شاخص های کلیدی عملکرد SEO برای یک تجارت قوی که سال گذشته رشد می کند ، بنیادی است. کارشناسان KPI را به اشتراک می گذارند که موفقیت را باز می کند.
- 1 آوریل 2022
- ⋅
- 14 دقیقه بخوانید
SEJ Staff Roger Montti مالک - Martinibuster. com در Martinibuster. com
دنبال کردن سهام 160K می خواند

اگر از 10 SEO سؤال کنید که شاخص های برتر عملکرد SEO SEO (KPI) چیست ، احتمالاً 10 پاسخ مختلف دریافت خواهید کرد.
دلیل این امر این است که KPI ها موقعیتی هستند. آنها مخصوص هر نوع تجارت هستند.
بر این اساس ، موارد زیر نه KPI است که می تواند برای طیف گسترده ای از مدل های کسب درآمد آنلاین مهم باشد.
نکته جالب در مورد KPI ها این است که KPI ها همیشه معیارهایی نیستند که نشان می دهد جایی که شما برنده می شوید. آنها همچنین می توانند معیارهایی باشند که نشان می دهد در کجا نیاز به پیشرفت است.
بسیاری از افراد به درستی روی معیارهای مربوط به برنده شدن تمرکز می کنند و به منظور افزایش فروش ، تبدیل و سایر معیارهای پیروزی ، بر بهبود آنها تمرکز می کنند. این یک رویکرد خوب است
اما همچنین KPI های مربوط به عدم موفقیت وجود دارد ، و این موارد می تواند برای شناسایی مناطق جدید برای یافتن موفقیت مفید باشد.
بنابراین ، این نظرسنجی KPI های مربوط به موفقیت و عدم موفقیت را بررسی می کند ، کاستی در KPI های محبوب را بررسی می کند و KPI های اضافی را معرفی می کند که ممکن است به طور گسترده ای شناخته نشود.
1. ارزش طول عمر مشتری (CLV)
ارزش طول عمر مشتری (CLV) یک معیار است که درآمد هر مشتری را اندازه گیری می کند.
در زمینه سئو ، CLV به یک تجارت کمک می کند تا فعالیتهای سئو را به بیشترین تأثیر مالی مثبت تبدیل کند.
جف کویل ، بنیانگذار استراتژی محتوای مبتنی بر هوش مصنوعی SaaS MarketMuse ، علاقه مند به CLV است و احساس می کند KPI مهم برای بسیاری از مشاغل است که از آن آگاه باشند.
جف کویل این را در مورد CLV KPI گفت:
وی گفت: "دیدگاه من در مورد استفاده از CLV و اینکه چرا به KPI هسته متصل می شود ، به این دلیل است که این یک متریک متحد است.
من عاشق متحد کردن معیارها هستم زیرا همه تیم ها ، همه سیلوها ، باید از آن حمایت کنند.
این افراد را وادار می کند که معمولاً فقط در یک مرحله از قیف تمرکز کنند تا فکر کنند بزرگتر هستند ، فکر می کنند مشتری محور است.
بنابراین از نظر محتوا ، این بدان معناست که همه تیم ها باید در مورد کل قیف ، همه شخصیت ها ، تمام سطوح تخصص مشتریان آینده و فعلی فکر کنند.
یک سئو با تمرکز بر روی یک کلمه کلیدی میوپیک به یک صفحه وب هک یا انتشار محتوای کم کیفیت ممکن است بتواند هر چند وقت یک بار با یک رتبه بندی خوش شانس باشد.
اما این نوع استراتژی با رشد CLV عملکرد خوبی ندارد.
به طور مشابه، یک شخص PPC یا یک بازاریاب تولید تقاضا که مایل به پشتیبانی از محتوای قیف کامل در مرحله آگاهی و تا پایان راه نیست، اما باید، به خصوص برای پشتیبانی و محتوای مشتری.
آنها از سرنخ ها و تبدیل ها پول می گیرند.
