
تسکین کمی "سیاست پولی غیر متعارف" نامیده می شود ، اما سیاست پولی می تواند "غیر متعارف" بسیار بیشتر شود. مواردی مانند "پول هلیکوپتر" ، لغو ارز و نرخ بهره منفی اسمی وارد بحث سیاست های عمومی شده است. این ستون نظرات کارشناسان برجسته را در مورد نقش آینده سیاست پولی غیر متعارف و آنچه را می توان "سیاست های پولی غیر متعارف غیر متعارف" نامید ، گزارش می دهد. نظرات تقسیم می شوند. دوز سالم شک و تردید در مورد اثربخشی سیاست های فعلی و آینده وجود دارد ، اما همچنین بسیاری از پاسخ دهندگان ابراز ضرورت می کنند که بانک های مرکزی باید در صورت نیاز ، ابزارهای سیاسی بیشتری برای تأثیر تورم و فعالیت واقعی داشته باشند. در نهایت ، تردید کارشناسان با بانکهای مرکزی مطابقت دارد.
زمینه
کمیته سیاست های پولی بانک مرکزی انگلیس (MPC) آخرین بار نرخ بهره را در مارس 2009 تغییر داد که نرخ بهره رسمی به 0. 5 ٪ کاهش یافت و از آن زمان تاکنون در آنجا باقی مانده است (که این نشان می دهد که این ممکن است درک مؤثر در نرخ بهره اسمی باشد)بشردر همین زمان ، بانک انگلیس شروع به خرید دارایی های مالی مستقیم از بخش مالی غیر بانکی کرد.
MPC با 200 میلیارد پوند خرید دارایی ، عمدتا بدهی دولت انگلیس ، بین مارس 2009 و نوامبر 2009 آغاز شد. سپس سهام خرید دارایی را به 375 میلیارد پوند در سه افزایش افزایش داد (75 میلیارد پوند در اکتبر 2011 ؛ 50 میلیارد پوند درفوریه 2012 ؛ و 50 میلیارد پوند در ژوئیه 2012). در حالی که بیش از سه سال و نیم خرید دارایی دیگری صورت نگرفته است ، بازده و درآمد حاصل از اوراق بهادار دوباره سرمایه گذاری شده است ، به این معنی که سبد برجسته دارایی های خریداری شده 375 میلیارد پوند است.
این شکل از سیاست های پولی ، که به عنوان تسکین کمی (QE) شناخته می شود ، غیر متعارف بود زیرا شامل خریدهای زیادی از اوراق قرضه دولتی از سررسید طولانی بود که توسط ذخایر با پرداخت بهره تأمین می شد. در عوض ، عملیات متعارف بازار آزاد در عوض شامل خریدهای اوراق قرضه کوتاه مدت در مقادیر اندک است که به صورت ارز یا ذخایر پرداخت نشده پرداخت می شود. علاوه بر این ، خریدهای QE دارایی های طولانی مدت به دلایلی غیر از اجرای تصمیم برای تغییر نرخ سیاست (کوتاه مدت) انجام می شود.
سیاست های غیر متعارف مشابه در طی هفت سال گذشته توسط سایر بانک های مرکزی اتخاذ شده است ، اگرچه سایر بانک های مرکزی با خرید بسیاری از اوراق بهادار دیگر غیر دولتی که برای مدت طولانی و وثیقه ای صادر شده اند ، بیشتر به خرید می پردازند. چنین اشکال سیاست پولی غیر متعارف چنان متداول شده است که به آنها "سیاست پولی غیر متعارف متعارف" گفته می شود.
تحقیقات فعال در مورد اثرات سیاست های QE انجام شده است. بیشتر کارها نشان می دهد که QE قیمت دارایی های خریداری شده را افزایش می دهد ، نرخ بهره بلند مدت را کاهش می دهد و انتظارات نرخ بهره کوتاه مدت آینده را کاهش می دهد. تأثیر این سیاست ها بر تورم و نتایج واقعی بیشتر مورد اختلاف است ، همانطور که تأثیر آنها بر ثبات مالی است. منابع کلاسیک که ادبیات را شروع کرده اند ، گاگنون و همکاران هستند.(2011) و Krishnamurthy و Vissing-Jorgensen (2011) برای ایالات متحده و جویس و تانگ (2012) برای انگلیس ، در حالی که راجرز و همکاران.(2014) یک بررسی در سراسر کشورها ارائه می دهد.
