سیگنال عدم تحمل به بازار سهام

ساخت وبلاگ

این وب سایت از کوکی ها برای اطمینان از بهترین تجربه کاربر استفاده می کند. توجه به حریم خصوصی و کوکی ها کوکی ها را قبول می کنند

تنظیمات برگزیده کوکی را مدیریت کنید

Search >

استراسبورگ ، فرانسه ، شهری زیبا در رودخانه راین است - با لکه تاریک در تاریخ خود. در 14 فوریه سال 1349 ، در اوج مرگ سیاه و سفید که در سراسر اروپا به وجود آمد ، ساکنان دور هم جمع شدند و چند صد نفر از یهودیان این شهر را به قتل رساندند.

امروز به غیر از پلاک روی دیوار خانه اپرای شهر ، نشانه کمی از این رویداد خشونت آمیز وجود دارد ، اما با این وجود ممکن است این شهر برای جرایم تاریخی خود بپردازد.

اروپا هنوز با ضد ستیزی مبارزه می کند. براساس گزارش سالانه دانشگاه تل آویو در مورد ضد ستیزی ، 766 حادثه خشونت آمیز در سال 2014 ، یهودیان را در سراسر قاره هدف قرار داد ، سالی که اسرائیل یک عملیات نظامی را در نوار غزه آغاز کرد. این بیش از هر سال دیگر در دهه گذشته بود. در این گزارش آمده است: "احساس کلی در بین بخش های وسیعی از جمعیت یهود یکی از زندگی در یک محیط ضد یهودی است که نه تنها توهین آمیز و تهدیدآمیز ، بلکه کاملاً خطرناک شده است."در نشانه افزایش تنش ها ، یک فرد مسلح در ژانویه سال 2015 چهار نفر را در یک سوپر مارکت کوشر در پاریس کشت.

البته ، یهودیان تنها قربانی جدیدترین موج تعصب پوپولیستی نیستند ، که عمدتاً مسلمانان و مهاجران را هدف قرار داده است. با این حال ، عدم تحمل ممکن است اقتصاد بد باشد ، و تحقیقات متمرکز بر ضد ستیزی نشان می دهد که چرا.

طبق یافته های دانشگاهی ، ضد ستیزی می تواند قرن ها فرهنگ را آلوده کند. اپیزودهای تاریخی خشونت علیه یهودیان ممکن است بر اندازه فعلی طبقه متوسط منطقه ، دستمزدهای حاکم و عادات سرمایه گذاری تأثیر بگذارد. روی هم رفته ، یافته های تحقیق نشان می دهد که تعصب می تواند پرهزینه باشد و دردناک پایدار باشد.

ریشه های عمیق نفرت یهودی

پس از آنكه امپراتوری روم در قرن چهارم به طور رسمی مسیحیت را به تصویب رساند ، انجام ایمان دیگر برای مردم دشوارتر شد. با گذشت قرن ها ، یهودیان و سایر اقلیت ها در بعضی مواقع در اروپای غربی جدا می شدند ، و برای گرفتن مجوزهای ویژه برای اسکان در یک منطقه - و گاهی مجبور به ترک شدند. در قرون وسطی ، یهودیان در بسیاری از کشورهای اروپای غربی مورد آزار و اذیت قرار می گرفتند ، در بعضی مواقع قتل عام یا اخراج می شدند. برخی از آنها محدود به زندگی در مناطق خاص و درگیر شدن در مشاغل خاص بودند.

تاریخ همیشه خود را به گذشته محدود نمی کند. محققان Nico Voigtländer از UCLA و Hans-Joachim Voth ، از دانشگاه زوریخ ، تداوم ضد ستیزی را از قرون وسطی به قرن بیستم ترسیم کردند. آنها می یابند که مناطقی که بیشترین حملات شدید به یهودیان را در هنگام مرگ سیاه تجربه کرده اند ، همان مناطقی بودند که ، شش قرن بعد ، آلمانی ها به احتمال زیاد به حزب نازی رأی می دادند و درگیر خشونت ضد ستیزی می شدند.

محققان به عنوان نمونه ای از دو شهر آلمانی به اندازه مشابه ارائه می دهند: وورزبورگ در بایرن ، که در هنگام مرگ سیاه یک غوغا را تجربه کردند. و آخن در شمال راین وستفالیا ، که چنین نشد.

