ما همه چیزهایی را که برای تهیه یک استراتژی نوآوری کارآمد نیاز دارید ، پوشش می دهیم. خواندنی!

محتوا
یکی از چالش های مهم برای مشاغل مدرن ، پایداری نوآوری است. آنها می دانند که یک ایده عالی چقدر ارزشمند است.
اما چگونه می توانید از یک ایده عالی به یک جریان ثابت از پیشرفت های معنی دار بروید؟چگونه می توانید نوآوری را پیش بینی کنید؟
برای اکثر شرکت ها هدف ساده است: ایجاد محصولات جدید و کشف بازارهای جدید برای بهتر از این رقابت. برای دیگران ، امید بهبود فرآیندهای داخلی و کارآمدتر شدن شرکت است.
بهترین راه برای دستیابی به هر دو هدف - مدیریت موفقیت آمیز نوآوری - ایجاد و پیروی از یک استراتژی روشن است. در این مقاله ، ما به شما نشان خواهیم داد که چگونه این کار را انجام دهید.
استراتژی نوآوری چیست؟
یک استراتژی "چیزی بیش از تعهد به مجموعه ای از سیاست ها یا رفتارهای تقویت کننده و تقویت کننده با هدف دستیابی به یک هدف رقابتی خاص نیست."این ایده است که همه چیز فقط اتفاق نمی افتد زیرا شما آنها را می خواهید. شما به یک رویکرد قابل تکرار و مداوم نیاز دارید.
برای مدیران نوآوری ، این بسیار حیاتی است. کار ترکیبی از علم ، هنر و اقتصاد است و یک استراتژی محکم بهترین فرصت موفقیت را به شما می دهد.
استراتژی نوآوری شما باید "یک روش منظم برای ارزیابی ، اولویت بندی و سرمایه گذاری در بهترین پروژه های تحقیقاتی و سپس هدایت این پروژه ها از طریق مرحله توسعه برای تولید محصولات سودآور باشد."
ما اینجا هستیم تا به شما در ایجاد آن کمک کنیم. ما سه گزینه مختلف را برای مطابقت با اهداف نوآوری خاص شما ارائه خواهیم داد. اما اول ، بیایید در مورد اینکه چرا نمی توانید به سادگی آن را بال بزنید و امیدوار باشید که تولید کنید صحبت کنیم.
چرا به یک استراتژی نیاز دارید؟
راه دیگر برای پرسیدن این سؤال این است: شما می خواهید به چه چیزی برسید؟بدیهی است که شما می خواهید نوآوری کنید. اما این می تواند اشکال مختلفی به خود بگیرد ، و شما باید در مورد آنچه امیدوار هستید در پایان با آن دور شوید ، روشن باشید.
شما به احتمال زیاد امیدوار خواهید بود که یکی از موارد زیر را ایجاد کنید:
- یک پروژه نوآوری یک طرفه. شما به چیزی نیاز دارید تا رشد را تحریک کنید و مشتری را سریع پیدا کنید. این می تواند یک محصول جدید یا بسته بندی هوشمندانه پیشنهاد موجود شما باشد.
- یک استراتژی نوآوری قابل تکرار. شما در نوآوری سرمایه گذاری کرده اید ، و قصد دارید پروژه های جدیدی را مرتباً راه اندازی کنید - شاید هر سال 2-4 بار.
- بهبود مداوم شرکت در سطح. این شامل ایجاد فرهنگ و انتظار در بین کارکنان است که همیشه به دنبال راه هایی برای به روزرسانی فرایندها هستند و به طور کلی باهوش تر کار می کنند.
واضح است که ، همین رویکرد برای هر سه هدف کار نمی کند. بنابراین برای باقیمانده این پست ، ما برای هر یک استراتژی های عملی به شما ارائه خواهیم داد.
بیایید با پیروزی سریع شروع کنیم.
پروژه های یک طرفه: حداقل سیستم نوآوری قابل دوام (MVIS)
این استراتژی به شدت به روش راه اندازی لاغر تکیه می کند. به طور خلاصه ، شما می خواهید به سرعت حرکت کنید ، چیزی بسازید ، سپس آزمایش کنید تا ببینید آیا ایده ای مناسب روی دستان خود دارید یا خیر.
MVIS GamePlan از اسکات دی آنتونی ، دیوید اس. دانکن و پنتوس M. A. آژیر تهیه شده است. آنها "چهار مرحله اساسی را در بیش از 90 روز ، با سرمایه گذاری محدود و بدون استخدام کسی اضافی ارائه می دهند."