سیاست پولی غیر متعارف در زمان "عادی"
در مورد قدرت فعلی (یا ضعف) شرایط اقتصادی در انگلیس و جاهای دیگر اختلاف نظر وجود دارد و بنابراین در مورد مطلوبیت محرک پولی بیشتر است. اولین سؤال در بررسی مرکز اقتصاد کلان (CFM) از کارشناسان خواسته است تا دیدگاه های خود را در مورد اینکه آیا وضعیت فعلی اقتصاد استفاده از سیاست های غیر متعارف بیشتر را تضمین می کند ، کنار بگذارند ، و از آنها خواسته اند که در نظر بگیرند که آیا این سیاست های غیر متعارف باید بخشی از آنها باشدابزارهای متعارف سیاست پولی تحت شرایط اقتصادی "عادی".
سؤال 1: آیا شما موافقید که بانک های مرکزی باید از ابزارهای غیر متعارف سیاست پولی مستقر در پاسخ به بحران مالی جهانی به عنوان بخشی از سیاست های پولی متعارف در شرایط اقتصادی عادی استفاده کنند؟
Thirty-six of the panel answered this question, and they are close to being evenly divided in their assessments: 47% agree, while 41% disagree, with the remainder in between. There is also a match at the extremes, with only the slightest advantage to those that agree strongly, 14%, versus those that disagree strongly, 8%.
از طرف کسانی که در زمان عادی به سیاست های غیر متعارف مشکوک هستند ، چهار استدلال برجسته است. اولین مورد این است که استفاده از تنظیم نرخ بهره معمولی مؤثرتر و کمتر مستعد خطا است. همانطور که سر چارلز باون (دانشکده اقتصاد لندن ، LSE) می گوید ، ‘نرخ سیاست کوتاه مدت متعارف باید یک ابزار سیاست پولی ارجح باشد که نرخ سیاست از کف آن پاک شود (یعنی در زمان عادی). دلیل این امر این است که در مورد تأثیر بر اقتصاد تغییرات در نرخ سیاست ، نسبت به تأثیر خریدهای دارایی وجود ندارد. "
Panicos Demetriades (Leicester) موافق است: ‘وقتی سیاست های متعارف به حدود خود رسیده است ، وقتی که نرخ بهره به صفر پایین تر و نرخ بهره منفی نمی رسد ، به سیاست های پولی غیر متعارف استفاده می شود. آنها عوارض جانبی زیادی دارند که برخی از آنها به خوبی درک نشده اند تا بخشی از سیاست های پولی متعارف شوند. "
استدلال دوم این است که سیاست های غیر متعارف به خوبی کار نمی کنند. همانطور که مایکل ویکنز (دانشکده بازرگانی کاردیف و دانشگاه یورک) اظهار داشت ، - حتی در شرایط غیر طبیعی فعلی ، سیاست پولی غیر متعارف در تحریک گسترش اعتبار خصوصی بی اثر بوده است. "
استدلال سوم نگران این است که استفاده از سیاست های غیر متعارف ، شفاف بودن و پیگیری قوانین روشن را سخت می کند. مورتن راون (کالج دانشگاه لندن) می گوید: استفاده از سیاست های غیر متعارف بازگشت به سیاست های تنظیم دقیق گذشته خواهد بود که موفقیت بزرگی در آن نبود. علاوه بر این ، این امر باعث می شود ارتباطات بانک مرکزی بسیار چالش برانگیز باشد و به احتمال زیاد از نظر شهرت پرهزینه باشد. "
استدلال چهارم خاطرنشان می کند که سیاست های غیر متعارف عملیات شبه مالی است که می تواند منجر به ضرر و خطر استقلال بانک مرکزی شود ، زیرا مارتین الیسون (آکسفورد) خاطرنشان می کند: "QE بانک مرکزی را در معرض ضرر و زیان سرمایه قرار می دهد و در نهایت باید باشد. تحت تأثیر خزانه داری.