به گفته ید واشم ، مرکز تحقیقات هولوکاست در اورشلیم ، در وورزبورگ ، جایی که یهودیان از قرن یازدهم زندگی می کردند ، حدود 900 یهودی در سال 1298 به قتل رسیدند. پنجاه سال بعد ، در هنگام مرگ سیاه ، ساکنان یهودیان را به مسموم کردن چاه های شهر متهم کردند.

تا دهه 1920 ، هنگامی که نازی ها محبوبیت زیادی پیدا کردند ، وورزبورگ خشونت متناوب علیه یهودیان را دید. به گفته محققان ، ساکنان آن ده بار بیشتر نامه های ضد ستیزی را در روزنامه نازی Der Stürmer نسبت به هر منطقه دیگر منتشر کردند و حزب نازی 6 درصد در انتخابات محلی در سال 1928 ، تقریباً دو برابر میانگین منطقه آلمان بود. براساس سوابق موجود در بایگانی فدرال آلمان ، 44 درصد از یهودیان Würzburg ، در طول جنگ جهانی دوم ، بسیاری از آنها به اردوگاه های کار اجباری تبعید شدند.

در مقابل ، آخن در هنگام مرگ سیاه هیچ گونه دزدکی و خشونت ضد ستیزی در دهه 1920 نداشت. ساکنان آن کمتر از نیمی از تعداد نامه های ضد ستیزی به ویراستار که وورزبورگ انجام داده است ، نوشتند ، می گویند Voigtländer و Voth ، و تنها 1 درصد از جمعیت در سال 1928 به نازی ها رای دادند. یهودیان از قوانین ضد ستیزی فدرال رنج می بردنددر طول جنگ جهانی دوم ، اما این شهر در نهایت درصد پایین تر 37 درصد از یهودیان خود را تبعید کرد.

Voigtländer و Voth چند مکان را پیدا می کنند که ضد ستیزی تضعیف شده یا حتی ناپدید شده است ، همانطور که در شهرهایی که در تجارت با مسافت طولانی تخصص داشتند ، جایی که تبعیض نسبت به افراد خارجی است ، هزینه داشت. این استثنائات گذشته ، "تأثیر غرق شدن قرون وسطایی برای ضد ستیزی قرن بیستم بر اهمیت پیشینهای عمیق تر تاریخی ضد ستیزی آلمان پس از جنگ جهانی دوم در سطح محلی تأکید می کند."ضد ستیزی ممکن است همانطور که در سالهای بین مرگ سیاه و حکومت نازی ها انجام شد ، سرحال و جریان یابد ، اما حتی در خواب آن می تواند مخرب باشد.

A sequence of three color-coded maps of Germany on anti-Semitism and market participation. The first plots Jewish persecution during the Black Death pandemic, with darker colors representing areas with at least one anti-Jewish pogrom. Most of the darker colors are clustered in the center and west of the country, with most of the areas representing places with no pogroms in the north. The second map plots the proportion of Jews deported during the Nazi period, with the darkest color representing a range of forty-one-point-one to one hundred percent. Pattes of darker colors are similar to those on the first map. The third map plots stock market participation over the years of 1984 to 2010, with the darkest color representing a range of twenty-two-point-one to sixty-three percent of households owning stocks. Many of the areas that darker in the other maps are lighter in this one, suggesting they were less likely that other Germans to trust the stock market and invest in stocks.A sequence of three color-coded maps of Germany on anti-Semitism and market participation. The first plots Jewish persecution during the Black Death pandemic, with darker colors representing areas with at least one anti-Jewish pogrom. Most of the darker colors are clustered in the center and west of the country, with most of the areas representing places with no pogroms in the north. The second map plots the proportion of Jews deported during the Nazi period, with the darkest color representing a range of forty-one-point-one to one hundred percent. Pattes of darker colors are similar to those on the first map. The third map plots stock market participation over the years of 1984 to 2010, with the darkest color representing a range of twenty-two-point-one to sixty-three percent of households owning stocks. Many of the areas that darker in the other maps are lighter in this one, suggesting they were less likely that other Germans to trust the stock market and invest in stocks.

ضد ستیزی منجر به مشارکت در بازار سهام پایین می شود

اقتصاددانان در حال تعیین تأثیرات چنین نفرت خفته هستند و به عنوان مثال استدلال می کنند که ضد ستیزی با افرادی که به موسسات مالی بی اعتماد ، از جمله بازار سهام ، بانک های تجاری و بانک های محلی اعتماد دارند ، مرتبط است.