ارزش طول عمر مشتری باعث می شود که آنها مجبور شوند به همه محتوا اهمیت دهند. این باعث می شود آنها به موفقیت مشتری، تمدید، پشتیبانی و رشد نمایی ویروسی اهمیت دهند."
به گفته جف، تمرکز بر CLV همه بخش های شرکت را وادار می کند تا کاری را که انجام می دهند در جهت رشد سال به سال شرکت انجام دهند.
2. کارایی محتوا
جف یک KPI دیگر داشت که می خواست به اشتراک بگذارد، و این یکی کارایی محتوا است.
کارایی محتوا یک معیار جذاب است زیرا در مورد بهینه سازی محتوا نه فقط برای موتورهای جستجو بلکه برای دستیابی به اهداف شرکت برای آن محتوا است.
جف آن را اینگونه توضیح می دهد:
KPI مورد علاقه دیگر من بهره وری محتوا است. این در مورد تعداد آیتم های محتوایی است که منتشر می کنید، تعداد آیتم های محتوایی را که به روز می کنید و/یا بهینه می کنید در مقایسه با تعداد دفعاتی که آن صفحات به اهداف و بازگشت سرمایه پیش بینی شده خود می رسند.
تیم های محتوای متوسط محتوایی ایجاد می کنند که به 10٪ از اهداف آنها می رسد، 10٪ از محتوای آنها موفق است.
من تیم هایی را دریافت می کنم که 40٪ یا بیشتر کار می کنند، جایی که 40٪ یا بیشتر از محتوای آنها به اهداف مورد نظر خود می رسند. این درصد تیم های محتوای خوب را تعریف می کند.
با نگاهی دیگر، شرکتی که تیم با بازده محتوا 10 درصد کار می کند، شرکتی است که 10 برابر آنچه فکر می کند برای محتوا خرج می کند تا به اهداف خود برسد، خرج می کند.
هزینه محتوا چقدر است؟400 تا 500 دلار در هر صفحه؟آنها فقط از 10٪ از آن محتوا نتایج معنی داری دریافت می کنند.
بنابراین، هزینه موثر آنها برای هر حرکت محتوای موفق (انتشار و به روز رسانی محتوا) برای تیم متوسط 5000 دلار است.
برای تیمی که در اوج بهره وری محتوا کار می کند، هزینه ای در حدود 2500 تا 3000 دلار برای دستیابی به اهدافشان است.
با استفاده از Content Efficiency به عنوان KPI، این زمانی است که مردم واقعاً شروع به بهبود استراتژی محتوای خود و انتقال به تصمیم گیری مبتنی بر داده ها برای ایجاد و به روزرسانی می کنند.
کارایی محتوا یکی از ارزش های پیشنهادی اصلی MarketMuse است. معیارهای سختی شخصیشما می دانید چه چیزی بسازید و چقدر باید سرمایه گذاری کنید تا تاثیرگذار باشید.
3. میانگین زمان نامزدی
در مرحله بعد از کسی که در تجزیه و تحلیل تخصص دارد، کیل لارکین، در مورد KPIها پرسیدم.
Kayle یک مشاور تجزیه و تحلیل و SEM برای سایت های B2B و تجارت الکترونیک در ایالات متحده، کانادا، اروپا و آسیا، و همچنین یک نویسنده محتوا در اینجا در ژورنال موتور جستجو است.
او در مورد KPI موجود در Google Analytics 4 به اشتراک گذاشت که تعامل کاربر با یک وب سایت را ردیابی می کند، چیزی که اندازه گیری دقیق آن می تواند دشوار باشد.
GA4 (گوگل آنالیتیکس 4) توانایی ما را برای سنجش تعامل یا عدم تعامل کاربر با وب سایت بهبود بخشید.
میانگین زمان تعامل، میانگین مدت زمانی را که سایت در مرورگر کاربر تمرکز کرده است را به ما می گوید. این بدان معناست که کاربر به احتمال زیاد به آن نگاه کرده است."
