این گزارش در مورد رشد سرمایه گذاری های مستقیم خارجی (FDI) در اقتصاد جهانی و نقش آن در بازارهای نوظهور بحث شده است. این نقش IFC را در ارائه مشاوره سیاست مربوط به FDI ها توصیف می کند و در مورد نحوه ساخت پروژه ها و سیاست های FDI برای جذب سرمایه گذاری درس می گیرد.
144 صفحه |© 1998ifc |ISBN 0-8213-4212-5
سرمایه گذاری خارجی به شکل وام یا حقوق صاحبان سهام منبع مهمی برای رشد در کشورهای در حال توسعه است. سرمایه گذاری سهام می تواند غیر مستقیم (نمونه کارها) یا مستقیم باشد که به عنوان سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) شناخته می شود. FDI خیلی بیشتر از تأمین بودجه برای رشد خود به کشورهای در حال توسعه عمل می کند. این فناوری ها ، تکنیک های مدیریت و دسترسی به بازار را نیز برای آنها به ارمغان می آورد. FDI ممکن است با بهره برداری از فناوری اختصاصی یا منابع طبیعی یا دسترسی به بازارها تحریک شود.
نقش FDI در کشورهای در حال توسعه
سرمایه گذاری مستقیم خارجی در کشورهای در حال توسعه سابقه طولانی دارد. این امر به مرور زمان نوسان کرده است ، زیرا سرمایه گذاران به تغییر در محیط برای سرمایه گذاری پاسخ داده اند ، از جمله سیاست های دولت در جهت سرمایه گذاری مستقیم خارجی و چارچوب سیاست های گسترده اقتصادی. از این رو ، روندهای FDI منعکس کننده تغییر در مواضع سیاست توسط کشورهای در حال توسعه ، از جایگزینی واردات در دهه 50 و 1960 از طریق توسعه منابع طبیعی در دهه 1970 ، تنظیم ساختاری و انتقال به اقتصادهای بازار در دهه 1980 و نقش بیشتری برای این امر برای این امر است. بخش خصوصی در دهه 1990.
FDI در کشورهای در حال توسعه عمدتاً به صنایع تولید و فرآوری شده است. این کشور به طور سنتی در گروه کوچکی از کشورها متمرکز شده است ، که بخشی از آن نشان دهنده اندازه اقتصادهای آنها و بخشی از جذابیت آنها به عنوان مکانی برای FDI است. در گذشته ، جذابیت از نزدیک با داشتن منابع طبیعی یا یک بازار بزرگ داخلی در ارتباط بوده است. با تغییر به سمت تولید و تجارت جهانی ، رقابت به عنوان مکانی برای سرمایه گذاری و صادرات به تعیین کننده اصلی جذابیت تبدیل شده است. بزرگترین میزبان کشور در حال توسعه برای FDI چین است ، اما اروپای شرقی به عنوان یک مکان جدید مهم برای FDI ظاهر شده است. FDI همچنین به فقیرترین کشورها رسیده است. اگرچه مقادیر واقعی سرمایه گذاری شده به طور کلی کم است ، اما نشان دهنده اندازه کوچک اقتصاد آنها است ، اما جریان FDI نسبت به تولید ناخالص داخلی در کشورهای فقیر به اندازه کشورهای ثروتمند است. با این حال ، کشورهای آسیای جنوبی و زیر صحرای آفریقا ، در حجم جریان FDI نسبت به تولید ناخالص داخلی عقب مانده اند.
برای مدت طولانی ، FDI تقریباً منحصراً از کشورهای بزرگ صنعتی آمده است. اخیراً ، منابع FDI در کشورهای در حال توسعه گسترده شده است ، و بسیاری از کشورهای در حال توسعه به عنوان منبع به خودی خود ، به ویژه برای مناطق خودشان ، به عنوان منبع ظاهر شده اند. پیوندهای منطقه ای برای FDI از اقتصادهای توسعه یافته نیز مهم است.