یهودیان به دلیل شرکت در امور مالی و پول در امور مالی شهرت دارند ، اگرچه نقش آنها بحث در مورد مورخان و سایر دانشگاهیان است. در حالی که برخی استدلال می کنند که یهودیان به دلیل عواملی مانند سطح سواد بالا ، در هزینه های پولی برتری داشتند ، دیوید نیرنبرگ دانشگاه شیکاگو می گوید که یهودیان در امور مالی یک کلیشه قدیمی ، ضد ستیزی و غیرمجاز است. او می گوید که پس از ایفای نقش برجسته در پول در هزینه های کوتاه در برخی از جوامع مسیحی قرون وسطایی ، یهودیان آمدند تا این نقش ها را در تخیل و ادبیات مسیحی نشان دهند. نیرنبرگ می گوید: "هیچ یهودی در Chaucer یا در انگلستان شکسپیر وجود نداشت ، اما هر دو یهودیان به عنوان بازنمایی از Avarice و پولش استفاده می کردند."در بخش مالی ، حتی به عنوان این بخش به عنوان "یهودی" کلیشه ای شد.

برای بررسی دقیق تر اثرات اقتصادی پایدار یهودی ستیزی، فرانچسکو داکونتو از دانشگاه مریلند، مارسل پروکوپچوک از دانشگاه لایب نیتس هانوفر و مایکل وبر از شیکاگو بوث از داده های مربوط به آزار و اذیت تاریخی یهودیان، از جمله داده های Voigtländer و Voth، نتایج انتخابات، استفاده کردند. و بررسی نمونه ای نماینده از آلمانی های معاصر، که بین سال های 1984 و 2010 جمع آوری شد. محققان دریافتند که در کشورهای آلمانی با نرخ بالاتر آزار و اذیت تاریخی یهودیان، ساکنان معاصر به طور قابل توجهی کمتر از سایر آلمانی ها به بازار سهام اعتماد داشتند. در برخی مکان ها، بسیاری از مردم از سرمایه گذاری پول خود در سهام اجتناب کردند - تصمیمی که عموماً برای اقتصاد بد تلقی می شود. و صرف نظر از سطح امروزی یهودی ستیزی، ساکنان مناطقی که احساسات ضد یهودی تاریخی بالاتری داشتند، همچنان به بازارهای سهام بی اعتماد بودند و کمتر در سهام سرمایه گذاری می کردند.

محققان به سال 1349 نگاه کردند، زمانی که نه تنها یهودیان در استراسبورگ قتل عام شدند، بلکه در یک رشته دیگر شهرهای اروپایی، از جمله ارفورت، آلمان، قتل عام نیز رخ داد. بازل، سوئیس؛آراگون، منطقه خودمختار اسپانیا؛و فلاندر، بلژیک.

به گفته محققان، خانوارهایی در شهرستان هایی که در سال 1349 یک پوگروم را تجربه کردند، قرن ها بعد، به طور قابل توجهی کمتر از خانوارهایی در شهرستان هایی که پوگروم نداشتند، کمتر سرمایه گذاری کردند. سپس پوگروم ها با نرخ مشارکت 2 درصدی کمتر در بازارهای مالی همبستگی داشتند. علاوه بر این، خانوارهایی در شهرستان هایی که در سال 1349 سطح آزار و شکنجه بالایی داشتند، علیرغم سطح متوسط مالکیت خانه، 10 درصد کمتر احتمال داشت وام مسکن داشته باشند. محققان می نویسند و در جایی که آزار و شکنجه وجود داشت، افراد سپرده های بانکی کمتری داشتند و "به نظر می رسد احتمال بیشتری وجود دارد که پول خود را به صورت نقدی نگه دارند."

«مناطق با سابقه آزار و شکنجه ممکن است به موسسات مالی بی اعتماد باشند و بی اعتمادی ریشه دار به امور مالی ممکن است از نسلی به نسل دیگر منتقل شده باشد.”

D’Acunto ، Prokopczuk و Weber چندین توضیح ممکن را مشاهده می کنند. آزار و اذیت یهودیان ممکن است با آنچه که آنها به عنوان "عقب ماندگی" توصیف می کنند ، ارتباط داشته باشد ، که خود را به عنوان زنوفوبی و بی اعتمادی عمومی نشان می دهد. همچنین محققان فرض می کنند که خانوارهایی که حتی در حال حاضر ضد ستیزی باقی مانده اند ممکن است همچنان به بازار سهام با یهودیان بپردازند و بنابراین پول خود را در سهام خود قرار ندهند. با این حال ، آنها شک دارند که این دو توضیح ممکن می توانند تأثیرات مشاهده شده را به طور کامل توضیح دهند ، زیرا این اثرات در سطح آموزش متفاوت خانواده ها سازگار است.

