شاخص فنی برای سکوی Metatrader موجود نباشد.

بنابراین او اکنون قرار است بیرون برود و هزاران گزینه را پیدا کند تا یکی از مواردی را که کار می کند پیدا کند؟چه کسی می داند که آیا استراتژی مورد استفاده او بدون در نظر گرفتن شاخص هایی که از آن استفاده می کند ، کار خواهد کرد.

بدتر این است که حداقل یک یا دو ماه او را به او می دهد تا بفهمد آیا علاوه بر این مفید است یا خیر.

من در اینجا از تجربه صحبت می کنم. سه سال اول من در بازار فارکس (2007 تا 2010) صرف آزمایش استراتژی های مختلف مبتنی بر شاخص شد.

این یک آسیاب دردناک بود. تنها دلیلی که من از آن استفاده کردم این است که من وسواس پرشور در مورد تجارت و سرسخت به اندازه کافی سرسخت بودم تا بتوانم آن را ببینم.

یک راه حل ساده

راه حل آشفتگی شاخص های موجود در نمودار شما بسیار ساده و در عین حال بسیار مورد بحث است که اکثر معامله گران ، به ویژه مواردی که تازه در این تجارت شروع می کنند ، بسیار مورد بحث است.

راه حل این است که هر شاخص را از نمودار خود حذف کنید.

بله ، همه آنها! حتی MACD یا RSI آرزو باید برود.

بعداً می توانید یک یا دو شاخص را اضافه کنید ، اما تا زمانی که با عملکرد قیمت در نمودار خود به طور کامل درک نکنید. در غیر این صورت ، شما نمی دانید که آیا آنها واقعاً ارزش اضافه می کنند یا اینکه فقط آنها را دوست دارید زیرا به نظر می رسد جالب است.

بیا با آن روبرو شویم؛بیشتر معامله گران جدید نشانگرهایی را بر اساس نحوه نگاه خود انتخاب می کنند ، نه عملکرد یا ارزش افزوده آنها. این همان کاری است که من قبلاً انجام می دادم.

این را از من قبول کن. تا زمانی که نتوانید عملکرد قیمت خام را در نمودار خود بخوانید ، هیچ شاخصی برای اضافه کردن شاخص ندارید.

برخی این نکته را استدلال می کنند ، و این اشکالی ندارد. همه حق دارند یک نظر داشته باشند.

اما پس از گذشت بیش از 15 سال تجارت بازارهای مالی و تدریس هزاران معامله گر ، می توانم به شما بگویم که اضافه کردن شاخص ها قبل از درک عملکرد قیمت اشتباه است.

دو شاخص فنی که من استفاده می کنم

بله ، حتی من از شاخص های فنی استفاده می کنم. اما قبل از اینکه فکر کنید من تا این لحظه ریاکارانه بوده ام ، بگذارید توضیح دهم که از چه چیزی استفاده می کنم و چرا.

همانطور که ممکن است به خوبی بدانید ، من از میانگین حرکت 10 و 20 نمایی (EMA) طرفداری می کنم. این تنها دو شاخصی است که من از آنها استفاده می کنم. شما هرگز MACD یا RSIS را در هیچ یک از نمودارهای من مشاهده نخواهید کرد.

چرا 10 و 20 EMA می پرسید؟

من در درجه اول از این میانگین های متحرک به عنوان راهی برای شناسایی میانگین استفاده می کنم. بنابراین بیایید برای لحظه ای از این کار عبور کنیم تا هرگونه سردرگمی را پاک کنیم.

در ریاضیات ، میانگین میانگین مجموعه ای از اعداد است. این مقدار "مرکزی" هر مجموعه از اعداد است.

بنابراین اگر مجموعه شماره های 1 ، 2 ، 3 و 4 را داشتیم ، میانگین 2. 5 خواهد بود.

ما با اضافه کردن چهار عدد به هم و تقسیم چهار عدد ، آن را دریافت می کنیم. به نظر می رسد مانند این (1+2+3+4) / 4 = 2. 5.

این چه ارتباطی با بازارها دارد؟

همه چيز! بازارهای مالی فقط بازنمایی بصری آنچه اتفاق می افتد هنگام برخورد ریاضی و روانشناسی است.

هر بازار صرف نظر از اینکه سهام ، ارز ، کالا یا چیز دیگری باشد ، معنی دارد. علاوه بر این ، هر بازار همیشه به میانگین باز می گردد.

این یک احتمال یا حتی یک احتمال نیست. این یک اطمینان ریاضی است.