برای استفاده از این مدل ، شما نیاز دارید:
- یک رهبر نوآوری تعیین شده - در حالت ایده آل یک رهبر ارشد
- خرید قوی از مدیران و مدیران
نکته قابل توجه ، از ابتدا نیازی به "تیم نوآوری" اختصاصی نیست. این پروژه توسط رهبر هدایت می شود و آنها در صورت لزوم پشتیبانی می کنند. تا زمانی که یک نفر دید و درک روشنی از پروژه داشته باشد ، بقیه شرکت می توانند طبق معمول تجارت خود را ادامه دهند.
سرانجام تیمی برای اجرای آن ایجاد خواهید کرد ، اما این کار را انجام نمی دهید تا بعد از اینکه تصمیم گرفتید چه کاری باید انجام دهند.
در اینجا چارچوب کامل MVIS به نظر می رسد:

حال ، بیایید به هر مرحله یک به یک نگاه کنیم.
فاز 1: انتظارات را تنظیم کنید (روزهای 1-30)
اگر پروژه های نوآوری یک طرفه را اجرا می کنید ، به احتمال زیاد به این دلیل است که شما یک چالش خاص برای غلبه بر آن دارید. این می تواند رشد آهسته درآمدی ، خستگی زیاد مشتری یا رقابت سفت و سخت در بازار شما باشد.
مرحله اول همه چیز در مورد انتخاب نوع نوآوری ای است که می خواهید به آن بپردازید. به طور کلی ، نویسندگان اینها را به دو دسته اصلی جدا می کنند:
- نوآوری های اصلی: اینها "یا با تقویت پیشنهادات موجود یا با بهبود عملیات داخلی" کمک می کنند.
- نوآوری های رشد جدید: "رسیدن به بخش های جدید مشتری یا بازارهای جدید ، اغلب از طریق مدل های تجاری جدید."
این تمایز مهم است زیرا در حالی که می توانید یا با استفاده از MVIS به آن دست یابید ، معمولاً میزان رشد متفاوت خواهد بود.
اگر می خواهید رشد سریع (اما محدود) داشته باشید ، نوآوری های اصلی عالی هستند. شما قادر خواهید بود بسیاری از شیوه های تجاری خود را یکسان نگه دارید ، و لازم نیست تیم ها یا ساختارهای جدیدی را راه اندازی کنید. شما می خواهید یک فرصت خوب برای بهبود پیدا کنید و پیشرفت کنید.
برای بسیاری از شرکت ها ، این بیش از حد کافی خواهد بود. با حداقل تلاش ، تغییر معنی داری خواهید داشت.
اما اگر به رشد تحول گرا نیاز دارید ، احتمالاً نوآوری اصلی کافی نخواهد بود. وی گفت: "بین اهداف رشد شما و آنچه عملیات فعلی و نوآوری های اصلی شما می تواند ایجاد شود ، شکاف وجود خواهد داشت. این هدف از نوآوری های رشد جدید برای پر کردن این شکاف است. "
بنابراین فاز 1 شما را ملزم می کند که بر اساس اهداف رشد شرکت به چه نوع نوآوری نیاز داشته باشید. پس از انجام این کار ، وقت آن است که به دنبال امکانات باشید.
فاز 2: شناسایی فرصت ها (روزهای 20-50)
در استراتژی بلند مدت ما ، ما می خواهیم چندین روش برای یافتن فرصت های نوآوری را برجسته کنیم. تحلیلگران کسب و کار شما ممکن است الگوریتم ها و گزارش های مالی ایجاد کرده اند که موضوعات خاصی را نشان می دهد که در حال کاهش رشد هستند.
شما ممکن است در حال حاضر لیست طولانی از چالش های تیم های مختلف تجاری خود داشته باشید ، فقط منتظر باشید تا کسی با آنها مقابله کند. اگر چنین است ، عالی!
اما MVIS شما باید به سرعت حرکت کند. این بدان معنی است که شما نمی توانید منتظر بمانید تا دیگران ایده ها را ارائه دهند.
اگر از ابتدا شروع می کنید ، آنتونی ، دانکن و آژیر یک راه حل ساده دارند. تعداد معدودی از مدیران متعهد را در نظر بگیرید و "آنها را با حداقل ده ها مشتری ملاقات کنید ، برای نیازهای برآورده نشده که می تواند پایه و اساس یک نوآوری جدید باشد ، و تحولات جدید در صنعت و اطراف شما را بررسی کنید."
این کار باید طی سه هفته انجام شود.
یکی دیگر از برد های سریع این است که به دنبال پروژه های موجود باشید که راهی را که باید انجام دهند ، حرکت نمی کنند. اگر آنها توانایی ایجاد رشد خوب را داشته باشند ، ممکن است رهبر نوآوری شما بتواند زندگی جدیدی را در آنها تنفس کند.