آنها به سمت یک توضیح سوم گرایش پیدا می کنند: مناطقی که سابقه آزار و اذیت دارند ممکن است به موسسات مالی بی اعتماد باشند ، و عدم اعتماد به نفس عمیق در امور مالی ممکن است از یک نسل به نسل دیگر منتقل شود. وبر خاطرنشان می کند: "این دلیل آخر هنگامی که ما آموزش را به هم می آمیزیم جالب است."او می گوید ، از زمان جنگ جهانی دوم ، دولت آلمان آموزش هایی را ارائه داده است که به طور خاص مورد بررسی و کاهش ضد ستیزی قرار گرفته است ، اما دولت همان تأکید بر سواد مالی یا آموزش اقتصادی را ندارد. به نظر می رسد که آموزش و پرورش در ضد ستیزی از بین می رود اما نه با تعصب که ممکن است وابسته باشد: بی اعتمادی عمومی به موسسات مالی.

An isotope chart with drawings of people representing a count of dismissed scientists shows fifty-one in physics, representing fifteen percent of the field and twenty-three-point-eight of top joual articles; sixty-nine in chemistry, representing fourteen-point-one percent of the field and twenty-two percent of articles, and forty-three in mathematics, representing eighteen-point-seven percent of the field and thirty-one percent of articles. And a line chart plots the share of Nobel Prize wiers in physics and chemistry, with percentages on the y-axis and the years of 1901 to 1980 on the x-axis, with German and Austrian universities starting at forty-two percent and falling to five percent, U.S. universities starting at five percent and rising to fifty-two percent, U.K. universities starting at twenty-two and ending at twenty-eight, and others starting at thirty and ending at sixteen.

ضد ستیزی کارآفرینی را مانع می کند

در حالی که ضد ستیزی نرخ سرمایه گذاری را کاهش می دهد ، همچنین ممکن است بی اعتمادی عمومی به تجارت ایجاد کند. در مناطقی که سابقه طولانی ضد ستیزی دارند ، ساکنان مورد بررسی توسط محققان رضایت کمتری از اقتصاد ابراز داشتند و کمتر به کارآفرینی مشغول بودند.

این یافته ناشی از مطالعه رنگ پریده شهرک سازی است ، منطقه ای که یهودیان به مدت 123 سال در امپراتوری روسیه محاصره شده بودند و منجر به جنگ جهانی اول می شود. این منطقه شامل بخش های بزرگی از آنچه امروز لهستان ، لیتوانی ، بلاروس ، اوکراین است ،روسیه غربی و مولداوی. قبل از جنگ جهانی دوم ، یهودیان 37 درصد از جمعیت شهری را در آنجا و 11 درصد از کل به خود اختصاص می دادند. اکثریت یهودیان در رنگ پریده تا اواخر سال 1942 فرار کرده بودند. اما در حالی که یهودیان از بین رفته اند ، همانطور که خود رنگ پریده رسمی نیز وجود دارد ، یک ذهنیت باقی مانده است: مجموعه دیگری از اقتصاددانان استدلال می کنند که نفرت قومی نسبت به یهودیان یک فرهنگ ضد مجته مداوم را ایجاد کرده است.

ایرنا گروسفلد و اکاترینا ژوراووسکایا، هر دو از دانشکده اقتصاد پاریس، و الکساندر رودنیانسکی، کاندیدای دکترا در دانشگاه پرینستون، به ساکنان کشورهایی که تحت عنوان "کشورهای در حال گذار" تحت تاثیر سقوط اتحاد جماهیر شوروی و ماهواره های آن توصیف می کنند، نگاه کردند. محققان این داده ها را با اطلاعات جغرافیایی مربوط به Pale، داده های جمعیت شناختی و اعداد تاریخی در قتل عام ها همراستا کردند.

در طول قرن ها، یهودیان و غیریهودیان خصومت و رقابت قابل توجهی را در رنگ پریده از خود نشان دادند. در حالی که این گروه ها معاملات زیادی در بازار داشتند، اما تعاملات اجتماعی کمی داشتند، همانطور که مورخانی از جمله یوری اسلزکین در کتاب خود در سال 2004 به نام قرن یهودی مستند کرده اند. گروسفلد، رودنیانسکی و ژوراووسکایا استدلال می کنند که حضور گروهی با دین، زبان و سنت های بیگانه به غیریهودیان احساس همبستگی می دهد. آنها می نویسند: «خودشناسی یک گروه قومی و انسجام بین اعضای آن ممکن است به همزیستی با گروه دیگر (رقیب) بستگی داشته باشد.

