با استفاده از تئوری پاسخ مورد برای تجزیه و تحلیل داده های نظرسنجی از یک نمونه نماینده 551 شهروند سوئدی ، یک اندازه گیری جدید 16 سؤال از سواد مالی مبتنی بر واقعیت توسعه یافته و تأیید می شود. یک بعدی بودن اندازه گیری تأیید می شود و همبستگی های مورد انتظار با یک اندازه گیری موجود از سواد مالی مبتنی بر واقعیت ، اندازه گیری سواد مالی ذهنی یا اعتماد به نفس و سن ، جنس و درآمد مشاهده می شود. تأثیر قابل توجهی از سواد مالی مبتنی بر واقعیت و ذهنی در سه مرحله نظم زمان رفتار بازنشستگی افراد: برنامه ریزی ، پس انداز و مدیریت سرمایه گذاری یافت می شود. نتیجه گرفته می شود که سیاست های افزایش سواد نهایی در مراحل مختلف چرخه زندگی مهم است.
روی نسخه خطی کار می کنید؟
از رایج ترین اشتباهات خودداری کنید و نسخه خطی خود را برای ویراستاران ژورنال آماده کنید.
زمینه
سواد مالی به طور بالقوه بر رفتار مالی بازنشستگی مستلزم برنامه ریزی ، پس انداز و مدیریت سرمایه گذاری است. در این مقاله ، ما استدلال می کنیم که پس انداز برای بازنشستگی شامل این سه مرحله است ، گاهی اوقات با تقاضای مختلف بر روی فرد ، و ارزیابی همزمان تأثیر سواد مالی بر هر مرحله ، دانش جدیدی در مورد رفتار مالی بازنشستگی فردی در مقایسه با تحقیقات قبلی ارائه می دهدهر مرحله را به طور جداگانه بررسی کرد. به منظور تعیین این تأثیر ، ما یک اندازه گیری مبتنی بر واقعیت جدید از سواد مالی را توسعه می دهیم تا سطح مختلف سواد را به دست بیاوریم که در افراد مختلف بر رفتار مالی بازنشستگی تأثیر می گذارد.
ضعف بالقوه در تحقیقات قبلی که رفتار مالی با سواد مالی را مرتبط می کند این است که ، تقریباً برای دو دهه ، مطالعات تا حد زیادی به اندازه گیری سواد مالی متشکل از همان مجموعه محدود از سه یا پنج سؤال بررسی استاندارد متکی است (لوساردی و میچل 2007). تعداد محدودی از سؤالات ممکن است ، اگرچه به رفتارهای صرفه جویی در بازنشستگی مرتبط است ، اما در توضیح کامل تنوع فردی در این رفتارها ناکام است. بنابراین ، ما شامل سؤالاتی هستیم که موضوعات گسترده تری را در ایجاد یک اندازه گیری جدید سواد مالی ، بر اساس تئوری پاسخ مورد (IRT) که قبلاً توسط Knoll و Houts استفاده می شد (2012) استفاده می کنیم. برخلاف Knoll و Houts ، ما می توانیم یک بعدی را از ساختار دانش مبتنی بر واقعیت مشخص کنیم ، و همچنین از مواردی با درجه دشواری مختلف استفاده می کنیم ، از این رو ، ما را قادر می سازد تا با اطمینان بیشتری سطح فردی از سواد مالی را اندازه گیری کنیم.
در جوامع بازار معاصر ، تصمیم گیری مالی برای مدت طولانی از اهمیت ویژه ای برای افراد برخوردار بوده است. با وجود این تمرکز در حال حاضر افزایش یافته ، مسلماً اهمیت صرفه جویی در تصمیمات در دهه های گذشته افزایش یافته است. یکی از دلایل این است که سیاست های جدید مسئولیت تحمیل شده به شهروندان را برای پس انداز بازنشستگی افزایش می دهد (بنارتزی و تالر 2007). امروز در سراسر جهان ، سیستم های بازنشستگی مشارکت فعال را فعال و تشویق می کنند ، و جریان درآمد پس از بازنشستگی به طور فزاینده ای به پس انداز خصوصی متکی است (کارلسون هاف و همکاران 2014 ؛ پوتربا و همکاران 2008). از این رو ، تصمیمات مالی با عواقب درآمد بازنشسته اکنون توسط بسیاری از شهروندان و نه تنها توسط متخصصان روبرو است.
