آنچه سرمایه داری در اولویت قرار می دهد ، جهان بیشتر از این کار می کند. بنابراین چگونه می توانیم سرمایه داری را تغییر دهیم تا بر آنچه انسان واقعاً می خواهد و به آن نیاز دارد متمرکز شود؟کارآفرین اندرو یانگ یک پیشنهاد شگفت آور دارد.
به فعالیتهای موجود در لیست زیر فکر کنید:
فرزندپروری یا مراقبت از عزیزانی که در حال تدریس یا پرورش کودکان در ایجاد هنر ، موسیقی ، رقص در مناطق مبارز در نزدیکی زادگاه ما هستند که خواندن محیط زیست یا نوشتن برای لذت یا رشد شخصی را برای ایجاد شخصیت های بهداشتی پیشگیرانه برای بچه ها ، تیم خود ، خودتان ایجاد می کنید. ارتباط با سرگرمی در دولت محلی
بیشتر ما برخی یا بسیاری از این کارها را انجام می دهیم - و معمولاً ما آنها را برای پول انجام نمی دهیم. آنچه این فعالیت ها به آن افزوده می شود همان چیزی است که ما ممکن است یک زندگی عادی بنامیم ، یک زندگی کاملاً مراقبت و شخصیت ، سرشار از جامعه و خلاقیت و تعادل. وقتی این کارها را انجام می دهید ، خود را به عنوان شرکت در سرمایه داری فکر نمی کنید.
اما واقعیت این است که سرمایه داری دنیای مدرن را حرکت و انرژی می دهد. و آنچه سرمایه داری ارزش دارد ، جهان ما بیشتر انجام می دهد. آنچه این کار را نمی کند ، ما کمتر از آن استفاده می کنیم. بسیاری از ما احساس می کنیم فعالیت های یک زندگی عادی سخت تر و سخت تر می شود. بنابراین این سؤال مطرح می شود: در سیستمی که سرمایه داری یک تعیین کننده اصلی ارزش است ، چگونه می توانیم آنچه را که واقعاً به عنوان انسان ارزش قائل هستیم ، حفظ کنیم ، چه چیزی برای ما فراتر از پول است؟
من کسی هستم که برای شکوفایی و تسلط در سیستم سرمایه داری ما تحصیل کرده ام. و اعتقاد عمیق من اکنون این است: باید تغییر کند. من یک فارغ التحصیل Ivy League هستم که 59 درصد از همسالانم را به یکی از چهار شغلی که همه ما انجام می دهیم - وکیل ، مشاور مشاغل ، امور مالی ، فناوری - در یکی از چهار شهر ایالات متحده که همه ما به آن حرکت می کنیم ، دنبال کردم. کنار گذاشتن زادگاه ما و رویاهای که برای اولین بار الهام بخش موفقیت تحصیلی ما بود. من تماشا کردم که بهترین جوانان تحصیل کرده این کشور در شغلی قرار می گیرند که برای برداشت و تمرکز ثروت طراحی شده اند و ساعات مجنون برای پرداخت وام های مجنون کار می کنند. و دوستان زادگاه من که در مسیر Ivy League به پایان نرسیدند ، با آینده ای تاریک روبرو هستند ، زیرا اتوماسیون شغل های بیشتری را در شهرهای سراسر آمریکا از بین می برد و جوامع و خانواده ها را مختل می کند. مهم نیست که در کجا ما روی نردبان اقتصادی و اقتصادی ایستاده ایم ، آینده "زندگی عادی" خوب به نظر نمی رسد.
در ایالات متحده و در بیشتر جهان توسعه یافته ، شکل فعلی سرمایه داری ما در تولید استاندارد فزاینده ای از زندگی برای اکثر شهروندان خود ناکام است. وقت آن است که به روزرسانی شود. آدام اسمیت ، اقتصاددان اسکاتلندی که ثروت ملل را در سال 1776 نوشت ، اغلب به عنوان پدر سرمایه داری مدرن تلقی می شود. ایده های او - که "دست نامرئی" بازار را راهنمایی می کند. که تقسیم کار وجود دارد و باید وجود داشته باشد. و این علاقه به خود و رقابت منجر به ایجاد ثروت می شود-آنقدر درونی شده اند که بیشتر ما آنها را به عنوان اعطا می کنیم.
امروز ، بسیاری از مردم "سرمایه داری" را با "سوسیالیسم" ، مالکیت اجتماعی یا کنترل دموکراتیک صنایع متضاد دارند. درک این است که سرمایه داری - همانطور که به ویژه توسط غرب و ایالات متحده تجسم یافته است - با ایجاد رشد و ثروت عظیم و بالا بردن استاندارد زندگی میلیاردها نفر ، جنگ ایده ها را به دست آورد. در مقابل ، سوسیالیسم - به نمایندگی از اتحاد جماهیر شوروی ، که در سال 1991 فرو ریخت ، و چین ، که رویکرد خود را در دهه 1980 تعدیل کرد - در عمل کار نکرد و کاملاً بی اعتبار بود.