روندهای اخیر به سمت جهانی سازی الگوهای تولید و مصرف منجر به افزایش شدید FDI جهانی شده است. در عین حال ، تجارت و آزادسازی سرمایه گذاری ، کشورهای در حال توسعه بیشتری را به اقتصاد جهانی تبدیل کرده است. این امر منجر به افزایش چشمگیر در جریان FDI به کشورهای در حال توسعه ، که از سال 1990 تا 1995 پنج برابر افزایش یافته و از 100 میلیارد دلار در سال 1996 فراتر رفته است. این افزایش عمدتاً به 12 کشور بزرگ در حال توسعه رسیده است که بخشی از آن نشان دهنده اندازه اقتصادی آنها است. بنابراین ، چین به تنهایی بین سالهای 1990 تا 1996 167 میلیارد دلار دریافت کرد (قیمت های 1996). در حال حاضر بخش مهمی از اقتصاد در بسیاری از کشورهای در حال توسعه ، FDI احتمالاً برای آینده قابل پیش بینی در سطح بالایی ادامه خواهد یافت.
سیاست ها نیز در این افزایش نقش داشته اند. هند ، بزرگترین کشور در حال توسعه بعد از چین (اندازه گیری شده توسط جمعیت) ، تنها 0. 2 درصد از تولید ناخالص داخلی در جریان FDI را دریافت کرد ، در مقایسه با 5. 4 درصد تولید ناخالص داخلی چین. از آنجا که هر دو کشور پرجمعیت و کم درآمد هستند ، اختلاف در جمعیت یا سطح درآمد این اختلاف را توضیح نمی دهد. پیش از سال 1982 ، هند FDI بیشتری نسبت به تولید ناخالص داخلی نسبت به چین دریافت کرده بود. آنچه تغییر کرد موضع سیاست چین نسبت به سرمایه گذاران خارجی بود. پس از سالها تنظیم دقیق FDI ، چین شروع به دیدن کرد که می تواند سهم استقبال در نوسازی و ادغام در اقتصاد جهانی داشته باشد. این در یک چارچوب سیاست در حال تغییر منعکس شد ، که سرمایه گذاران خارجی به سرعت پاسخ دادند. با این حال ، از سال 1992 ، اقدامات هند در جهت آزادسازی اقتصادی نیز تأثیر مثبتی بر جریان FDI داشته و نشانگر پتانسیل آینده آن است.
FDI فقط با بازارهای بزرگ داخلی به غول های اقتصادی جذب نمی شود. کشورهایی که در هر اندازه در مراحل مختلف توسعه از سراسر جهان قرار دارند ، FDI را به ارزش بیش از 5 درصد از تولید ناخالص داخلی از جمله جمهوری چک و مالزی جذب کرده اند. آنچه که آنها مشترک بودند ، یک چارچوب سیاست در حال تحول بود که برای سرمایه گذاران خارجی جذاب بود.
ارتقاء FDI از طریق مشاوره سیاست
IFC برای ارتقاء سرمایه گذاری خصوصی در کشورهای در حال توسعه ، از جمله FDI تأسیس شد. این یکی از بسیاری از ابتکارات بین المللی بود که FDI را ارتقا بخشید ، از جمله توافق نامه های تجاری دو جانبه ، موسسات مالی دو جانبه و چند جانبه و برنامه های ارتقاء سرمایه گذاری. IFC به همراه سایر اعضای گروه بانک جهانی ، خدمات مشاوره سرمایه گذاری خارجی (FIA) را در سال 1989 برای مشاوره به کشورهای در حال توسعه در مورد سیاست های ارتقاء FDI تشکیل دادند. از آن زمان به بعد ، به بیش از صد کشور به روش های مختلف کمک کرده است. توصیه های آن اشکال مختلفی دارد ، از مطالعات تشخیصی که مروری بر محدودیت ها به FDI ، گرفته تا مطالعات سیاست سرمایه گذاری ارائه راه حل های خاص برای موضوعات یا بخش های خاص یا موسسات ساختمان برای همراهی با تغییر سیاست و استراتژی های تبلیغاتی. گفتگو در مورد چارچوب سیاست FDI نیز در زمینه سایر کار مشاوره IFC و تأمین اعتبار پروژه اتفاق می افتد.