با این حساب ، من از منطقه بین 10 تا 20 EMA به عنوان میانگین در طی یک روند استفاده می کنم. این باعث می شود من از خرید بیش از حد زیاد یا فروش خیلی کم استفاده کنم.

در اینجا مثالی از نمودار روزانه Audusd آورده شده است.

mean reversion and overextensions

برای اهداف تدریس ، من منطقه بین 10 تا 20 EMA را که در نمودار بالا مشاهده می کنید اغراق کرده ام. اما توجه داشته باشید که چگونه قیمت قبل از حرکت بعدی یا پایین تر ، به میانگین باز می گردد.

مفهوم میانگین بازگشت یکی از قوانین مبتنی بر من برای ورود به تجارت است. اگر یک جفت خیلی از نقطه اصلی خود فاصله داشته باشد ، من بدون توجه به اینکه ممکن است بقیه تنظیمات چقدر جذاب باشد ، در حاشیه خواهم ماند.

تکامل طعنه آمیز یک معامله گر اقدام قیمت

یک طنز جهانی در مورد تکامل انسان وجود دارد. این تصویر معمولاً کودک را به یک مرد بالغ تبدیل می کند و بعداً سالخورده می شود.

طنز این است که از بسیاری جهات ، ما زندگی را چگونه شروع کردیم.

در یک ورید مشابه اما نه چندان جدی ، معامله گران اقدام قیمت یکسان هستند. ما شروع به دانستن چیزی در مورد نشانگرها نمی کنیم ، بنابراین ما یک مأموریت را برای یادگیری همه چیز در مورد آنها آشنا می کنیم.

اما در جایی در طول مسیر ، ما به اندازه کافی ناامید می شویم تا نمودارهای درهم و برهمی خود را پاک کنیم.

بعد از تمام مبارزات ، ما به همان جایی که شروع کردیم ، پایان می دهیم.

تنها تفاوت این است که ما از دانستن چیزی در مورد شاخص ها به عدم مراقبت زیاد به آنها می پردازیم. آنها به جای یک مزیت یا یک مزیت ، به یک حواس پرتی و مزاحمت تبدیل می شوند.

این به این دلیل است که هر آنچه شما باید بدانید درست در مقابل شماست. تمام وقت بوده است.

من نمی توانم نمودارهای شما را ببینم ، اما می دانم که آنجا است. تمام کاری که شما باید انجام دهید این است که پرده ضرب المثل را به عقب برگردانید ، و آن را نیز خواهید دید.

سخنان پایانی

اگر می خواهید به یک معامله گر عالی عمل تبدیل شوید ، یک نمودار تمیز ضروری است. در غیر این صورت ، شما به جای یادگیری خواندن فعالیت در نمودار خود ، وقت خود را صرف می کنید تا از طریق شاخص های فنی بی فایده استفاده کنید.

تلاش برای عیب یابی استراتژی های مبتنی بر شاخص پیچیده کابوس است. با استفاده از استراتژی های ساده عمل قیمت ، منحنی یادگیری را به نصف کاهش می دهید اگر بیشتر نباشد.

اگر احساس عمیق در داخل آن می کنید ، این شاخص ها راهی هستند که باید انجام شود ، اشکالی ندارد. فقط حتماً مدتی را صرف یادگیری نحوه خواندن عملکرد قیمت کنید. بدون شک در دراز مدت به شما کمک می کند حتی اگر تصمیم دارید از یک استراتژی مبتنی بر شاخص استفاده کنید.

هر کاری انجام دهید ، آن را ساده نگه دارید. یادگیری نحوه تجارت فارکس نیازی به یک فرایند پیچیده نیست. در واقع ، باید برعکس باشد.

یک یا دو استراتژی اقدام قیمت را به طور همزمان تسلط دهید. اگر دوست دارید نشانگرها را درج کنید ، اما به یاد داشته باشید که عمل قیمت تمام چیزی است که شما نیاز دارید تا به طور مداوم سودآور شوید.

تنها چیزی که شما نیاز دارید یک الگوی برای امرار معاش است.

لیندا راشکه

نوبت شما

آیا هنوز در تلاش هستید تا شاخص های فنی را برای شما کار کند؟آیا این درس کمک کرد؟

نظر خود را به اشتراک بگذارید یا سوالی را در زیر بپرسید و من به زودی به شما باز می گردم.

اخبار رمز ارزها...
ما را در سایت اخبار رمز ارزها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : منیژه سلیمی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : شنبه 10 تير 1402 ساعت: 14:07