این ارزیابی پیروز شدن سرمایه داری بر سوسیالیسم ، چند نکته مهم را از دست می دهد. اول ، هیچ چیز به عنوان یک سیستم سرمایه داری خالص وجود ندارد. از زمان اختراع پول در حدود 5000 سال پیش ، اشکال مختلفی از اقتصادهای سرمایه داری وجود داشته است. شکل فعلی سرمایه داری نهادی و سرمایه داری فقط آخرین نسخه های مختلف است. به همین ترتیب ، در حال حاضر اشکال زیادی از سرمایه داری در سراسر جهان وجود دارد. به عنوان مثال ، سنگاپور از نظر تولید ناخالص داخلی سرانه چهارمین کشور ثروتمند جهان است. از سال 2009 نرخ بیکاری 2. 2 درصد یا پایین تر از آن برخوردار است و به عنوان یکی از آزادترین و آزادترین اقتصاد طرفدار تجارت در جهان در نظر گرفته می شود. با این حال ، دولت در سنگاپور به طور مرتب سیاست سرمایه گذاری را شکل می دهد و شرکت های مرتبط با دولت بر ارتباطات ، امور مالی و رسانه ها به روش هایی که در آمریکا ، نروژ ، ژاپن یا کانادا غیرقابل تصور باشد ، حاکم هستند. مانند سنگاپور ، شکل سرمایه داری بسیاری از کشورها نه با دست غیب - بلکه با سیاست روشن دولت هدایت می شود.
نوع جدیدی از اقتصاد سرمایه داری را تصور کنید که به حداکثر رساندن بهزیستی و تحقق انسان باشد. این اهداف و تولید ناخالص داخلی گاهی اوقات دست به دست هم می روند ، اما مواقعی وجود خواهد داشت که آنها تراز نمی شوند. به عنوان مثال ، یک شرکت هواپیمایی که مسافرانی را که قبلاً سوار هواپیما شده بودند برای به حداکثر رساندن سودآوری خود ، برای سرمایه مناسب اما برای مردم بد خواهد بود. همین مسئله در مورد یک شرکت دارویی نیز برای شارژ میزان اخاذی برای یک داروی صرفه جویی در زندگی انجام می شود. بیشتر آمریکایی ها موافقت می کنند که شرکت هواپیمایی باید درآمد از دست رفته را بپذیرد و شرکت دارویی حاشیه سود متوسطی را می پذیرد. اما اگر این ایده بارها و بارها در سراسر اقتصاد تکرار شود ، چه می شود؟بیایید آن را سرمایه داری انسانی محور بنامیم-یا سرمایه داری انسانی به طور خلاصه.
سرمایه داری انسانی چند اصول اصلی خواهد داشت: 1. بشریت از پول مهمتر است. 2. واحد اقتصاد هر شخص است ، نه هر دلار. 3. بازارها برای خدمت به اهداف و ارزشهای مشترک ما وجود دارند.
در تجارت ، این جمله وجود دارد که "آنچه اندازه گیری می شود مدیریت می شود" ، بنابراین ما باید اندازه گیری چیزهای مختلف را شروع کنیم. مفاهیم تولید ناخالص داخلی و پیشرفت اقتصادی تا رکود بزرگ وجود نداشت. با این حال ، هنگامی که اقتصاددان سیمون کوزنتس آن را در سال 1934 به کنگره معرفی کرد ، هشدار داد ، "رفاه یک ملت می تواند ... به سختی از اندازه گیری درآمد ملی همانطور که در بالا تعریف شد ، استنباط می شود."تقریباً مثل این است که او نابرابری درآمدی و مشاغل بد را دید.
سیستم اقتصادی ما باید تغییر کند تا روی بهتر شدن تعداد افراد متوسط متمرکز شود. به جای اینکه بشریت ما را برای خدمت به بازار بکشاند ، سرمایه داری برای خدمت به اهداف و اهداف انسانی باید ساخته شود.