در مرحله بعد ، این مدیران را در یک اتاق قفل کنید و اجازه ندهید که آنها سه پاسخ به موارد زیر پیدا کنند:
- یک مشکل مهم برای مشتری معمولی شما که توسط صنعت حل نمی شود
- یک ایده محصول جدید که می تواند این مشکل را برطرف کند ، یا تغییری در بازار که نوید می دهد این مسئله را سنگین تر کند
- دلیل اینکه شما باید به جای رقبای خود شرکت کنید تا آن را حل کنید
اگر مدیران شما با اطمینان می توانند به هر سه مورد پاسخ دهند ، آنها فرصت خوبی پیدا کرده اند.
شما سه ایده بالقوه خوب می خواهید.
فاز 3: تیم خود را ایجاد کنید (روزهای 20-70)
حتی اگر ما گفتیم که شما برای این استراتژی به تیم نوآوری احتیاج ندارید ، مطمئناً به گروهی از افراد برای اجرای تغییرات لازم احتیاج خواهید داشت. و تشکیل این گروه پس از انجام دو مرحله اول بسیار ساده تر است.
این اندازه تیم واقعاً به پروژه بستگی دارد. زیبایی عدم از پیش تعیین شده این است که می توانید لاغر باشید. اگر این پروژه فقط به دو یا سه عضو تیم نیاز داشته باشد ، پس این تنها چیزی است که شما نیاز دارید.
اما تیم شما باید به هر پروژه تمام وقت متعهد باشد."حداقل یک نفر (و به طور معمول بیشتر) [باید هر روز صبح از خواب بلند شود و هر شب به خواب برود و به چیزی جز نوآوری فکر کند."
درخواست از کارکنان برای انجام کار موجود خود با این مسئولیت های خاص ، راهی عالی برای اطمینان از کوتاه آمدن شما است.
فاز 4: مکانیسمی برای پروژه های چوپان ایجاد کنید (روزهای 45 تا 90)
قطعه نهایی پازل تنظیم یک ساختار ارزیابی است. درست مانند یک هیئت امنای برای یک استارتاپ جدید ، یک کمیته ارشد رهبری را تشکیل می دهد که منابع را اختصاص می دهد ، پیشرفت می کند و هر پروژه ای را که کار نمی کنند ، می کشند.
این کمیته باید از رهبری ارشد تشکیل شود زیرا ، البته ، باید در واقع قدرت لازم برای تصمیم گیری را داشته باشد. اما نباید همان تیم رهبری شرکت کامل شما باشد. باید در مورد این پروژه ها در انزوا ارزیابی شود. و هنگامی که یک تیم رهبری برای کار با روشی خاص استفاده می شود ، می تواند دشوار باشد.
بهترین قیاس برای گروهی از سرمایه داران سرمایه گذاری است که در یک پروژه جدید سرمایه گذاری کرده اند:
- آنها اغلب مخالف هستند
- آنها همیشه در فواصل منظم نیستند. درعوض ، آنها هنگامی که باید تصمیمی اتخاذ شود ، تشکیل می شوند.
- آنها به محض نیاز منابع خود را اختصاص می دهند
- آنها به رهبران پروژه (یا مدیر عاملان) آزادی نسبی در خارج از جلسات هیئت مدیره می دهند
در پایان این چهار مرحله - بعد از 90 روز - حداقل یک پروژه را از روی زمین خواهید داشت. مهمتر از همه ، شما این چارچوب را برای تصمیم گیری سریع و هوشمندانه و شاهد تغییر سریع خواهید داشت.
چرا از این استراتژی طولانی مدت استفاده نمی کنیم؟
شما می توانیداما چرخش سریع و سرمایه گذاری حداقل برای پروژه های سریع و آزمایش های کوچک مناسب است. اما اگر قصد دارید پول جدی و انرژی شرکت را برای نوآوری مرتکب شوید ، احتمالاً رویکردی را می خواهید که بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
این همچنین فشار زیادی به یک رهبر نوآوری وارد می کند. مشروط بر اینکه شخص رانده و خلاق باشد ، پتانسیل بسیار خوبی دارد. اما شرکت های بزرگتر باید بتوانند بار نوآوری را در بین مدیران متعدد یا یک تیم نوآوری تعیین شده گسترش دهند.
استراتژی بلند مدت مورد نظر ما برای کشف آن جامع تر و احتمالاً پایدارتر است. اما اگر می خواهید یک سری برنده های کوتاه و سریع یک طرفه تولید کنید ، هیچ کاری برای جلوگیری از استفاده بارها و بارها از استفاده از MVS وجود ندارد.
نوآوری طولانی مدت: یک استراتژی مقیاس پذیر 7 مرحله ای
همانطور که گفته شد ، نوآوری همیشه به معنای مسابقه برای ایجاد یک محصول در چند ماه نیست. مدیران نوآوری باید استراتژی های مقیاس پذیر و پایدار پیدا کنند تا اطمینان حاصل شود که این شرکت به طور مداوم خریداران را بهبود می بخشد و هیجان زده می شود.