احساس ما در مقابل آنها در معاملات تجاری خود را نشان داد. تعدادی از مطالعات قبلی، از جمله Slezkine، نشان می دهد که اکثر یهودیان در رنگ پریده عمدتاً مشاغل یقه سفید داشتند. در حالی که اکثر غیر یهودیان کشاورزی می کردند و کارهای کم مهارت دیگری انجام می دادند، بسیاری از یهودیان به فعالیت هایی مانند تجارت و امور مالی مشغول بودند - که بسیاری از مورخان معتقدند به توسعه بازارها و سرمایه داری در منطقه کمک کرد. نسبت کارآفرینان و افراد خوداشتغال در میان یهودیان بسیار بیشتر از همتایان غیر یهودی آنها بود.

یهودیان نماینده یک نیروی لیبرال و بازاری شدند - نیرویی که باعث واکنش محافظه کاران، ضد بازار و ضد یهودی شد. محققان با تجزیه و تحلیل قتل عام در این منطقه بین سال های 1821 و 1946، دریافتند که مناطقی که بیشترین قتل عام را در آن زمان تجربه کرده اند، در اواخر قرن بیستم نیز دارای بالاترین احساسات ضد بازار بودند.

آن ها همچنین دریافتند که ساکنان اخیر منطقه ای که رنگ پریده بودند، در مقایسه با همتایان خود در سایر نقاط روسیه، بیشتر به احزاب ضد بازار با گرایش های سوسیالیستی یا کمونیستی رأی می دادند و علاقه کمتری به بازار، کارآفرینی و دموکراسی داشتند. قرن ها اعمال و باورهای ضد یهود بی اعتمادی به بازارها و تجارت را پشت سر گذاشته است. محققان استدلال می کنند: «رنگ پریدگی حل و فصل و هولوکاست پیامدهای ملموسی برای توسعه سیاسی و اجتماعی اروپای شرقی امروزی دارد».

A line chart plotting the average number of U.S. patents per research field by U.S. investors, with the years of 1920 to 1970 on the x-axis. One line tracking research fields of German Jewish émigré chemists starts at one hundred, rises to two hundred seventy five by 1950, then goes on to exceed five hundred. A second line tracking research fields of other German chemists starts at one hundred seventy-five and reaches a high of only three hundred fifty.

یهودستیزی طبقه متوسط را نابود می کند

Daron Acemoğlu ، Tarek Alexander Hassan ، غرفه شیکاگو ، و جیمز A. رابینسون ، دانشگاه شیکاگو ، به خودی خود ضد ستیزی را مطالعه نکردند ، اما نتیجه آن-قتل گسترده یهودیانی است که در طول هولوکاست رخ داده است. آنها می پرسند ، آیا تأثیر ماندگار هولوکاست بر جوامع باقی مانده چیست؟نتیجه ، آنها می یابند ، طبقه متوسط ویران شده و چشم اندازهای اقتصادی را در دراز مدت تضعیف می کند.

محققان به 278 شهر در سراسر اتحاد جماهیر شوروی نگاه کردند که 76 مورد از آنها در طول جنگ جهانی دوم توسط آلمانی ها اشغال شده بود. در حالی که تعداد معدودی از آن شهرها در رنگ پریده شهرک قرار داشتند ، اکثریت در مناطقی دورتر از شرق بودند که یهودیان پس از محدودیت های رنگ پریده در سال 1917 مهاجرت کردند. با استفاده از داده های سرشماری و گزارش های مرگ و میر آلمان ، محققان به 48 نگاه کردندمکالمه ها ، واحدهای اداری بزرگتر از ایالت های ایالات متحده اما کوچکتر از ایالت های ایالات متحده است.

قبل از حمله آلمان به اتحاد جماهیر شوروی در ژوئن سال 1941 ، یهودیان "به شدت در آنچه که ما معمولاً مشاغل طبقه متوسط می دانستیم ، بیش از حد نماینده بودند. بیش از دو سوم یهودیان در 48 الواست دارای شغل یقه سفید بودند ، در حالی که تنها 15 درصد از غیر یهودیان چنین موقعیت هایی را داشتند. در مکانهای دارای بزرگترین جمعیت یهودی ، 68 درصد پزشکان و 10 درصد از کل کارگران یقه سفید یهودی بودند ، با وجود این که یهودیان تنها 1 درصد از جمعیت را تشکیل می دادند.