شواهد تجربی نشان می دهد که افزایش مسئولیت فردی در مورد پس انداز بازنشستگی منجر به این می شود که مردم نتوانند به اندازه کافی نجات دهند (Muell et al. 2007). همراه با افزایش نیاز به درآمد بازنشستگی به دلیل امید به عمر طولانی تر ، بودجه کافی پس انداز بازنشستگی یک نگرانی جدی را تشکیل می دهد (مک کنزی و لیرس 2011). این نگرانی باعث تمرکز مطالعه حاضر توانایی افراد غیر روحانی در رسیدگی به مسئولیت مالی افزایش یافته است. یکی از دلایل بالقوه یک روش کافی برای مقابله با مسئولیت مالی ، مشارکت کم افراد در امور مالی است. مطالعات متعددی مستند شده است که درگیری کم منجر به جستجوی ناقص اطلاعات و انفعال در انتخاب بودجه در برنامه های بازنشستگی می شود (به عنوان مثال ، هاف 2006). یک راه حل فعال برای درگیری کافی ، برقراری ارتباط با تمرکز تقویت شده بر احساسات مثبت است (کارلسون هاف و همکاران 2014 ، 2016 ؛ وبر 2004).
یکی دیگر از دلایل عدم مسئولیت مالی که تمرکز اصلی این مقاله است ، دانش و مهارت مالی کافی نیست. وظیفه تصمیم گیری منطقی در مورد چگونگی جمع آوری و مصرف دارایی در طول چرخه زندگی چنان دشوار در نظر گرفته می شود که مردم از هرگونه انتخاب خودداری می کنند (بناارتزی و تالر 2007). اگر افراد از نداشتن دانش و مهارت مالی کافی اثبات کنند ، ممکن است این راه حل یا آموزش باشد (ون روویج و همکاران 2012) یا اقداماتی که صرفه جویی در بازنشستگی را ساده می کند ، به عنوان مثال ، افراد را برای انجام انتخاب های پس انداز بازنشستگی به نفع خود انتخاب می کنند (تالر و سانشتین2008). عدم توانایی افراد در افزایش مسئولیت مالی به دلیل عدم آگاهی و مهارت ، در مطالعات سواد مالی هدف قرار می گیرد که توانایی افراد را در حل مشکلاتی که هنگام تصمیم گیری های مالی با آنها روبرو می شوند ، توصیف ، تجزیه و تحلیل و کمیت می کنند. نقش مهم سواد مالی در هر دو برنامه ریزی بازنشستگی مالی (ون روویج و همکاران 2012) ، تجمع ثروت (بهرمن و همکاران 2012) و نگرش به دارایی های پرخطر ثبت شده است (نیکولینی و همکاران 2017 ؛ ون روویج و همکاران 2011).
ممکن است خاطرنشان شود که سؤالات مربوط به صرفه جویی در بازنشستگی (برنامه ریزی برای پس انداز بازنشستگی ، پس انداز بازنشستگی و ساخت یک سبد پس انداز بازنشستگی) صرفه جویی در کوتاه مدت و بافر را کنار بگذارید. در سوئد ، که در آن مطالعه حاضر انجام می شود ، حقوق بازنشستگی دولت اکثریت زیادی از شهروندان (مبلغ حدود 40-50 ٪ از حقوق نهایی) را نیز پوشش می دهد ، همانطور که حقوق بازنشستگی مربوط به کار نیز دارد. از نظر سیستم ، این قابل مقایسه با وضعیت ، به عنوان مثال ، ایالات متحده آمریکا (ایالات متحده) است که در آن میانگین سطح تأمین اجتماعی حدود 1400 دلار در ماه نهفته است ، از این رو ، حاکی از (دقیقاً مانند مورد سوئد) یک ضرورت برای پس انداز استخصوصی در بالا. سؤالاتی که ما در مورد سبد پس انداز بازنشستگی می خواهیم به عنوان یک کل ، نتایج را حتی در زمینه هایی که حقوق بازنشستگی درآمد دولت و حقوق بازنشستگی مربوط به کار است ، قابل اجرا می کند.
ادامه مقاله به شرح زیر تدوین شده است. در بخش بعدی ، ما تحقیقات قبلی در مورد رفتار مالی بازنشستگی را با تمرکز خاص بر رابطه با سواد مالی بررسی می کنیم. این به دنبال بخش هایی است که مطالعه تجربی ما در مورد تأثیر سواد مالی در مراحل مختلف رفتار مالی بازنشستگی را گزارش می کند.
