نظریه داو: شش اصل تحلیل تکنیکال چیست؟

ساخت وبلاگ

تئوری داو که به نام چارلز داو (1851-1902) یک روزنامه نگار/کارشناس مالی مشهور نامگذاری شده است، هنوز یکی از پایه های مطالعه تحلیل تکنیکال است. او که یکی از بنیانگذاران ژورنال وال استریت بود، ایده های خود را در یک سری سرمقاله در روزنامه منتشر کرد. او به همراه شریک خود، ادوارد جونز، شرکت داو و جونز را در سال 1882 میلادی تأسیس کردند. او همچنین اولین میانگین بازار سهام را در سال 1884 میلادی متشکل از قیمت های پایانی یازده سهام منتشر کرد: 9 شرکت راه آهن و 2 شرکت تولیدی. او معتقد بود که این سهام نشانه خوبی از سلامت شرکت است. بعداً در سال 1897 پس از میلاد، او تعیین کرد که 2 شاخص بهتر نشان دهنده سلامت هستند. بنابراین 12 شاخص صنعتی بورس و 20 شاخص سهام ریلی تشکیل داد. امروز، سهام در داو جونز به 30 شرکت برتر مختلف افزایش یافته است.

در سال 1903، یک سال پس از مرگ داو، اس. ا. نلسون، مقالات، سرمقاله ها و مقالات خود را که در وال استریت ژورنال منتشر شده بود در کتابی با عنوان: «ABC of Stock Speculation» گردآوری کرد. نلسون در این کتاب اصطلاح «نظریه داو» را ابداع کرد.

در اینجا شش اصل اساسی نظریه داو آورده شده است:

  1. اقدام بازار همه چیز را تخفیف می دهد

بیانیه فوق پایه تحلیل تکنیکال است. قیمت تقریباً تحت تأثیر همه چیز است: اصول، سیاست، اقتصاد، روانشناسی و موارد دیگر. اطلاعات هر یک از این بخش ها می تواند بر عملکرد قیمت (قیمت و حجم) در بازار تأثیر بگذارد. و تمام اطلاعات قبلاً در بازار تخفیف داده شده است (تعدیل شده) و قبل از افشای اطلاعات در قیمت منعکس می شود. بازار هر عامل قابل شناخت ممکن را از طریق تقاضا و عرضه کلی سهام منعکس می کند. با این حال، از آنجایی که بازار نمی تواند رویدادهای طبیعی مانند زلزله را پیش بینی کند، تأثیرات این رویدادها بلافاصله در عمل قیمت مشاهده می شود.

یکی از اهداف اصلی تحلیل تکنیکال شناسایی روندها به منظور معامله در جهت آن روندها است زیرا "روند دوست است."یک روند در حرکت احتمالاً در همان روند ادامه می یابد تا معکوس. این عبارت را می توان به عنوان قیاسی برای قانون اول حرکت نیوتن استفاده کرد: یک حرکت احتمالاً ادامه دارد مگر اینکه یک نیروی خارجی باعث تغییر جهت آن شود.

داو 3 نوع اصلی از روند را شناسایی کرده است: روند صعودی ، رو به پایین و روند جانبی. او بالادنده را به عنوان وضعیتی تعریف کرد که در آن هر تظاهرات پی در پی بالاتر از تجمع قبلی بالا می رود ، و هر یک از راهپیمایی های پی در پی نیز پایین تر از کمترین تجمع قبلی است. اوضاع مخالف ، با قله های پی در پی پایین و فرورفتگی ، روند پایین را تعریف می کند. یک دوره تعادل در سطح قیمت که تقاضا و عرضه در حالت نسبی تعادل قرار دارند ، روند به سمت کنار هم نامیده می شود.

داو معتقد بود که یک روند دارای 3 قسمت است: روند اولیه ، ثانویه و جزئی. وی معتقد بود كه روندهای اصلی بیش از یك سال به طول انجامید ، احتمالاً چندین سال و روندهای میانی حدود 3 هفته تا سه ماه به طول انجامید. وی در نظر گرفت که یک اصلاح میانی در حدود یک سوم و دو سوم از روندهای قبلی پیش رفته است یا به احتمال زیاد نیمی از حرکت قبلی را پس می گیرد. به همین ترتیب ، او تصور می کرد که روندهای جزئی معمولاً کمتر از 3 هفته به طول می انجامد.

داو اشاره می کند که یک روند اصلی معمولاً در سه مرحله مجزا اتفاق می افتد: انباشت ، مشارکت عمومی و مرحله توزیع. یک مرحله تجمع دوره ای است که بیشترین سرمایه گذاران تمایل به جمع آوری یا خرید سهام دارند. آنها تمایل دارند که به طور مداوم سهام را در بازار پایین بخرند زیرا می دانند که بازار خبر بد را جذب کرده است.

مرحله مشارکت عمومی زمانی است که بیشتر پیروان روند فنی شروع به مشارکت می کنند و قیمت ها و حجم تمایل به پیشرفت سریع دارند. در این دوره از زمان ، احتمالاً داستانهای صعودی اضافی را در روزنامه ها و در سراسر رسانه های اجتماعی می شنوید.

در مرحله آخر ، همان سرمایه گذاران آگاهانه تمایل دارند قبل از شروع فروش ، سهام انباشته شده خود را توزیع کنند.

  1. میانگین ها باید یکدیگر را تأیید کنند

داو دو میانگین را ساخته بود: میانگین صنعتی داو و جونز و میانگین راه آهن داو و جونز. بنابراین ، در اینجا وی خاطرنشان كرد كه هر دو میانگین باید برای تأیید روند ، سیگنال (گاو یا خرس) مشابه را ارائه دهند. او احساس کرد که هر دو میانگین برای تأیید بازار گاو نر باید از آخرین قله فراتر رود. اگر دو مورد از میانگین ها از یکدیگر جدا شوند ، روند قبلی همچنان حفظ می شد و بعید به نظر می رسد روند جدیدی اتفاق بیفتد.

داو حجم را به عنوان یک ثانویه اما یک عامل مهم در تأیید یک روند تشخیص داد. وی اظهار داشت ، حجم باید در جهت روندهای اصلی گسترش یابد یا افزایش یابد. این بدان معناست که ، در یک صعود عمده ، با افزایش قیمت باید حجم افزایش یابد و با کاهش قیمت کاهش یابد. با این حال ، در روند نزولی ، حجم باید با کاهش قیمت و کاهش قیمت آنها افزایش یابد. داو در نظر گرفت که حجم و قیمت باید یکدیگر را تأیید کند تا روند تعیین شود.

  1. استفاده از قیمت های پایانی و وجود خطوط

داو به شدت به بسته شدن قیمت ها اعتماد داشت. او معتقد بود که میانگین باید بالاتر از اوج قبلی یا پایین تر از یک فرورفتگی قبلی باشد تا از اهمیت برخوردار باشد. در شکل (الف) ، سیگنال خرید در B1 اتفاق می افتد که از نقطه B فراتر رود ، که به آن نوسان خرابی گفته می شود. در شکل (B) ، سیگنال خرید در B1 یا B2 صورت می گیرد که به آن نوسان غیر فلامی نیز گفته می شود.

شکل (الف) ، نوسان خرابی

شکل (ب) ، نوسان غیرقانونی

اخبار رمز ارزها...
ما را در سایت اخبار رمز ارزها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : منیژه سلیمی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 13:40