گرفتن محیط سیاست
بسیاری از عوامل درست بر جریان سرمایه گذاری مستقیم خارجی به کشورهای در حال توسعه تأثیر می گذارند ، اما بدیهی ترین آنها غالباً نادیده گرفته می شود: یعنی تمایل کشورهای در حال توسعه برای اجازه دادن به آن. از نظر تاریخی ، بسیاری از کشورها حتی در هنگام جستجو برای تبلیغ آن ، محدودیت های بسیار زیادی را برای FDI قرار داده اند. به ناچار ، این به عنوان یک بازدارنده عمل کرده است.
محدودیت در ورود به FDI اشکال مختلفی از جمله محدودیت ورود به بخش های خاص ، مکانیسم های تصویب پیچیده ، مالیات های بالا و رژیم های تشویقی پیچیده ، محدودیت در سهم مالکیت خارجی و محدودیت های استفاده از زمین و کار خارج از کشور را به خود اختصاص داده است. محدودیت ها به دلایل زیادی اعمال شده است ، از جمله نگرانی های مربوط به نفوذ بیش از حد خارجی و از دست دادن ثروت ملی ، تمایل به ترویج کارآفرینی و کارگران بومی و تمایل به دستیابی به انتقال فناوری و تکنیک های مدیریت. فقط اخیراً تعدادی از کشورهای در حال توسعه محدودیت های خود را کاهش داده اند.
سیاست های گسترده تر نیز مهم است. رژیم تجارت و پرداخت لیبرال FDI را تشویق می کند. اغلب ، واردات منجر به سرمایه گذاری و تولید برای بازار جهانی می شود. سیستم های پرداخت لیبرال به سرمایه گذاران خارجی اجازه می دهد تا از این فرصت ها استفاده کنند. تعدادی از موانع اداری دیگر ، که اغلب طولانی به رسمیت شناخته نشده اند ، FDI را از بین برده اند. موانع مهم شامل محرومیت سرمایه گذاران خارجی از مالکیت زمین ، محدودیت در استفاده از کار مهاجران و الزامات مربوط به مجوزها و مصوبات است.
نقش بزرگ دولتی در اقتصاد همچنین می تواند FDI را از بین ببرد ، چه از طریق کنترل قیمت ، روش های گرفتن اجاره از بهره برداری از منابع طبیعی و انحصار یا از طریق حضور یک بخش بزرگ شرکت. روشهای خصوصی سازی می تواند تأثیر مستقیمی بر روی جریان FDI داشته باشد ، همانطور که ساختار فروش مستقیم و روند فروش نیز می تواند باشد. خصوصی سازی می تواند اثرات غیرمستقیم مثبت بر FDI نیز داشته باشد. اگرچه نرخ مالیاتی بسیار مؤثر می تواند FDI را از بین ببرد (و برخی از سرمایه گذاری ها به ویژه به نرخ مالیات حساس هستند) ، مشوق های انتخابی هم در جذب FDI می توانند پرهزینه و ناکارآمد باشند. تلاش برای تقویت ارتباطات داخلی با شرکت های خارجی نیز به طور کلی ضد تولید بوده است.
سرانجام ، درست گرفتن سیاست ها ممکن است کافی نباشد. ارتقاء سرمایه گذاری فعال نیز ممکن است مورد نیاز باشد ، مگر اینکه بازار داخلی به اندازه کافی برای FDI جذاب باشد. ارتقاء مؤثر شامل ایجاد تصویر ، تولید سرمایه گذاری و سرویس دهی به سرمایه گذار برای تأثیرگذاری بر تصمیمات سرمایه گذاری است. نیازی به گفتن نیست ، ارتقاء بدون سیاست های خوب مؤثر نخواهد بود.
ترویج FDI از طریق مالی پروژه
IFC از سال 1958 در بیش از پانصد شرکت که سرمایه گذار خارجی دارند ، در کشورهای در حال توسعه در هر نقطه از جهان سرمایه گذاری کرده است. سرمایه گذاری های IFC به طور گسترده در بین کشورها ، حتی فقیرترین کشورها گسترش یافته است. این شرکت یک سرمایه گذار اولیه در مکانهای جدید و پرخطر برای FDI بوده است و با سرمایه گذاران بسیاری از کشورهای مختلف که از FDI در طیف گسترده ای از بخش ها حمایت می کنند ، همکاری کرده است. بعضی اوقات ، حتی بزرگترین چند ملیتی مزایایی در تأمین مالی IFC پیدا کرده اند ، و دولت های توسعه یافته در کشور غالباً از حضور IFC در یک سرمایه گذاری استقبال می کنند.