از طرف آنهایی که طرفدار استفاده از سیاست های غیر متعارف در زمان عادی هستند ، ری بارل (برونل) استدلال می کند که: "سیاست پولی معمولاً در انتهای کوتاه منحنی عملکرد عمل کرده است ، در حالی که پایان طولانی برای هر دو مهمتر استتأثیرات ثروت و تصمیمات سرمایه گذاری ... بانکهای مرکزی باید به وضعیتی که در آن پیدا می کنند نگاه کنند و در جایی که مناسب ترین آن هستند عمل کنند. "سر کریستوفر پیساریدس (LSE) موافق است:" سیاست پولی آسان نیست و ابزارهای بیشتری که بانک مرکزی از آن استفاده می کندسیاست آن مؤثرتر خواهد بود.
ریکاردو ریس (LSE) استدلال می کند که این سیاست ها واقعاً همه چیز غیر متعارف نیستند: "ترازنامه بانک مرکزی همیشه" یک ابزار سیاست "بوده است ، به خصوص در اقتصادهای باز که بانکهای مرکزی دارای ذخایر خارجی هستند ... استفاده از QE و سایر ابزارهای غیر متعارفدر گذشته اخیر به تازگی ما را بهتر کرده است که این مسائل را بهتر مطالعه کنیم ، در مورد اثرات آنها اطلاعات بیشتری کسب کنیم ، بنابراین در مورد استفاده از آنها در حال حاضر و آینده اطمینان بیشتری پیدا می کنیم. "
پول هلیکوپتر و سایر "سیاست های غیر متعارف غیر متعارف"
برخی از اقتصاددانان ابراز نگرانی کرده اند که شرایط اقتصادی وجود دارد که تحت آن ابزارهای موجود ، از جمله ابزارهای سیاست پولی غیر متعارف ، برای دستیابی به اهداف بانک مرکزی کافی نیستند. در حقیقت ، برخی معتقدند که شرایط فعلی ابزارهای نوآورانه تری را معرفی می کند. این "سیاست های غیر متعارف غیر متعارف" شامل تأمین اعتبار هزینه های عمومی (یا کاهش مالیات) از طریق چاپ پول است - ایده ای که توسط میلتون فریدمن "پول هلیکوپتر" خوانده می شد. این سیاست ها همچنین شامل از بین بردن ارز و تعیین نرخ بهره اسمی قابل ملاحظه ای است.
برخی دیگر احساس می کنند که حتی اگر ابزارهای فعلی ممکن است در حال حاضر کافی باشد ، لازم است که یک تجدید نظر اساسی تر از ابزارهای سیاست پولی انجام شود تا اطمینان حاصل شود که بانک مرکزی آماده مقابله با بحران های آینده در هنگام بروز آنها است.
در برابر گسترش بیشتر ابزارهای سیاست پولی ، برخی معتقدند که QE در صورت ادامه و گسترش ، کافی است. افزایش بیشتر اندازه ترازنامه بانک مرکزی یا ایجاد این مجموعه از ابزارها دائمی تر فضای کافی را برای مداخله بیشتر بانک انگلیس می گذارد. علاوه بر این ، آنها استدلال می كنند كه تغییرات در ترتیبات سیاست پولی فعلی كه با تصویب این ابزارها ضروری است ، بسیار نامشخص و یا بسیار پرهزینه است (به عنوان مثال ، تسلیم استقلال و اعتبار پولی سخت درآمد ، یا تغییر اساسی در سیستم های پرداخت در جامعه).
سوال دوم در بررسی CFM از کارشناسان پرسید که آیا آنها معتقدند ابزار بانک مرکزی به ابزارهای جدید دیگری نیاز دارد تا به ابزارهای بالقوه سیاست های پولی تبدیل شود (دوباره نادیده گرفتن اینکه آیا آنها معتقدند که شرایط فعلی نیاز به چنین ابزاری دارد). در زمینه این سؤال ، عملیاتی کردن ابزارها به این معنی است که بانک مرکزی هرگونه اقدامات لازم را برای اضافه کردن ابزار به منوی گزینه های احتمالی سیاست خود انجام می دهد ، حتی اگر استفاده فوری از این سیاست ها انجام نشود. سیاست های جدیدی که اولین هدف آنها ثبات مالی است در این سوال مورد توجه قرار نگرفت.