بررسی ادبیات
رفتار مالی بازنشستگی
موازی با اهمیت روزافزون انتخاب فردی در پس انداز بازنشستگی (مک کنزی و لیورس 2011) ، تحقیقات رفتار مصرف کننده به طور فزاینده ای بر درک رفتار احتیاطی پس انداز بازنشستگی عموم مردم متمرکز است (Ooijen et al. 2015). به طور سنتی ، نقطه عزیمت در اینجا انگیزه های اقتصادی برای پس انداز است ، مانند مدل چرخه زندگی که در آن عوامل منطقی صرفه جویی می کنند و وام می گیرند تا مصرف در چرخه زندگی را صاف کنند (مودگلیانی 1986). با این حال ، چندین مشاهده اخیر از رفتار پس انداز واقعی مطابق با این مدل منطقی نیست. به عنوان مثال ، نرخ صرفه جویی کافی مشاهده نشده با فرضیات مدل چرخه زندگی مطابقت ندارد (Schooley و Drecnik Worden 2013). از این رو می توان به عنوان تلاش برای رفع اختلافات بین پس انداز فردی که از مدل چرخه زندگی و مشاهدات واقعی پیش بینی شده است ، به عنوان تلاش برای صرفه جویی در بازنشستگی نگاه کرد.
رفتار پس انداز بازنشستگی به طور خاص به دو فرضیه مهم برای مدل چرخه زندگی متکی است. یکی این فرضیه این است که افراد می دانند که چگونه می توانند در طول چرخه زندگی به روشی که مدل چرخه زندگی دلالت دارد بهینه سازی کنند و دیگری که افراد قادر به خودکنترلی کافی برای انجام این کار هستند (Benartzi and Thaler 2007). اگر این فرضیات برآورده نشوند ، عواقب منفی ممکن است قابل توجه باشد. فرض دوم در مورد فقدان خودکنترلی مستلزم این است که افراد با وجود درک نیاز به جمع آوری وجوه برای استفاده بعداً در زندگی ، نتوانند مصرف فعلی را با عواقب شدید برای درآمد بازنشسته کاهش دهند. فرض اول اینکه فرد در واقع می داند چگونه بهینه سازی کند ، مهم برای مطالعه حاضر ، حتی مهم تر است. این که افراد فاقد توانایی شناختی در انجام کار بهینه سازی است که توسط مدل چرخه زندگی دلالت دارد ، مدت طولانی شناخته شده است (سیمون 1955). استراتژی های مقابله ای که توسط افراد برای جبران کاستی های شناختی استفاده می شود ، در مجموعه مطالعات مربوط به اکتشافی داوری مورد بررسی قرار می گیرد (Katsikopoulos 2011).
مطالعه حاضر سواد مالی را با فرض اینکه سطح پایین سواد مالی به این دلیل کمک می کند که چرا افراد قادر به انجام کار بهینه سازی نیستند ، کمک می کند ، اما در عوض به اکتشافی قضاوت تکیه می کند. از این رو ، دانش سطح سواد مالی ممکن است ، به عنوان دانش اکتشافی داوری ، به عنوان ابزاری برای قانونگذاران در ساخت سیستم های بازنشستگی (از طریق ، به عنوان مثال ، ثبت نام خودکار و طراحی پیش فرض ؛ Benartzi and Thaler 2004 ؛ Madrian and Shea 2001) خدمت کند.
سواد مالی
تحقیقات قبلی شامل چندین تعریف از سواد مالی است. برخی بر کارایی تصمیم گیری مالی واقعی تمرکز می کنند (Noctor و همکاران 1992) ، برخی دیگر در مورد مهارت های درک ، تجزیه و تحلیل ، مدیریت و برقراری ارتباط امور مالی (ویت و همکاران 2000). یک مفهوم مشترک در مطالعات دانش مصرف کننده ، و کار اولیه بلوم و همکاران.(1956) به کار اصلی آلبا و هاچینسون (1987) ، تمایز بین دانش عینی (یا "دانش مشخصات") و آشنایی (تعریف شده توسط آلبا و هاچینسون 1987 ، به عنوان تعداد تجربیات مربوط به محصول) است. مفهوم متداول دیگر این است که دانش یک ساختار واحد نیست بلکه تا حدودی مبتنی بر واقعیت و عینی است ، تا حدودی ذهنی ، دلالت بر این دارد که برداشت افراد از سطح دانش آنها از دانش عینی (اما معمولاً مرتبط با آن) است (مورمن و همکاران 2004). نه تنها دانش مالی عینی بلکه ذهنی پیامدهایی برای رفتار مالی دارد. درک دقیق دانش شخص برای اعتماد به نفس در استفاده از دانش عینی ضروری است ، همانطور که شاهد رفتار مسئول مدیریت مالی (پری و موریس 2005) و گزینه های مالی معقول (Hauff 2006) است. بعد سوم آشنایی است و منجر به ارزیابی سریعتر و بی دردسر می شود (شفر 1997).