4. اهداف تبدیل بر اساس معیارهای درصدی
کیل در ادامه توصیه کرد که KPIها را به عنوان معیارهای مبتنی بر درصد بررسی کنید:
مهمترین KPI تبدیل/اهداف است. که فقط باید آن چیزی باشد که شرکت شما را به درآمد برساند.
با این حال… فراموش نکنید که اهداف را براساس معیارهای مبتنی بر درصد نگاه کنید، نه صرفاً مقادیر خام رویداد.
زیرا اگر ترافیک شما در حال افزایش باشد طبیعتا تعداد اهداف نیز افزایش می یابد.
اما، اگر نرخ تبدیل هدف (بیان شده به صورت درصد) در حال کاهش باشد، شاید کمپین ارگانیک آنطور که می توانست کارآمد نباشد.
یا، از طرف دیگر، ممکن است ترافیک در حال کاهش باشد، اما نرخ تبدیل هدف در حال افزایش است، زیرا شما تمرکز بهتری دارید/با مخاطبان هدف خود صحبت می کنید.
این دو KPI اصلی از یک "آیا این استراتژی ارگانیک در طول زمان عملکرد خوبی دارد؟"نظر.
5. KPIهای مشاهده دقیق جستجو
بعد، از سیندی کروم پرسیدم، و او دو KPI را که متعلق به شرکتش، MobileMoxie است، به اشتراک گذاشت.
KPIهایی که او به اشتراک گذاشت، بهبودهایی برای ارزیابی دقیق نمایان بودن جستجو هستند.
اکثر گزارش های رتبه بندی جستجو بر اساس مدل قدیمی 10 پیوند آبی کار می کنند. اما، نتایج جستجو دیگر 10 پیوند آبی نیستند، بلکه تکامل یافته اند.
سیندی نشان می دهد که چگونه KPIهای دقیق تری برای ردیابی وجود دارد که ایده بهتری از دیده شدن جستجو به دست می دهد.
سنجه های سیندی به اشتراک گذاشته شده است که نمای دقیق تری از صفحات نتایج موتور جستجو (SERP) ارائه می دهد:
در MobileMoxie، ما بیشتر و بیشتر به دنبال معیارهایی هستیم که داستان SERP را بیان می کنند - به ویژه در مورد شرایط مهم.
می دانیم که رتبه بندی در "موقعیت 1" آن چیزی نیست که قبلا بود، بنابراین در مجموعه ابزار خود به مواردی نیز نگاه می کنیم که اطلاعات بیشتری در مورد رتبه بندی به ما می دهند، مانند "Pixels from the Top".
ما همچنین "رتبه سنتی" را با "رتبه واقعی" مقایسه می کنیم.
رتبه سنتی همان چیزی است که SEO به استفاده از آن عادت دارد، که مواردی مانند PPC، Graph دانش و سایر دارایی های Google در SERP ها را حذف می کند.
بنابراین، کاری که ما انجام می دهیم مقایسه رتبه سنتی با رتبه واقعی است، که همه چیزهایی را در SERP که می توانند رتبه بندی ارگانیک را پایین بیاورند، از جمله PPC، نمودار دانش، پاسخ ها و سایر عناصر گوگل در جستجو را محاسبه می کند.
این مقایسه بیشتر در مورد ارزش هر رتبه بندی و اینکه یک موقعیت جستجو برای یک جستجوگر چقدر قابل مشاهده است ، به ما می گوید. "
6. دید برند در KPI های جستجو
Cindy Next متریک دیگری را به اشتراک گذاشت که دیدگاه برند را به روشی که شامل همه دارایی های یک برند ، به ویژه دارایی های تجاری خارج از سایت است ، ردیابی می کند.
ما همچنین در نتیجه جستجو ، بیشتر به نمایش بیش از حد یک برند توجه کرده ایم.
این شامل میزان تسلط بر دارایی های برند ، از جمله محتوای موجود در سایت اصلی ، و همچنین محتوای دیگر ، مانند پروفایل ها و پست های رسانه های اجتماعی ، فیلم های یوتیوب ، تصاویر ، نتایج نمودار دانش و هر چیز دیگری که می تواند خوب باشدنمایندگی از برند ، و کمک به فروش و آگاهی.