سوال 2: آیا شما موافق هستید که بانک های مرکزی باید استفاده از این ابزارهای جایگزین سیاست پولی غیر متعارف را برای استفاده یا در کوتاه مدت یا در آینده به عنوان شرایط اقتصادی عملیاتی کنند؟

The experts are weakly in favour of these alteatives, as slightly more than half agree, with only 36% disagreeing. But it is those who disagree that are more vocal in their opinions, justifying them at greater length.
Ethan Ilzetzki (LSE) فکر می کند که این ابزارها، و به ویژه پول هلیکوپتر، به وضوح عملیات مالی هستند: "من از استفاده از سیاست مالی به عنوان یک ابزار ضد چرخه حمایت می کنم، اما معتقدم که این باید در حیطه اختیارات خزانه داری باشد. پول هلیکوپتر ممکن است راهی برای بهره برداری از استقلال بانک انگلستان برای دور زدن روند سیاسی باشد، اما من فکر می کنم این کار عاقلانه ای نیست.» کیت بارکر (Credit Suisse) به نکته مشابهی اشاره می کند.
دیوید مایلز (کالج امپریال) معتقد است که پول هلیکوپتر احتمالاً تأثیری نخواهد داشت: «اگر سؤال در مورد سقوط هلیکوپتر است، من موافق نیستم که احتمالاً آنها ابزار مفیدی هستند... توزیع اسکناس های تازه چاپ شده در ازای بدهی دولت. در واقع، تقریباً بلافاصله به ذخایر تبدیل می شود. اگر ذخایر سود بپردازند - همانطور که اکنون انجام می دهند و فکر می کنم باید - پس «چاپ پول» صرفاً تأمین مالی مخارج دولت توسط استقراض دولت به نرخ بانکی است، کاری که به هر حال می تواند با انتشار اسناد خزانه انجام دهد.»
به طور کلی تر، ووتر دن هان (LSE) نسبت به داشتن ابزارهای بیشتر بدبین است: «برای من روشن نیست که دستیابی به اهداف بانک های مرکزی با این ابزارهای کاملاً انقلابی قابل مدیریت تر می شود. در واقع، هدایت کشتی در طوفان ممکن است زمانی دشوارتر شود که کاپیتان کنترل های زیادی داشته باشد و درک اینکه چه اتفاقی قرار است رخ دهد برای ملوانان کشتی و سایر کشتی ها دشوارتر می شود.»
مایکل مک ماهون (وارویک) به این نتیجه می رسد که اگرچه این سیاست های جایگزین باید مورد مطالعه قرار گیرند، اما برای اجرا آماده نیستند: «روشن است که بانک های مرکزی باید در مورد عملی بودن تعدادی از ابزارهای جایگزین برای استفاده احتمالی در آینده فکر کنند، اما من فکر می کنم. من در حال حاضر نمی توانم به طور کامل از عملیاتی شدن آنها دفاع کنم.
نیکلاس اولتون (LSE) از میان کسانی که موافق هستند که بانک های مرکزی باید ابزارهای جایگزین را عملیاتی کنند، فکر می کند که این سیاست ها از قبل اعمال شده اند، فقط به صورت پنهانی: «در مورد بریتانیا، ما در واقع استفاده از پول هلیکوپتر را از آن دوره عملیاتی کرده ایم. QE فعال با کسری بودجه بزرگ همزمان شد.
سایمون رن لوئیس (آکسفورد) موافق است که سیاست ها مالی هستند، اما این را یک فضیلت می داند: «یکی از عوارض جانبی نامطلوب استقلال بانک مرکزی این است که دولت ها دیگر قادر به انجام محرک های مالی با تأمین مالی پول در یک رکود عمیق نیستند. دولت ها و بانک های مرکزی باید به هر طریقی این موضوع را اصلاح کنند.»