محققان می دانند که در محوطه هایی که یهودیان در سال 1939 1 درصد از طبقه متوسط را تشکیل می دادند ، طبقه متوسط تا سال 1989 5 درصد کاهش یافت. بنابراین به نظر می رسد که هولوکاست این مناطق را در یک دوره واگرا از آن قرار داده است. دور کردن یهودیان از این واسطه ها شوک اقتصادی و اجتماعی عظیم ایجاد کرد. ناپدید شدن یهودیان طبقه متوسط "ممکن است رشد کلی اقتصادی و اجتماعی مناطق را تغییر داده و آنها را در مسیری قرار دهد که امکان ایجاد مشاغل طبقه متوسط را فراهم نمی کند."وی می افزاید: آنها ممکن است مکانهایی نباشند که حرفه ای های مشتاق را طولانی مدت جذب کند.

مناطقی که یهودیان بیشتر مورد آزار و اذیت و آوارگی قرار گرفتند، بعدها دستمزد و درآمد سرانه کمتری نسبت به میانگین ملی داشتند. این مناطق در دهه 1990 از کاندیداهای کمونیست حمایت بیشتری نشان دادند، کمتر به اصلاحات فکر می کردند، و احتمال بیشتری داشت که به وفاداری های قدیمی بچسبند - مانند رأی دادن به حمایت از حفظ اتحاد جماهیر شوروی در مارس 1991. نویسندگان از حمایت نامزدهای غیرکمونیست استفاده کردند. در انتخابات دوما در سال 1999 به عنوان نماینده ای برای توسعه سیاسی، و این را با رشد جمعیت و درآمد در شهرهایی که بیشتر تحت تأثیر هولوکاست قرار گرفتند، مقایسه کرد. محققان دریافته اند که در این مناطق، طبقه متوسط هنوز بهبود نیافته است.

A chart with proportionally sized squares representing a socioeconomic breakdown of the Soviet Union in 1939. Fifteen percent of the general population were white collar workers, compared with sixty-six-point-eight percent of Jews; thirty-one-point-six percent were blue collar workers, compared with twenty-one-point-five percent of Jews; two-point-eight percent were handicraftsmen, compared with eight-point-five percent of Jews; fifty-point-five percent were farmers and Kolkhoz members, compared with three percent of Jews; and zero-point-zero-two percent were liberal professionals, compared with zero-point-two percent of Jews. A separate set of thee bar charts shows that Jews made up twelve-point-nine percent of govement-sector workers in liberal professions, including lawyers; thirty-six-point-six percent of trade-sector handicraftsmen and other white-collar workers; and sixty-eight-point-two percent of health-sector workers in liberal professions, including physicians.

یهودستیزی به آموزش برای همه آسیب می زند

از دست دادن معلمان، به ویژه، اثرات قابل توجه و طولانی مدت داشته است. در سال 1933، اندکی پس از به قدرت رسیدن حزب نازی، قانونی تصویب کرد که به دولت اجازه می داد یهودیان را از خدمات دولتی پاک کند. بیش از 15 درصد از اساتید دانشگاه، معلمان مدارس، پزشکان و دیگر متخصصان یقه سفید در نتیجه اخراج شدند.

خروج تأثیر مستقیم و قابل سنجش بر دانش آموزان داشت. مولود آکبولوت-یوکسل و موتلو یوکسل، هر دو از دانشگاه دالهوسی در نوا اسکوشیا، دریافتند که بزرگسالانی که در دوران حکومت نازی ها در سن مدرسه بوده اند، به طور متوسط در بزرگسالی شش ماه کمتر از میانگین کشوری درس خوانده اند. کسانی که قبل از جنگ در شهرهایی زندگی می کردند که بالاترین تعداد یهودیان را داشتند تقریباً 10 ماه کمتر از تحصیلات رسمی برخوردار بودند. کودکان در فرانکفورت، جایی که یهودیان نسبتاً 3. 25 درصد از جمعیت را تشکیل می دادند، حدود یک سال کمتر از تحصیل داشتند.

آلمانی هایی که تحت تأثیر مهاجرت معلمان قرار گرفتند، بعداً کمتر به کالج رفته اند یا مدرک های فوق لیسانس گرفته اند. آنها در نهایت درآمد کمتری داشتند. به گفته محققان، تجربه جنگ باعث شد که آنها کمتر علاقه ای به سیاست داشته باشند و آنها را مشروط به پذیرش خطرات کمتری در بزرگسالی کرد - اثراتی که تا امروز ادامه دارد. ساکنان فرانکفورت که در دوران نازی ها در مدرسه بودند، 23 درصد کمتر از همان گروه در برمن، جایی که یهودیان 0. 4 درصد جمعیت کمتری را تشکیل می دادند، به سیاست علاقه نشان دادند.