سالهاست که SEO ها محتوای خارج از سایت را بهینه می کنند ، و ما می خواهیم که آنها نیز برای این کار اعتبار کسب کنند.
دارایی های بهینه شده خارج از سایت مفید هستند زیرا آنها رقبای خارج از SERP ها را جمع می کنند.
بنابراین ، ما نمره ای را ایجاد کردیم که ما آن را Moxiescore می نامیم ، که نشان دهنده میزان SERP یک برند است.
اینها همه KPI های مهمی هستند که اکنون بیش از گذشته به آنها اهمیت می دهیم. "
7. کاربران جدید و بازگشت به عنوان KPI
جیم هدر ، یکی از میزبان پادکست محبوب وب سایت ، از استفاده جالب استفاده از کاربران جدید و بازگشت به عنوان KPI برای بهینه سازی صفحات وب برای تبدیل بیشتر ، به ویژه برای وب سایت های B2B برخوردار بود.
بسیاری از KPI ها موقعیتی هستند و به نوع سایت بستگی دارند و بازدید کنندگان چه کسانی هستند. این ایده در مورد کاربران جدید و بازگشت به عنوان KPI از این نظر هیچ تفاوتی ندارد.
جیم اینگونه توضیح می دهد:
وی گفت: "بیشتر ما مشتری هایی با معیارهای موفقیت آمیز متفاوت داریم اما هر یک از این معیارها یک چیز مشترک دارند ، بازدید کننده سایت باید یک اقدام خاص ، یک رویداد تبدیل ، به طور کلی از طریق یک کلیک انجام دهد.
درک چگونگی رسیدن کاربران به رویداد تبدیل برای حرکت بیشتر کاربران به سمت تبدیل بسیار مهم است.
Google Analytics ، Console Search Google و ابزارهای وب مستر Bing می توانند معیارهای رویداد نسبتاً خوبی را به ما ارائه دهند که ارزش صفحه را در رابطه با آن نقاط تبدیل نشان می دهد.
در Google Analytics ، جدا کردن کاربران سایت به بخش های جدید و بازگشت آسان است.
این دیدگاه بسیار متفاوتی نشان می دهد که کدام صفحات در یک سایت با ارزش ترین بخش بازدید کنندگان هستند.
کاربران بازگرداندن تمایل دارند با نرخ بسیار بالاتری نسبت به کاربران جدید تبدیل شوند ، حتی اگر کاربران جدید تمایل دارند به شدت از کاربران بازگشت استفاده کنند.
کاربران جدید و کاربران در حال بازگشت تمایل دارند در صفحات مختلف فرود به وب سایت وارد شوند.
دانستن کاربران جدید به احتمال زیاد از سایت برای کشف بازدید می کنند و کاربران بازگشت به طور مکرر برای تبدیل شدن به سایت مراجعه می کنند و یادگیری کدام صفحات تمایل به حرکت در سفر تبدیل خود دارند.
ممکن است شما از نگاه کردن به هر KPI در حالی که بین بازدید کنندگان جدید و بازگردانده می شوید ، تعجب کنید. از آنجا که من این کار را انجام داده ام ، متوجه شده ام که اقدامات هر بخش چقدر متفاوت است. "
به گفته جیم ، با نگاهی به بازدید کنندگان سایت به عنوان KPI و تقسیم ترافیک به بازدید کنندگان جدید و در حال بازگشت ، می توان دید بهتری از این را به دست آورد که کاربران با ارزش ترین هستند و چرا.
8. میانگین زمان در سایت - یک احتیاط
به نظر می رسد زمان متوسط در سایت یک KPI بدون مغز است که می تواند برای اندازه گیری اثربخشی محتوا در صفحات وب مختلف استفاده کند.