سرانجام ، آنگوس آرمسترانگ (انستیتوی ملی تحقیقات اقتصادی و اجتماعی) دفاع احتیاطی را از این سیاست ها ارائه می دهد: ‘از دیدگاه مدیریت ریسک ، عملیاتی کردن ابزارهای جایگزین حداقل برای مدت نزدیک محتاطانه خواهد بود. در حقیقت ، اگر ابزارهای جایگزین با توجه به شرایط اقتصادی خارق العاده و خرابی در پیش بینی عملیاتی نشوند ، می توان آن را سهل انگاری قلمداد کرد. "
- این پست در ابتدا در VOX ظاهر شد و مبتنی بر مرکز بررسی اقتصاد کلان نقش آینده (UN) سیاست پولی غیر متعارف معمولی است.
- این پست نظرات نویسندگان خود را ارائه می دهد ، نه موقعیت بررسی LSE Business Review یا دانشکده اقتصاد لندن.
- اعتبار تصویر برجسته: رومی سوتوک د ر-2. 0
- قبل از اظهار نظر ، لطفاً سیاست نظر ما را بخوانید.
Wouter Den Haan استاد اقتصاد LSE و مدیر مرکز اقتصاد کلان است. علایق اصلی تحقیق وی در اقتصاد کلان ، نقش اصطکاک در بازارهای مالی و کار برای چرخه های تجاری ، مدل های چرخه تجارت با عوامل ناهمگن و اقتصاد محاسباتی است. وی دارای مدرک دکترای اقتصاد از دانشگاه کارنگی ملون است.
مارتین الیسون یک اقتصاددان انگلیس است. وی استاد اقتصاد در دانشگاه آکسفورد و همکار کالج Nuffield است. وی دکترای خود را در سال 2001 از موسسه دانشگاه اروپا در فلورانس به دست آورد. الیسون قبل از وابستگی فعلی خود در دانشگاه آکسفورد به عنوان مشاور بانک انگلیس و به عنوان استاد دانشگاه وارویک کار کرده است. او متخصص در اقتصاد کلان است. پایان نامه دکتری وی با عنوان "Money Matters: چهار مقاله در مورد اقتصاد پولی" عنوان شده است. علاقه اصلی تحقیق وی سیاست پولی است و وی در حال ویرایش چندین ژورنال در زمینه اقتصاد است.
ایتان ایلزتسکی استادیار اقتصاد در LSE است. وی همکار در مرکز اقتصاد کلان و مرکز عملکرد اقتصادی است. علایق پژوهشی وی در اقتصاد کلان ، امور مالی بین المللی و سیاست مالی است. وی دارای مدرک دکترای اقتصاد از دانشگاه مریلند است.
مایکل مک ماهون استادیار اقتصاد در دانشگاه وارویک است. او همچنین یک همکار تحقیقاتی با مرکز اقتصاد کلان (CFM) ، وابسته تحقیقاتی با مرکز تحقیقات سیاست اقتصادی (CEPR) و مرکز تجزیه و تحلیل کلان اقتصادی کاربردی (CAMA ، ANU) ، اقتصاددان مشاور بین المللی در موسسه آموزش صندوق بین المللی پول در صندوق بین المللی پول است ویک محقق بازدید کننده در بانک انگلیس. وی دارای مدرک دکترای اقتصاد از LSE است. علایق تحقیقاتی دکتر مک ماهون اقتصاد کلان چرخه های تجاری است. اقتصاد پولی ؛موجودی و اقتصاد سنجی کاربردی.
ریکاردو ریس استاد اقتصاد در LSE است ، در مرخصی از دانشگاه کلمبیا. وی دکترای خود را در اقتصاد از دانشگاه هاروارد در سال 2004 دریافت کرد. وی به طور گسترده منتشر کرده است و در مجلات دانشگاهی پیشرو تعدادی از مقام های سرمقاله داشته است. وی یک همکار تحقیقاتی در CFM و NBER ، عضو پژوهش در مرکز تحقیقات سیاست اقتصادی است و همچنین عضو هیئت مشاوره سالانه کلان NBER است. دکتر ریس مشاور دانشگاهی هیئت مدیره فدرال رزرو نیویورک و ریچموند است.
اخبار رمز ارزها...
ما را در سایت اخبار رمز ارزها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : منیژه سلیمی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
9 تير
1402 ساعت: 20:09