سه ابعاد دانش (عینی ، ذهنی و آشنایی) ترکیبات متداول تعاریف سواد مالی هستند (هاستون 2010). بعد دانش عینی (تعریف شده توسط هاستون 2010 ، ص 307 ، به عنوان "سهام دانش […] مربوط به مفاهیم و محصولات اساسی مالی شخصی") ، همانطور که بعد کاربرد (توصیف شده توسط هاستون 2010 ، به عنوان توانایی و توانایی و تأکید شده است. اعتماد به نفس برای استفاده و استفاده از دانش مالی ، و از این رو مطابق با دانش ذهنی و آشنایی). تعریفی که در هاستون (2010) ارائه شده است ، و در مطالعه حاضر به آن رعایت می شود ، بر این اساس ، درک (دانش عینی) و استفاده (دانش ذهنی و آشنایی) را شامل می شود: "سواد مالی را اندازه گیری می کند که فرد چگونه می تواند مربوط به امور مالی شخصی باشد و از آن استفاده کنداطلاعات "(ص 306). توجه داشته باشید که دانش عینی و ذهنی مرتبط است - اگر دانش عینی (آنچه یک فرد واقعاً می داند) بر دانش ذهنی تأثیر می گذارد (آنچه یک فرد معتقد است که او می داند) نتیجه مورد انتظار است. در یک متاآنالیز از مطالعات که در مورد رابطه بین دانش ذهنی و عینی بررسی می شود ، کارلسون و همکاران.(2009) دریافت که این همبستگی متفاوت است. این همبستگی به طور کلی در یک محصول و همچنین کالاهای مرتبط با جستجو قوی است. مقایسه همبستگی هایی که صرفاً بر روی خدمات مالی متمرکز شده است ، همبستگی های مختلفی را از R = 0. 2 در مطالعه خدمات مالی به طور کلی (Devlin 2011) با R = 0. 4 در یک مطالعه با تمرکز بر خدمات مالی مرتبط با سرمایه گذاری نشان داد (Chiou et al. 2002).
استدلال شده است که ترکیبی از دانش عینی و ذهنی باید در اقدامات سواد مالی گنجانده شود زیرا هدف درک توانایی تصمیم گیری و رسیدگی به امور مالی شخصی است (هاستون 2010 ؛ بازیابی 2010). بخش عمده ای از مطالعات با استفاده از اقدامات سواد مالی هنوز در درجه اول بر دانش عینی متمرکز است (نیکولینی و همکاران 2013). در ادامه ، ما با تمرین مطابقت داریم و از اصطلاح "سواد مالی" استفاده می کنیم حتی اگر "دانش مالی" دقیق تر باشد. علاوه بر این ، از آنجا که خدمات مالی متنوع است ، باید صریحاً چه نوع خدمات مورد هدف قرار گیرد. هاستون (2010) در بررسی 71 مطالعه سواد مالی می یابد که سؤالاتی در مورد حداقل سه حوزه دانش مطرح شده است ، مبانی پول (از جمله ارزش زمانی پول یا قدرت خرید) ، انتقال منابع بین دوره های زمانی (وام یا سرمایه گذاری)، و محافظت از منابع (بیمه یا مدیریت ریسک). مطالعات قبلی در گنجاندن آنها از این مناطق متفاوت است. بیشتر آنها شامل چندین موضوع مختلف (مانند پرکاربردترین اندازه گیری کامپوزیت است که توسط لوزاردی و میچل 2007 تهیه شده است).