ما به زودی به یک استراتژی برای پیشرفت مستمر نگاه خواهیم کرد - راهی برای اطمینان از اینکه شما بدون اینکه لزوماً پروژه های کامل را راه اندازی کنید ، نتایج بهتری کسب می کنید.
استراتژی زیر برای شرکت های جدی در مورد نوآوری است. آنها می دانند که آنها باید به طور مداوم محصولات جدید بسازند ، بازارهای مختلف را آزمایش کنند و برای زنده ماندن تغییر کنند.
این استراتژی به آنها راهی می دهد تا ابتکارات جدیدی را با یک دفترچه بازی تعیین شده و به نتیجه برسند.
مرحله 1. یک نیاز یا مشکل پیدا کنید
نوآوری موفق تقریباً همیشه از نیاز ناشی می شود. این ممکن است یک مسئله مکرر برای مشتریان شما باشد ، یک فرآیند داخلی که از بهره وری جلوگیری می کند ، یا حتی یک چالش گسترده در صنعت که به کارآیی در همه جا آسیب می رساند.
و فقط "رشد شرکت" به اندازه کافی خوب نخواهد بود. این یک چالش است ، اما رفع آن با یک پروژه واحد بسیار گسترده است.
اما شما باید بتوانید چالش هایی را که با اهداف شرکت خود مشخص می کنید - از جمله رشد - گره بزنید. به عنوان مثال ، اگر شما نیاز به افزایش درآمد مکرر 5 ٪ در طی سال آینده دارید ، پروژه ای که به طور قابل توجهی کاهش می یابد ممکن است کامل باشد. همانطور که ممکن است خط جدیدی از محصولات باشد.
بنابراین از صفر شروع می شود ، چگونه می توانید لیستی از چالش های احتمالی را برای مقابله با آن تهیه کنید؟
نحوه شناسایی مشکلات
مکان های زیادی برای نگاه وجود دارد. اما برای ساده نگه داشتن چیزها ، در اینجا پنج مورد برای شروع وجود دارد:
- با مشتریان صحبت کنید. همانطور که در مدل MVIS دیدیم ، مشتریان می توانند مستقیم ترین منبع الهام شما باشند. اگر می خواهید کالاهای بیشتری بفروشید ، چرا از خریداران واقعی نمی خواهید چه چیزی می خواهند یا نیاز دارند؟
- کارمندان نظرسنجیاعضای تیم شما تجربه دست و پنجهمی دارند و باید بدانند که در حال حاضر چه چیزی خوب کار نمی کند.
- درخواست ارسال کنید. این کاملاً شبیه به درخواست ارسال محصولات نیست (ما به زودی به این کار خواهیم رسید). شما به سادگی می خواهید بدانید که افراد خارج از شرکت (کاربران رسانه های اجتماعی یا پاسخ دهندگان نظرسنجی) با چه چیزی مبارزه می کنند.
- داده های داخلی را مطالعه کنید. چه چیزی می توانید از گزارش های مالی ، نرخ تبدیل مشتری یا زمان تولید یاد بگیرید؟
- روند صنعت را کنترل کنید. به دنبال تغییر عادات خریدار و راه هایی باشید که صنعت به عنوان فکر می کنید می دانید که ممکن است آماده تغییر شکل باشد.
هنگامی که حتی چند مورد از این مراحل را انجام داده اید ، لیست طولانی از زمینه های مشکل را خواهید داشت که می تواند برای پروژه نوآوری شما مناسب باشد. این بدان معنی است که شما باید آنها را ارزیابی کنید.
مرحله 2. بازار را ارزیابی کنید
بیشتر مشاغل دارای لیست تقریباً بی پایان از مناطق بالقوه برای نوآوری خواهند بود. برای انتخاب مشکلاتی که در نهایت به آن رسیدگی خواهید کرد ، به معیارهای عینی نیاز دارید که بتوانید آنها را تجزیه و تحلیل کنید.
مطمئناً می توانید با هر منطقی که ترجیح می دهید این تصمیمات را بگیرید. اما برای کمک به ، تیمی از دانشگاهیان سوئد معیارهای زیر را پیشنهاد می کنند.
فرصت های نوآورانه باید باشد:
- یک ارزش اقتصادی برای کسی
- از نظر فناوری قابل دستیابی
- قابل فروش (یا شرکت باید بتواند مقداری از آن ارزش اقتصادی را در بالا بدست آورد)
شما باید بر اساس این خصوصیات ، هر فرصت را وزن کنید. این فقط مسئله رضایت هر یک نیست ، بلکه با حل یک مشکل چقدر می توانید ارزش ایجاد کنید و از نظر فنی چقدر قابل دستیابی است؟
اگر هر یک از مناطق مشکل جدید خود را در بالا در مورد این معیارها ارزیابی می کنید ، باید بتوانید فرصتی مناسب برای مقابله با آن انتخاب کنید.