اما در واقع برخی از محدودیت هایی برای آگاهی از این KPI وجود دارد که باید قبل از استفاده از این مورد به عنوان راهی برای اندازه گیری موفقیت درگیری یا عدم موفقیت در محتوای وب سایت در نظر گرفته شود.
جف کویل این را به اشتراک گذاشت:
"میانگین زمان در سایت می تواند کمی گمراه کننده باشد زیرا اگر آنها را محروم نکند ، داده ها وحشتناک است."
من از کایل لارکین از متخصص Analytics در مورد آن سؤال کردم ، و او هشدار داد که میانگین زمان در سایت قبل از استفاده از آن به عنوان KPI باید با داده ها توجیه شود.
"من از زمان متوسط در سایت به عنوان KPI استفاده نمی کنم ، بنابراین باید ببینم که چگونه آنها در حال استثناء هستند.
من حدس می زنم این یکی از مواردی است که در آن و چرا اوضاع است زیرا اینقدر موقعیتی است.
شاید اگر یک سایت وابسته بود؟جایی که می خواهید افرادی که وقت خود را در صفحه خود می گذرانند.
شاید اگر آنها دریافته باشند که افرادی که بین X و Z Time می گذرانند ، افزایش نرخ تبدیل دارند؟
در غیر این صورت ، من می پرسم که چرا این یک KPI است؟چگونه این به اهداف تجاری می رسد؟ "
9. درآمد در هر هزار (دور در دقیقه) و موقعیت متوسط
درآمد در هر هزار (دور در دقیقه) راهی برای محاسبه چقدر ارزشمند ترافیک شما است ، به خصوص برای وب سایت های پشتیبانی شده از تبلیغات.
و ، موقعیت متوسط یک متریک رتبه بندی کلمات کلیدی است که توسط Google Search Console تهیه شده است.
هر دوی این KPI ها می توانند برای شناسایی کلمات کلیدی و صفحات وب که نیاز به پیشرفت دارند ، با هم کار کنند. این یکی از مواردی است که دو معیار با هم کار می کنند می توانند بینش بهتری داشته باشند.
RPM KPI
من از این KPI در انزوا برای تعیین اثربخشی یک صفحه وب استفاده نمی کنم. اما ، این یک روش خوب برای اندازه گیری تغییرات در طول زمان برای ارزیابی چگونگی تغییر در یک صفحه وب بر درآمد است.
شما می توانید کارهایی مانند ایجاد یک صفحه وب را سریعتر یا مبادله در نوع دیگری از تبلیغات انجام دهید و از طریق RPM KPI ایده ای راجع به چگونگی تأثیرگذاری بر روی درآمد بر درآمد دریافت کنید.
"درآمد در هر 1000 برداشت (RPM) نشانگر درآمد تخمینی است که برای هر 1000 برداشتی که دریافت می کنید جمع می کنید.
RPM نشان نمی دهد که شما واقعاً درآمد کسب کرده اید. در عوض ، این با تقسیم درآمد برآورد شده شما بر اساس تعداد نماهای صفحه ، برداشت ها یا سؤالاتی که دریافت کرده اید محاسبه می شود ، سپس 1000 را ضرب می کنید. "
درآمد در هر هزار ممکن است به نظر نرسد که یک SEO KPI باشد اما درآمد مشتق شده از AD را می توان از طریق متریک RPM به SEO ردیابی کرد.
کلید واژه و انتخاب ترافیک که در سمت SEO انجام شده است ، عملکرد در سمت درآمد را تعیین می کند.
به عنوان مثال ، یک رویکرد مشترک SEO تمرکز بر کلمات کلیدی پر ترافیک است.
اما برخی از کلمات کلیدی ترافیکی بالا قصد مربوط به فروش را ندارند و این می تواند در یک متریک RPM پایین تر منعکس شود.
با ارزش ترین کلمات کلیدی برای پیشنهاد ، برای اهداف تبلیغاتی ، مواردی است که قصد فروش قوی دارند.
متریک RPM نقطه شروع خوبی برای ارزیابی کدام یک از موضوعات دارای ترکیب خوبی از ترافیک و درآمد بالا است.