اندازه گیری سواد مالی
پنج سؤال که در ابتدا در مطالعه سلامت و بازنشستگی در سال 2004 (HRS 2004) به کار رفته است ، به عنوان نقطه شروع برای اندازه گیری سواد مالی بود. این سؤالات به دانش تورم ، نرخ بهره ، وام ، قیمت گذاری اوراق قرضه و تنوع در اوراق بهادار سرمایه گذاری می پردازند. این سؤالات در اندازه گیری سواد مالی به "استاندارد طلا" تبدیل شده و در نظرسنجی های مختلف دیگر مورد استفاده قرار گرفته است ، از جمله مطالعه توانایی مالی ملی FINRA (2009 ، 2012 ، 2015) که سواد مالی بزرگسالان آمریکایی را تحلیل می کند (18-65سالها) ، مطالعه Save 2010 (یک مطالعه طولی از رفتار مالی خانوارها در آلمان با تمرکز ویژه بر پس انداز و تأمین سن) ، بررسی توانایی مالی کانادا (2009) از بزرگسالان کانادایی و بررسی در مورد درآمد خانوارو ثروت (Shiw 2008 ، Shiw 2010) توسط بانک ایتالیا (بانک مرکزی ملی ایتالیا و اداره مالی) برای مطالعه رفتار مالی خانوارهای ایتالیایی ارتقا یافت. مطالعات قبلی همچنین عددی و مهارتهای ریاضی مربوط به سواد مالی را در نظر گرفته اند (گوستمن و همکاران 2012 ؛ بازپرداخت 2010) ، و استدلال می شود که عددی یک تعیین کننده مهم برای نتایج اقتصادی است (آلمنبرگ و ویورمارک 2011). با این حال ، سایر محققان (هونگ و همکاران 2009) تأکید می کنند که عددی به طور گسترده تر از مسائل مالی اعمال می شود و بنابراین یک مهارت اساسی تر از سواد مالی را نشان می دهد. بنابراین باید به عنوان یک ساختار مجزا رفتار شود و در اقدامات سواد مالی گنجانده نشود. مباحث خاص دیگر مانند دانش در مورد بیمه (چن و ولپ 1998) ، دانش در مورد حساب های بانکی (O'Neil 2003 ؛ Mandell 2003 ؛ Worthington 2006) ، و دانش در مورد روش های پرداخت (FSA 2006 ؛ Lyons 2007 ؛ Mansfield and Pinto 2008)همچنین در اندازه گیری سواد مالی گنجانده شده است.
سواد مالی و رفتار مالی بازنشستگی
با تأیید چند بعدی بودن ساختار دانش ، و همچنین با توجه به اینکه خدمات مالی به عنوان پیچیده و شناختی چالش برانگیز در نظر گرفته می شوند ، چندین مطالعه اثرات رفتاری را بر تعاملات فردی با خدمات مالی مختلف از ابزارهای صرفه جویی ساده مانند حساب های بانکی گرفته تا ابزارهای سرمایه گذاری پیچیده ، مستند کرده است. از جمله تصمیم برای گرفتن وام در وام مسکن به خرید خانه.
اکثر این مطالعات با رفتاری گرا شامل اقدامات سواد مالی عینی یا مبتنی بر واقعیت (F-BFL) است. با شروع رفتار مالی بسیار عمومی ، افراد با سطح پایین سواد مالی عینی نشان داده شده است که در بین افراد بدون هیچ گونه حساب معامله بیش از حد نمایندگی می شوند (هوگارت و همکاران 2005) و احتمال قابل توجهی بالاتر از عدم دسترسی به آنها دارند (گریمز و همکاران 2010 2010). علاوه بر این ، F-BFL با انباشت ثروت ارتباط مثبت دارد (بهرمن و همکاران 2012) ، احتمال سرمایه گذاری در دارایی های پرخطر و انجام کارآمدتر آن (Calvet et al. 2007) ، و انتخاب وام و موارد دیگرتصمیمات مرتبط با وام (مانند بازپرداخت وام های نرخ ثابت) (کمپبل 2006).