مرحله 3. قابلیت های فعلی را مشخص کنید
بعد از اینکه خود مشکل را ارزیابی کردید ، وقت آن است که بررسی کنید که شما در حل آن چقدر توانایی دارید. یا به طور خاص ، آیا شما قادر به اجرای یک پروژه برای امتحان کردن هستید؟
شما به احتمال زیاد تمام فناوری یا تخصص مورد نیاز خود را در حال حاضر نخواهید داشت. شاید شما نیاز به استخدام افراد و خرید ابزارهای جدید داشته باشید. اگر در حال حاضر یک تیم نوآوری دارید ، احتمالاً مانع پرش نمی شوید.
به یاد داشته باشید ، در این مرحله شما حتی شروع به تهیه ایده های پروژه نکرده اید. چگونه می خواهید این کار را انجام دهید ، و آیا با توجه به آنچه در حال حاضر در آن وجود دارد ، دشوار خواهد بود؟
به عنوان مثال ، بسیاری از شرکت ها دوست دارند مسابقات عمومی را برای جمع آوری ایده های جدید هیجان انگیز برگزار کنند. این به راحتی می تواند نیاز داشته باشد:
- یک وب سایت یا برنامه تلفن همراه
- یک کمپین روابط عمومی
- جایزه یا پاداش معادل
- قوانین و مقررات ساخته شده
- یک سیستم مدیریت نوآوری برای رسیدگی به ورودی ها
- کمیته ای برای تجزیه و تحلیل ارسال ها و انتخاب برندگان
این می تواند فقط برای یافتن یک ایده خوب باشد. سپس تمام تحقیقات و توسعه فنی وجود دارد که به ساختن این چیز می پردازد.
مرحله 4: ایجاد ایده ها
الان قسمت خوبش شروع میشود. رهبران نوآوری شما می توانند در واقع طوفان مغزی را شروع کنند و بهترین راه حل های ممکن را برای مشکلی که در مرحله اول شناسایی کرده اید پیدا کنید.
همانطور که گفته شد ، روشهای زیادی برای این کار وجود دارد. این لیست به هیچ وجه جامع نیست ، اما در اینجا چند روش جالب برای جمع آوری ایده ها وجود دارد:
- یک چالش ایده برای کارمندان یا عموم
- روش کلاهبرداری که روشهای مختلفی برای دیدن یک مشکل به شما می دهد
- گروه ها و مکالمات با مشتریان موجود
- تحقیقات رقیب برای یافتن اینکه چه چیزی برای شرکت های دیگر کار می کند
- نقشه های ذهن و سایر تکنیک های طوفان مغزی
- نظرسنجی ها و نظرسنجی های رسانه های اجتماعی
البته ، همه اینها خوب است ، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که شما واقعاً هرگونه ارسال دریافت کنید یا از کارمندان خرید خوبی دریافت کنید. بنابراین در کنار ایجاد روشی برای یافتن آنها ، باید شرایط زیر را ایجاد کنید:
- یک مانع کم برای ورود. برای ارائه ایده ها باید تا حد امکان آسان باشد. اگر این عموم مردم باشد ، یک سیستم آنلاین خوب باید با یک کمپین روابط عمومی قابل توجه ترکیب شود. اگر ایده های شما در داخل کشور خواهد بود ، اطمینان حاصل کنید که به کارمندان زمان و تشویق مورد نیاز خود داده می شود.
- سیستمی برای ارزیابی. یک سیستم امتیاز دهی از پیش تعیین شده یا پانل متخصصان معمولاً بهترین کار را می کند.
- مشوق هایی برای ارائه ایده ها. چرا کسی واقعاً باید در این برنامه شرکت کند؟چه برای عموم باشد و چه برای کارمندان ، باید به مردم دلیلی بدهید تا ایده های خود را ارائه دهند.
تا آنجا که ممکن است ایده های خوب پیدا کنید ، و سپس به روند انتخاب ادامه می یابد.
مرحله 5: بهترین ایده را انتخاب کنید
با تمام این ایده های خوب در بانک ، وقت آن است که یکی را انتخاب کنید. و همانطور که قبلاً گفته شد ، شما باید قبلاً اطمینان حاصل کرده اید که دلیل انتخابی را در محل خود دارید.
شما می خواهید این روند از ابتدا سازگار و واضح باشد. این مهم است که شور و شوق افراد یا تجربه اخیر این سیستم را تعصب نمی کند.