پروژه های IFC با وجود شرایط سرمایه گذاری گاهی دشوار ، تا حد زیادی موفق و سودآور بوده اند. دو سوم از پروژه های تأمین شده حمایت مالی خارجی بوده است و تقریباً دو سوم از آنها به عنوان سرمایه گذاری های مشترک با شرکای محلی ساخته شده اند. در این موارد ، اسپانسر خارجی معمولاً مسئول مدیریت روزانه یا پشتیبانی فنی است. یک پنجم از این پروژه ها دارای حامیان محلی هستند که شرکای خارجی را برای دسترسی به فناوری ، تخصص مدیریت یا پشتیبانی از بازاریابی ارائه می دهند. پروژه هایی با سهام برابر بین شرکای خارجی و محلی نسبتاً ضعیف انجام داده اند.
تا دهه 1980 ، بیشتر پروژه های سرمایه گذاری مستقیم خارجی IFC در اقتصادهای بسیار تنظیم شده صورت گرفتند که این امر بر جذابیت نسبی تولید برای بازارهای داخلی و صادراتی تأثیر گذاشت. در نتیجه ، چند پروژه FDI بر اساس مزیت رقابتی بین المللی بود. در عوض ، آنها به سمت تولید برای بازارهای داخلی محافظت شده یا بهره برداری از منابع طبیعی کشورهای در حال توسعه گرایش پیدا کردند. هیچ سرمایه گذاری در غیر قابل حمل مانند زیرساخت ها انجام نشده است. محیط سیاست همچنین بر ساختار مالکیت پروژه ها تأثیر داشت ، و تعداد کمی از سرمایه گذاری های کاملاً خارجی. این الگوهای در انواع محصول و مکان های کشور منعکس شده و بر الگوی عملکرد پروژه تأثیر می گذارد. پروژه ها بهتر از بازارهای حفاظت شده و بهتر با ترتیبات بازاریابی قراردادی بهتر عمل کرده اند.
از سال 1980 ، یک تغییر چشمگیر در ترکیب نمونه کارها سرمایه گذاری مستقیم خارجی IFC رخ داده است ، که در دهه 1990 شتاب گرفته است. پروژه ها به طور فزاینده ای مبتنی بر تولید برای بازارهای جهانی یا ارائه غیر قابل استفاده هستند و اعتماد به ترتیبات بازاریابی قراردادی افزایش یافته است. کنترل خارجی افزایش یافته است ، با اکثر پروژه های بیشتر متعلق به سرمایه گذاران خارجی و پروژه های کاملاً خارجی. خصوصی سازی سرمایه گذاران خارجی را به بسیاری از شرکت های محلی قبلاً تبدیل کرده است. این در ترکیب کشور در حال تغییر نمونه کارها ، ترکیب بخش در حال تغییر و عملکرد بهبود یافته نمونه کارها اخیر منعکس شده است.
درست کردن ساختار پروژه
ساختار پروژه های سرمایه گذاری مستقیم خارجی IFC منعکس کننده محدودیت های سیاست است که در آن شکل گرفته اند و بیشتر آنها به شکل سرمایه گذاری های مشترک در نظر گرفته شده است. اگرچه یک شکل مشترک از سازمان تجاری ، سرمایه گذاری های مشترک ذاتاً شکننده هستند. اجرای مشارکت های اجباری دشوارتر است ، به ویژه هنگامی که با شرکت های عمومی حضور دارند و مشارکت های برابر مشکل ساز بوده است. محدودیت های مالکیت خارجی نیز مانع ساختارهای مؤثر پروژه شده است. آنها بعضی اوقات تأثیر کاهش تعهد اسپانسر برای تأمین هزینه های اضافی یا حل مشکلات مدیریتی داشته اند. آنها همچنین حامیان مالی خارجی را ترغیب کرده اند تا وسایل جایگزین برای سودآوری از سرمایه گذاری را پیدا کنند. ساختارهای پروژه FDI همچنین تحت تأثیر محدودیت های نقل و انتقالات سرمایه قرار دارند. پروژه های FDI در برابر تاخیر و هزینه های بیش از حد ، از جمله مواردی که توسط مقررات گسترده دولت ایجاد می شود ، آسیب پذیر بوده اند. تنظیم دقیق پروژه های FDI انعطاف پذیری آنها را برای پاسخ به تحولات کاهش می دهد.