با تمرکز خاص بر صرفه جویی در بازنشستگی ، چندین مطالعه به طور خاص تأثیر سطح سواد مالی عینی را در مراحل مختلف رفتار مالی بازنشستگی نشان داده اند: برنامه ریزی بازنشستگی ، پس انداز بازنشستگی و فعالیت سرمایه گذاری بازنشستگی. مرحله اول برنامه ریزی بازنشستگی به شدت تحت تأثیر سطح سواد مالی عینی قرار می گیرد. در حالی که اکثریت قریب به اتفاق شرکت کنندگان هرگز هیچ نوع فعالیت برنامه ریزی مرتبط با پس انداز بازنشستگی را انجام نمی دهند (لوزاردی و میچل 2007) ، افراد بالایی از سواد مالی احتمالاً بعد از بازنشستگی در مورد درآمد خود فکر کرده اند (لوزاردی و میچل 2007) و همچنین بهدر فعالیت های برنامه ریزی بازنشستگی فعالیت مستند داشته اند (ون روویج و همکاران 2011). با این حال ، این علیت مبهم است زیرا به طور کلی امکان رد این احتمال وجود ندارد که قصد برنامه ریزی برای بازنشستگی افراد را برای افزایش سواد مالی خود انگیزه دهد (Lusardi 2009). با این حال ، تجزیه و تحلیل های مبتنی بر تفاوت در آموزش مالی اجباری فدرال ایالات متحده (Lusardi 2009) نشان می دهد که افراد در معرض آموزش مالی در دبیرستان (برنهایم و همکاران 2001) بیشتر درگیر فعالیت های برنامه ریزی مالی هستند ، از این رو دلالت بر این دارد که علیت از F.-BFL به رفتار مالی متعاقب آن مانند برنامه ریزی بازنشستگی (Lusardi 2009). این تأثیرات را نیز در جهت دیگر مستثنی نمی کند.
مرحله بعدی پس انداز بازنشستگی شواهدی از ارتباط با سواد مالی عینی را نشان می دهد. بنابراین ، سواد مالی برای افزایش احتمال شرکت در برنامه های بازنشستگی از پیش تنظیم شده است (لوزاردی و میچل 2007). دانش یک فرد در مورد یک برنامه بازنشستگی به همین ترتیب نشان داده شده است که احتمال سرمایه گذاری در این طرح را افزایش می دهد (هادر و همکاران 2013) و همچنین تأثیرگذاری بر جستجوی اطلاعات و اعتماد به مشاوران مالی. همچنین مشخص شده است که افراد کم سواد مالی به توصیه های مشاوران بازنشستگی تا حد بالاتری نسبت به افراد دارای سواد مالی متکی هستند (کارمل و همکاران 2015).
در مرحله سرمایه گذاری بازنشستگی ، نشان داده شده است که تفاوت در فعالیت سرمایه گذاری واقعی با سطح سواد مالی متفاوت است. بنابراین ، افراد بالا در سواد مالی بیشتر از افراد کم سواد مالی هستند که هنگام صرفه جویی در بازنشستگی روی دارایی های ریسک پذیر سرمایه گذاری می کنند (ون روویج و همکاران 2011). هنگام مقایسه عددی با یک اندازه گیری فراگیرتر از F-BFL (از جمله آشنایی با محصولات و مفاهیم مالی) ، تنها دومی تأثیر قابل توجهی در ریسک پذیری داشت (آلمنبرگ و دربر 2015).
برخی از اقدامات مطالعه سواد مالی ذهنی نیز به همین ترتیب با رفتار مالی مرتبط هستند. به عنوان مثال ، یک بررسی سرمایه گذار ایالات متحده نشان داد که افرادی که خود را نسبت به ارائه محصولات مالی بیشتر می دانند و دارای درجه بالاتری از تنوع بین المللی هستند (گراهام و همکاران 2009). سواد مالی ذهنی همچنین با انواع مختلفی از رفتار مالی مسئول ، از جمله مشارکت در برنامه های پس انداز بازنشستگی (Tang and Baker 2015) و به انتخاب های فعال وجوه متقابل در پس انداز بازنشستگی همراه بوده است (Hauff 2006).
مطالعه حاضر
بررسی اجمالی
هدف ما بررسی روابط نشان داده شده در شکل 1 است. در راستای هاستون (2010) ، ابتدا تصریح می کنیم که یک بعد سواد مالی واحد وجود دارد که از دانش مالی خاص در چندین زمینه موضعی تشکیل شده است. ما بیشتر اظهار می کنیم که این بعد در رابطه با سواد مالی ذهنی بر رفتار مالی تأثیر می گذارد. در حالی که F-BFL ممکن است فراوانی رفتارهای مالی معقول و سالم را افزایش دهد ، سواد مالی ذهنی (یا اعتماد به نفس) ممکن است باعث افزایش تمایل به همه در رفتارها شود.
اخبار رمز ارزها...
ما را در سایت اخبار رمز ارزها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : منیژه سلیمی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : شنبه
10 تير
1402 ساعت: 14:52