خواندن توصیه می شود که چگونه یهودی ستیزی آلمانی علم ایالات متحده را تحریک کرد

قبل و در طول جنگ جهانی دوم، آلمان خود را از شر بسیاری از دانشمندان برجسته خود خلاص کرد. اما از دست دادن آلمان سود ایالات متحده بود.

  • CBR - اقتصاد

عزل دانشمندان در سراسر آلمان تأثیر مشابهی داشت. در سال 1933 ، بیش از 1000 دانشگاهی از دانشگاه های آلمان اخراج شدند ، از جمله 15 درصد فیزیکدانان ، 14 درصد شیمیدان و 19 درصد از ریاضیدانان. فابیان والدینگر از دانشگاه وارویک خاطرنشان می کند که اکثریت برکنار شده یهودی بودند و بقیه افراد "غیرقابل اعتماد سیاسی" بودند.

در این دوره ، آلبرت انیشتین از آکادمی علوم پروس استعفا داد و 11 برنده جایزه نوبل شغل خود را از دست دادند. در پاییز سال 1933 ، تنها 590 دانشجوی یهودی در دانشگاه های آلمان باقی مانده بودند ، در مقایسه با 3،950 تابستان قبل. دانشکده های ضد ستیزی و فعالان جوانان هیتلر به زودی بقیه را مجبور کردند.

والدینگر مشاهده می کند که حذف دانشکده در فیزیک ، شیمی و ریاضیات به بهره وری دانشکده هایی که پشت سر هم باقی مانده است ، در صورت از دست دادن یک همکار ، صدمه دیده است. وی خاطرنشان می کند که در فیزیک ، از دست دادن یک همکار ، بهره وری دانشمند باقیمانده را با 13 تا 16 درصد کاهش می دهد.

قبل از جنگ جهانی دوم ، آلمان ابرقدرت علمی جهان بود. دانشگاه های گتینگن و برلین دانشمندان برتر آلمانی را در دانشکده های خود داشتند و مجموعه ای از دانشمندان بین المللی را در اوج حرفه های خود به خود جلب کردند. از جمله آرتور کامپتون ، که در سال 1927 جایزه نوبل فیزیک را کسب کرد. جولیوس رابرت اوپنهایمر ، فیزیکدان نظری که به توسعه اولین بمب اتم کمک کرد. و انریکو فرمی ، یک فیزیکدان ایتالیایی که به توسعه اولین راکتور هسته ای کمک کرد و همسر وی یهودی بود. دانشمندان آلمانی که در آن زمان در دانشگاه ها مشغول به کار بودند ، شامل جیمز فرانک بود که در سال 1925 جایزه نوبل فیزیک را به دست آورد و ورنر هایزنبرگ ، که در سال 1932 این جایزه را کسب کرد.

والدینگر با استفاده از داده های 105 بخش علوم ، تخمین می زند که برکناری ها 34 درصد تولید را توسط ادارات علوم آلمانی و اتریش کاهش می دهد. او استدلال می کند که کاهش بهره وری تا سال 1980 ادامه داشته و به آلمان کمک کرد تا برتری خود را در علم به ایالات متحده از دست بدهد.

از دست دادن دانشگاهیان نسبت به بمب گذاری های جسمی ساختمانها و آزمایشگاهها مخرب تر بودند. داده های والدینگر حاکی از آن است که برای بازسازی اموال آسیب دیده و نابودی تنها 10 تا 15 سال طول کشید ، اما دانشگاه های آلمان هرگز از دست دادن سرمایه انسانی بهبود نیافته اند.

Lorem بسیار هویج ، توسعه دهنده کارشناسی گوجه فرنگی. وستیبولول یا درمان اما لایه. اکنون لرز بدون آرایش بالینی نیست. بدون خنده فوتبال ، یک تولید فارغ التحصیل ، اما از ترس پیلوینار. تغذیه در فوتبال مائوریس Neque فوتبال غواصی از فوتبال. هر قطر دفتر بزرگ ، و عرشه من ساخته شده است و. Aeneas یا والیبال یا ، آن بچه ها. اما زندگی فلش های کمان. اکنون فوتبال چیلی بزرگترین است که املاک و مستغلات برای Ullamcorper است.