با این حال ، با طراحی دقیق پروژه ، سرمایه گذاری های مشترک می توانند با موفقیت اجرا شوند. اطمینان از ترتیبات مدیریتی مناسب از طریق ، به عنوان مثال ، یک قرارداد مدیریتی مهم است. ترتیبات تأمین مالی ؛و رسیدگی دقیق منافع هر یک از شرکا به عنوان پیمانکار با شرکت یا به عنوان دارنده دارایی های مرتبط.
دریافت بیشتر از FDI
دولت ها مشتاق به حداکثر رساندن منافع حاصل از FDI و به حداقل رساندن عوارض جانبی مضر بوده اند. سیاست های اقتصادی محدودکننده از طریق هزینه های سنگین مقررات، هزینه های اقتصادی حفاظت، ساختارهای ناکارآمد پروژه، تشویق به استفاده از قیمت گذاری انتقالی برای بازگشت سود و زیان های مالی ناشی از مشوق های مالیاتی، منافع را کاهش داده و هزینه های FDI را افزایش داده است. اخیراً کشورهایی که آزادسازی کرده اند، بیشتر از سرمایه گذاری مستقیم خارجی بهره مند شده اند. انتظار می رود که این روند بدون معکوس های اساسی ادامه یابد، زیرا کشورهای بیشتر و بیشتری از مزایای سیاست های آزادتر در قبال سرمایه گذاری مستقیم خارجی می بینند.
ادغام جهانی به هدایت جریان سرمایه گذاری مستقیم خارجی، هر جا که محیط اقتصادی برای آن باز باشد، ادامه خواهد داد. جهانی شدن به طور فزاینده ای تمایز بین شرکت های خارجی و داخلی و بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه را محو خواهد کرد. کشورهایی که پذیرای سرمایه گذاری خارجی هستند، می توانند در رونق جهانی فزاینده ای که جهانی شدن به ارمغان می آورد، سهیم باشند.
با این وجود، برای ایجاد محیطی مناسب برای سرمایه گذاری مستقیم خارجی، دستور کار ناتمام بزرگی برای اصلاح سیاست ها باقی مانده است. برخی از کشورهایی که در کاهش محدودیت ها پیشرفت کرده اند، از جمله برخی که قبلاً مقادیر زیادی FDI دریافت می کردند، هنوز راهی برای ایجاد یک محیط کاملاً باز برای FDI دارند. بسیاری از کشورهای دیگر تازه شروع به بررسی مجدد سیاست های خود در قبال FDI یا تأثیر سیاست های کلی اقتصادی خود بر جریان FDI کرده اند. با این حال، این کشورها فرصت خود را برای مشارکت در جریان های FDI جهانی از دست نداده اند. افزایش سریع حجم سرمایه گذاری مستقیم خارجی در سال های اخیر نشان داده است که این یک بازی حاصل جمع صفر نیست. با باز شدن بیشتر کشورها به سمت سرمایه گذاری مستقیم خارجی، ادغام جهانی افزایش می یابد که منجر به افزایش جریان کلی سرمایه گذاری مستقیم خارجی می شود. بنابراین چالش آینده این است که اقتصادها و بخش های بیشتری را به روی سرمایه گذاری مستقیم خارجی باز کنیم و در نتیجه فرصت هایی را برای توسعه اقتصادی برای بخش بزرگ تری از جهان در حال توسعه فراهم کنیم.
این گزارش یکی از مجموعه ای از انتشارات مربوط به توسعه بخش خصوصی است که IFC در مجموعه درس های تجربه خود منتشر می کند.
اخبار رمز ارزها...
ما را در سایت اخبار رمز ارزها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : منیژه سلیمی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
12 خرداد
1402 ساعت: 21:12