برای یک مدل خوب ، در اینجا پیشنهادی از استاد کرنل ساموئل باچاراچ ارائه شده است. هر ایده باید برای خود به ثمر برسد:
- وضوح . آیا همه چیز را در مورد این ایده می دانید؟
- قابلیت استفادهآیا مشکل مورد نظر را حل می کند؟
- ثبات . آیا در آزمون زمان ایستاده است؟
- مقیاس پذیریآیا می توان نمونه اولیه جدیدی را بر روی جرم و بدون پیشرفت عمده تولید کرد؟
- چسبندگیآیا ممکن است مردم از آن به عنوان بخشی از روال خود استفاده کنند؟
- ادغام . آیا در سازمانی که امروز دارید قابل دستیابی است؟یا نیاز به تغییر دارد؟
- سودآوری . آیا می توانید از این پول درآمد کسب کنید؟
هیچ یک از این ملاحظات از سایرین مهم نیست - حتی اگر به نظر می رسد سودآوری مانند آن باشد.
ایده با امتیاز برتر برای هر یک از این هفت سؤال به احتمال زیاد بهترین است. اکنون ، شما باید یک پروژه برای شروع کار داشته باشید.
مرحله ششم: تیم رویایی خود را جمع کنید
برای رسیدن به این دور ، شما قبلاً باید به تیمی از مردم اعتماد کنید. این که آیا این یک تیم نوآوری ، برخی از رهبران ارشد یا یک گروه اصلی است که شما فقط برای این منظور جمع کرده اید ، این افرادی بودند که شما برای انتخاب این پروژه نوآوری انتخاب کرده اید.
اما اکنون که شما یک مشکل و بهترین ایده برای غلبه بر آن را شناسایی کرده اید ، باید چند نفر را با تخصص خاص تر استخدام کنید. تقریباً مطمئناً دانش بیشتر مورد نیاز است ، و سایر اعضای تیم باید وارد شوند.
تیم نیازی به بزرگ بودن ندارد. و ممکن است بتوانید آنچه را که در درون خود سازمان نیاز دارید پیدا کنید.
اما اگر می خواهید بهترین نتیجه ممکن را داشته باشید ، یک چیز مهم است: تیم شما باید تا زمان اتمام به این یک پروژه اختصاص یابد. مانند گذشته ، آنها باید تمام وقت در آن باشند.
در غیر این صورت ، شما نمی خواهید تمرکز کامل مورد نیاز خود را بدست آورید و سایر مسئولیت های آنها می تواند به یک بار تبدیل شود. یا از این بدتر ، این پروژه جدید بار سنگین است و مانع از انجام کارکنان "آنچه باید انجام دهند".
مرحله 7: نمونه اولیه خود را ایجاد کنید
نمونه اولیه کار اولین فرصتی است که می توانید میوه های پروژه خود را ببینید و آزمایش کنید. بنابراین هرچه زودتر بتوانید یکی را کنار هم قرار دهید ، زودتر می دانید که آیا دستیابی به موفقیت در دستان خود دارید.
و به احتمال زیاد ، در آنچه ساخته اید خطاهای بی شماری پیدا خواهید کرد. که کاملاً طبیعی است و احتمالاً خوب است. اگر نمی توانید مشکلات درخشان را با یک محصول جدید مشاهده کنید ، احتمالاً در مورد توانایی های ارزیابی شما بیشتر از خود محصول می گوید.
پس از داشتن این نمونه اولیه ، مراحل بعدی واضح آزمایش ، ارزیابی و تکرار است.
در حال انجام: یک برنامه بهبود مستمر
پیش نمایش دو استراتژی برای به دست آوردن پروژه های خاص از زمین طراحی شده است. آنها با این فرض شروع می کنند که ما باید کاری جدید انجام دهیم و چارچوبی را برای انجام این کار به شما ارائه می دهند.
اما پیشرفت های تدریجی با گذشت زمان نیز می تواند به شما در رسیدن به اهداف خود کمک کند. این که آیا این واقعاً نوآوری است یا خیر ، قابل بحث است ، اما شرکت ها باید آن را به عنوان بخش مهمی از تحول مداوم خود تلقی کنند.
پیشرفت مداوم "با گذشت زمان ، بیت بیت اتفاق می افتد و هرگز به پایان نمی رسد. پیشرفت ها با هر تغییری که منجر به سود ناچیز می شود ، افزایش می یابد. با پیشرفت مداوم ، تمرکز بر بهبود فرآیندهای موجود در حال حاضر وجود دارد. "
بنابراین چگونه می توانید این تغییر تدریجی و مثبت را ارتقا دهید؟
متداول ترین چارچوب بهبود مداوم ، Kaizen نام دارد. این فلسفه ژاپنی اغلب با تولید همراه است ، جایی که تغییر معمولاً منجر به پیشرفت تحت اللفظی در خط فرآیند می شود. تویوتا شرکتی است که مشهور به کایزن متکی است.