محافظت از اقلیت ، حمایت از جامعه

یهودیان از تنها گروه اقلیت هایی که در طی قرن ها مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند ، فاصله دارند. رومی ها ، همجنسگرایان و مسلمانان فقط سه نمونه از گروه هایی هستند که از لحاظ تاریخی و اخیراً قربانیان عدم تحمل هستند.

در یک سال گذشته ، لفاظی درباره مسلمانان و سایر افراد خارجی درک شده به عنوان یک مسئله سیاسی رشد کرده است. دونالد ترامپ امیدوارکننده ریاست جمهوری ایالات متحده کمپین خود را برای شیطنت مهاجران مکزیکی و مسلمان ساخت و از احساسات تاریخی ضد مهاجرتی تکرار کرد. این امر به اثبات رسیده است ، حتی اگر موسسه سیاست های غیر انتفاعی ، غیر انتفاعی ، به مهاجران غیرقانونی ، "در واقع صدمه می زند ، کمکی نمی کند ، اقتصاد و وضعیت شغل است."در اروپا ، نگرانی از هجوم مهاجران ، احزاب راست افراطی مانند جبهه ملی فرانسه را تقویت کرده است که در سال گذشته در دور اول انتخابات منطقه ای حاکم بود.

استراسبورگ ، که ساکنانش زمانی یهودیان را قتل عام می کردند ، اکنون کرسی پارلمان اروپا است ، جایی که قانونگذاران در حال دست و پنجه نرم هستند که چگونه می توانند بیش از 1 میلیون پناهنده را تحمل کنند ، بخش خوبی از آنها که از جنگ داخلی در سوریه فرار می کنند. پاسخ برخی از کشورهای مستقل این بوده است که درهای خود را ببندند. مجارستان برای جلوگیری از ورود مهاجران به کشور ، حصار سیم تیغ ایجاد کرد. حتی سوئد و دانمارک که به طور سنتی از مهاجران استقبال کرده اند ، امسال مرزهای خود را بستند. سیاست درهای باز آلمان احتمالاً تحت فشار قرار خواهد گرفت.

سیاست گذاران به خوبی مکث می کنند و داده ها را بررسی می کنند. در حالی که بحران مهاجر پیچیده است ، تحقیقات نشان می دهد که زنوفوبی می تواند پرهزینه باشد. باز بودن ، به جای عدم تحمل ، ممکن است راهی بهتر برای رشد اقتصادی باشد.

  • Daron Acemoblu ، Tarek Alexander Hassan ، and James A. Robinson ، "ساختار و توسعه اجتماعی: میراث هولوکاست در روسیه" ، مجله فصلنامه اقتصاد ، ژوئن 2011.
  • Mevlude Akbulut-yuksel و Mutlu Yuksel ، "تأثیرات مستقیم و خارجی اخراج یهودیان در آلمان نازی" ، مجله اقتصادی آمریکا: سیاست اقتصادی ، آگوست 2015.
  • Francesco d’Acunto ، Marcel Prokopczuk و Michael Weber ، "بی اعتمادی در Financy Flayers: آزار و اذیت یهودیان و سرمایه گذاری خانواده ها" ، مقاله کار ، دسامبر 2013.
  • ادوارد ال گلایزر ، "اقتصاد سیاسی نفرت" ، فصلنامه اقتصاد ، فوریه 2005.
  • ایرنا گروسفلد ، الكساندر Rodnyansky و Ekaterina Zhuravskaya ، "فرهنگ مداوم ضد بازار: میراث رنگ پریده تسویه حساب پس از هولوكاست" ، مجله اقتصادی آمریكا: سیاست اقتصادی ، آگوست 2013.
  • یوری Slezkine ، قرن یهودی ، پرینستون: انتشارات دانشگاه پرینستون ، 2006 (چاپ مجدد).
  • Nico Voigtländer و Hans-Yoachim Voth ، "آزار و اذیت مداوم: منشأ قرون وسطایی خشونت ضد ستیزی در آلمان نازی" ، مجله فصلنامه اقتصاد ، مه 2012.
  • فابیان والدینگر ، "بمب ، مغز و علم: نقش سرمایه جسمی انسان برای ایجاد دانش علمی" ، بررسی اقتصاد و آمار ، آینده.
  • ——— ، "اثرات همسالان در علم" ، بررسی علوم اقتصادی ، نوامبر 2011.
اخبار رمز ارزها...
ما را در سایت اخبار رمز ارزها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : منیژه سلیمی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 14:23