موقعیت متوسط KPI
این یک متریک کنسول جستجوی Google است که میانگین موقعیت یک عبارت کلمه کلیدی را در نتایج جستجو نشان می دهد.
"موقعیت متوسط [فقط نمودار]-
موقعیت متوسط بالاترین نتیجه از سایت شما.
بنابراین ، به عنوان مثال ، اگر سایت شما سه نتیجه در موقعیت های 2 ، 4 و 6 داشته باشد ، موقعیت به عنوان 2 گزارش می شود.
اگر یک پرس و جو دوم در موقعیت های 3 ، 5 و 9 به نتایج برگردد ، میانگین موقعیت شما (2 + 3)/2 = 2. 5 خواهد بود. اگر یک ردیف از داده ها هیچ گونه برداشتی نداشته باشند ، موقعیت به عنوان یک خط (-) نشان داده می شود ، زیرا موقعیت وجود ندارد. "
KPI ها تمایل دارند در جایی که یک وب سایت برنده می شود ، تمرکز کنند. و اگر KPI "به اندازه کافی برنده" نباشد ، تلاش برای بهبود نمرات KPI انجام می شود.
اما KPI هایی که عملکرد پایین را نشان می دهند نیز می تواند مفید باشد.
برای گزارش میانگین موقعیت کنسول جستجوی Google ، کلمات کلیدی در پایین اهداف را برای افزایش ترافیک و گسترش دید جستجو فراهم می کند.
اولین قدم مطابقت با کلمات کلیدی کم عملکرد در صفحات وب است تا ببینیم آیا ممکن است این صفحه برای گسترش یک موضوع به یک پاراگراف اضافی نیاز داشته باشد یا شاید یک صفحه وب جدید لازم باشد.
اگر گوگل فکر می کند وب سایت شما برای یک کلمه کلیدی خاص مرتبط است اما به اندازه کافی مناسب نیست که آن را در صفحه یکی از نتایج جستجو نشان دهد ، ممکن است این نشانه ای باشد که وب سایت شما قبلاً دارای یک انگشت پا در صفحه یکی از SERP های آن کلمه کلیدی است.
کلمات کلیدی ذکر شده در پایین گزارش میانگین موقعیت می تواند الهام بخش ایده های جدید برای افزایش دید جستجو باشد.
kpis برتر سئو
به نظر می رسد مفهوم KPI های برتر SEO تقریباً امکان پذیر نیست زیرا هر مدل تجاری اهداف مختلفی دارد. به همین دلیل من (و دیگران) می گویم که KPI ها موقعیتی هستند.
کارشناس تجزیه و تحلیل بازاریابی و جوایز جستجوی کانادایی ، قاضی آلن کانخت این اظهار نظر را می کند که از آنجا که هر مشاغل متفاوت است ، هر مشاغل باید بر اساس اهداف خاص خود شروع به تدوین KPI های خود کنند.
"بدانید که از سایت خود چه می خواهید ، سپس آن موفقیت را اندازه گیری کنید. ببینید آیا این موفقیت ها با همان سرعت یا سریعتر از موفقیت سئو شما بهبود می یابند. "
این نه KPI های برتر به معنای KPI های برتر مطلق نیستند. آنها برتر هستند زیرا آنها شایسته توجه و الهام بخش برای توسعه KPI های شخصی شما هستند که برای تجارت شما مرتبط هستند.
منابع بیشتر:
- 6 مهمترین KPI PPC که باید ردیابی کنید
- KPI ها و معیارهایی که برای موفقیت در بازاریابی دیجیتال در سال 2022 مهم هستند [وبینار]
- بازاریابی محتوا KPI ها: راهنمای شما برای انتخاب KPI مناسب برای محتوا
تصویر برجسته: پائولو بابیتا/مجله موتور جستجو
اخبار رمز ارزها...
ما را در سایت اخبار رمز ارزها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : منیژه سلیمی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
15 شهريور
1402 ساعت: 14:33