اما ما می توانیم این روش را در همه زمینه های تجارت اعمال کنیم. در اینجا نحوه عملکرد آن آورده شده است.
1. اهداف را تعیین کنید و پیش زمینه را ارائه دهید
مانند تقریباً همه پروژه ها ، شما باید با اهداف شروع کنید. اما در مقایسه با سایر استراتژی هایی که قبلاً دیده ایم ، اهداف Kaizen شما می تواند نسبتاً متوسط باشد.
منطقه ای از مشاغل را که به همان اندازه که باید در حال اجرا نباشد ، شناسایی کنید. شما این کار را به همان روش هایی انجام می دهید که فرصت ها را در استراتژی قبلی ما شناسایی می کنید: از مشتریان بپرسید ، با کارکنان صحبت کنید و صنعت وسیع تری را کنترل کنید.
یکی را انتخاب کنید ، و اطمینان حاصل کنید که می توانید آن را با یک هدف خاص شرکت گره بزنید - معمولاً با افزایش درآمد توسط X ٪.
سپس هدف این رویداد خاص را تعیین کنید. اگر هدف کلی شرکت این است که تا پایان سال جاری 10 ٪ درآمد را افزایش دهد ، آیا یک فرایند خاص می تواند 10 ٪ از این افزایش را نشان دهد؟
شما همچنین باید مرزهایی را برای این رویداد تعیین کنید. چه کسی درگیر خواهد شد و از کجا اتفاق می افتد؟
2. وضعیت امور را مرور کنید و یک برنامه ایجاد کنید
در ابتدایی ترین آن ، روش Kaizen را می توان در سه مرحله ساده توضیح داد:
- یک فرآیند خاص را انتخاب کنید (یا آن را کاملاً مستند کنید)
- مواد غیر ضروری یا معیوب را حذف یا بهبود بخشید
- آن را دوباره جمع کنید و روند جدید را پیاده سازی کنید
بنابراین در این مرحله از یک رویداد Kaizen ، شما باید فرایندی را که کار نمی کند درک کنید و سعی کنید مقصر (های) را پیدا کنید.
آن را به طور کامل ، مرحله به مرحله نقشه برداری کنید. این ممکن است سخت تر از آن باشد که به نظر می رسد ، به خصوص در مواردی که شما کارمندان به روش خودشان کارها را انجام می دهند. ایده این است که برخی از سطح استاندارد سازی را داشته باشیم - بدانید که چگونه باید اقدامات خاصی در وضعیت فعلی آنها انجام شود.
این باید به کشف برخی از اشکالات بزرگتر با روشهای شما در همان زمان کمک کند. اغلب کاملاً واضح است که کدام پیوندها زنجیره بزرگتر را عقب نگه می دارند.
به عنوان یک تیم ، این پیوندهای ضعیف را پیدا کنید و بفهمید که چگونه آنها باید برطرف شوند.
3. پیشرفت ها را انجام دهید
اکنون که برنامه ریزی و تشخیص از این کار خارج نشده است ، وقت آن است که این طرح را عملی کنیم.
بسته به دامنه چالش ، اجرای پیشرفت ها می تواند بسیار ساده یا سخت ترین قسمت این فرآیند باشد. حداقل ، اغلب در زمان واقعی بیشترین پاداش را احساس می کند.
کارمندان برای انجام کارهایی که در مورد آنها صحبت کرده اند، انگیزه و هیجان دارند. آنها می توانند روش های کاری جدید را آزمایش کنند و به کارآمدتر کردن کارشان کمک کنند.
و امیدواریم این مرحله را با یک راه حل کارآمد برای یک مشکل واقعی به پایان برسانید.
4. آنچه را که کار نمی کند ارزیابی و اصلاح کنید
پس از اجرای اولیه، فرآیند جدید شما باید با همان دقتی که در فاز 2 نشان دادید، موشکافی و ارزیابی شود.
فرآیند کامل در حال حاضر چگونه به نظر می رسد، آیا کارآمدتر یا موثرتر است و چه کاستی هایی دارد؟هر چیزی که در نهایت به آن برسید تبدیل به روش استاندارد عملیاتی می شود، بنابراین باید مطمئن باشید که از آن راضی هستید.
اگر نه، اکنون زمان ایجاد تغییرات است. پیاده سازی کنید، تست کنید، تکرار کنید و دوباره تست کنید.
5. گزارش و استاندارد
مرحله آخر این است که همه اینها رسمی شوند. این بدان معناست که ابتدا به بقیه شرکت توضیح دهید که چه تغییراتی ایجاد کرده اید و این تغییرات چگونه بر کار آنها تأثیر می گذارد.
بهترین روش ایجاد یک کتابچه راهنمای فرآیند جدید است. توضیح دهید که فرآیند جدید و بهبودیافته شما چگونه باید انجام شود و به اعضای تیم دستورالعمل های گام به گام واضح ارائه دهید.
و در بیشتر موارد، این نیاز به پلیس دارد. شما باید کار کارمندان را تماشا کنید، گزارش ها و بازخورد بخواهید و اطمینان حاصل کنید که پیشرفت های شما مشخص می شوند.
بدترین حالت این است که همه این کارها را انجام دهیم، فقط هیچ کس توجهی نکند و وضعیت موجود ادامه یابد. شما نمی توانید اجازه دهید این اتفاق بیفتد.
رویدادهای منظم کایزن را اجرا کنید
موارد فوق فرآیند یک "رویداد" کایزن است. این یک چرخه ثابت برای کمک به تیم شما برای مقابله با یک چالش خاص است.
پس هدف این است که به طور مداوم رویدادهای جدید را شروع کنید (و به پایان برسانید). با غلبه بر مشکلات کوچک در انزوا، شرکت به بهبود عملکرد گذشته خود ادامه می دهد و کارآمدتر کار می کند.
تمام هدف این تمرین این است که همه چیز را لاغر نگه دارید، تغییرات کوتاه و سریع ایجاد کنید. اما این باید به طور مداوم اتفاق بیفتد و رویدادهای جدید کایزن همیشه در حال اجرا باشند.
کایزن به عنوان یک سبک کاری
اما هدف - چیزی که منجر به بهبود مستمر می شود - این است که این امر به یک هنجار در سراسر سازمان تبدیل شود.
هنگامی که به کارمندان استراتژی روشنی برای حل مسائل کوچکتر داده می شود، متوجه مشکلات دیگری می شوند که می توانند از همان درمان استفاده کنند. آن ها می توانند نقص هایی که قبلاً نادیده گرفته شده اند را برجسته کنند، زیرا می دانند که یک گردش کار برای مراقبت از آنها وجود دارد.
این به این دلیل است که "کایزن به مردم می آموزد که همه چیز را زیر سوال ببرند و در مورد مشکلات متفاوت فکر کنند."با گذشت زمان، بهبود مستمر را در فرهنگ شرکت جاسازی می کنید. و هر یک از اعضای تیم این اختیار را دارد که تغییرات را ترویج کند.
برای مدیران پروژه و طراحان محصول، این ایده ها جدید نیستند. این بقیه شرکت هستند که احتمالاً در حال حاضر اینگونه فکر نمی کنند.
و در حالی که هر کسب وکاری دوست دارد فکر کند که کارمندان تشویق می شوند تا حفره ها را پیدا کنند و پیشرفت هایی را پیشنهاد کنند، این اغلب می تواند فقط یک جعبه پیشنهادات باشد. اعضای تیم به سرعت ارائه ایده ها را متوقف می کنند، زیرا در بیشتر مواقع، هیچ فرآیندی برای اجرای آنها وجود ندارد.
با یک استراتژی بهبود خوب مانند کایزن، این مورد نخواهد بود.
یک استراتژی مناسب بسازید - سپس به آن پایبند باشید
اینها سه استراتژی نوآوری بودند تا ساختار بیشتری برای توسعه محصول جدید شما ایجاد کنند. آنها یک چارچوب گام به گام را ارائه می کنند تا اطمینان حاصل شود که تیم شما به هر پروژه توجه و نظم و انضباط یکسانی می دهد.
البته اینها به عنوان نمونه ارائه شده است. استراتژی شما باید با در نظر گرفتن شرکت شما ساخته شود. بهترین عناصر بالا را انتخاب کنید، آنها را با تیم خود و سبک کاری آن ترکیب کنید، و مطمئن شوید که هر زمان که لازم است آن را به روز کنید.
مهمترین چیز این است که منسجم باشید. اگر می خواهید نوآوری قابل پیش بینی و تکراری داشته باشید، باید به هر پروژه به این روش نزدیک شوید.
در غیر این صورت، شما به سادگی به شانس متکی هستید.

جاناتان لایسکوولت
مشاور سابق استراتژی تبدیل به کارآفرین شد. مایلم هر روز به تیم های نوآور شرکتی کمک کنیم تا به نتیجه برسند و آینده شرکت خود را بسازند.
Braineet ترکیبی از نرم افزارهای مدیریت نوآوری را ارائه می کند تا به نوآوران کمک کند موتور نوآوری خود را تعمیر کنند و با کمک اکوسیستم خود به آن کمک کنند.
اخبار رمز ارزها...
ما را در سایت اخبار رمز ارزها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : منیژه سلیمی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
12 خرداد
1402 ساعت: 20:48