علاوه بر تولید ناخالص داخلی و آمار شغلی ، دولت می تواند اندازه گیری هایی مانند: متوسط آمادگی جسمانی و کیفیت سلامت روان از زیرساخت های سالمندان را در نرخ ازدواج با کیفیت و مرگ و میر موفقیت ناامیدی اتخاذ کند. سوء استفاده از مواد واریانس دما جهانی و سطح دریای دریای مجدد افراد زندانی و میزان جرم و جنایت ، پویایی شورش هنری و فرهنگی و تحرک سهام اجتماعی و اقتصادی مشارکت مدنی و پاسخگویی سایبری پاسخگویی و تکامل دولت
این ساده خواهد بود که اندازه گیری هایی را برای هر یک از این موارد تعیین کرده و به صورت دوره ای آنها را به روز کنید. این شبیه به آنچه استیو بالمر (TEDXPENNSYLVANIAAVEUNT TAKE: ملت ما در تعداد) در USAFACTS.org تنظیم شده است. همه می توانند ببینند که ما چگونه کار می کنیم و در مورد پیشرفت گالوانیزه می شویم.
این می تواند به یک سیستم اعتبار اجتماعی دیجیتال (DSC) متصل شود، که در آن افرادی که به حرکت جامعه در جهت خاصی کمک می کنند ممکن است پاداش دریافت کنند. به عنوان مثال، روزنامه نگاری که منبع زباله را کشف کرده است یا هنرمندی که یک شهر را زیبا کرده است یا هکری که شبکه برق ما را تقویت کرده است، می تواند با اعتبار اجتماعی پاداش بگیرد. همچنین ممکن است کسی که به فرد دیگری کمک کرده تا از اعتیاد بهبود یابد، یا به سازگاری یک محکوم سابق به نیروی کار کمک کند. حتی فردی که سطح بالایی از آمادگی جسمانی خود را حفظ کرده و به دیگران در انجام این کار کمک می کند، می تواند پاداش و شناخته شود.
شاید با ناباوری به مفهوم «اعتبارات اجتماعی» لبخند بزنید، اما این مفهوم بر اساس سیستمی است که در حال حاضر در حدود 200 جامعه در سراسر ایالات متحده استفاده می شود: بانکداری زمان. در بانکداری زمان، مردم با انجام کارهای مفید مختلف، زمان را مبادله می کنند و در جوامع خود اعتبار ایجاد می کنند - حمل و نقل یک کالا، پیاده روی با سگ، تمیز کردن حیاط، پختن غذا، فراهم کردن سفری برای پزشک، و غیره. ایالات متحده توسط ادگار کان، استاد حقوق و فعال ضد فقر در اواسط دهه 1990 به عنوان راهی برای تقویت جوامع.
علی رغم موفقیت بانک های زمان در برخی جوامع، تا حدی به این دلیل که به سطح معینی از مدیریت و منابع برای کار کردن نیاز دارند، در ایالات متحده به این میزان دست پیدا نکرده اند. اما یک نسخه سوپرشارژ بانکداری زمان را تصور کنید که توسط دولت فدرال پشتیبانی می شود، جایی که علاوه بر ارائه ارزش اجتماعی، ارزش پولی واقعی نیز در زیربنای آن وجود دارد.
دولت می تواند مقادیر قابل توجهی از DSCها را به عنوان جوایز و مشوق برای ابتکارات عمده در نظر بگیرد. به عنوان مثال، آنها می توانند 100 میلیون DSC برای کاهش سطح چاقی در می سی سی پی یا 1 میلیارد DSC برای بهبود نرخ فارغ التحصیلی دبیرستان در ایلینویز اختصاص دهند و سپس به مردم اجازه دهند اقدامات مختلفی برای جمع آوری آن انجام دهند. شرکت ها می توانند در رسیدن به اهداف و ایجاد و حمایت از کمپین هایی پیرامون دلایل مختلف کمک کنند. سازمان های غیرانتفاعی و سازمان های غیردولتی DSC ها را بر اساس میزان خوبی که انجام می دهند تولید می کنند و سپس آن را بین داوطلبان و کارمندان توزیع می کنند. سازمان ها و طرح های جدید می توانند به جای پول توسط DSC ها تأمین مالی شوند، زیرا مردم با ارسال امتیاز به داخل «رای می دهند».
ما می توانیم یک اقتصاد موازی کاملاً جدید پیرامون خیر اجتماعی ایجاد کنیم.
البته بی تفاوت ترین افراد از نظر اجتماعی احتمالاً همه این ها را نادیده می گیرند. اما بسیاری از مردم پاداش و احساس ارزشمند بودن را دوست دارند. من وسواس زیادی دارم که کارت 10 پانچ را برای یک ساندویچ رایگان در اغذیه فروشی خود تکمیل کنم. ما می توانیم سطوح بی سابقه ای از فعالیت های اجتماعی را بدون صرف هزینه های زیاد افزایش دهیم. DSC ها می توانند از دلار سردتر شوند، زیرا می توانید میزان موجودی خود را تبلیغ کنید و از نظر اجتماعی قابل قبول است.
قدرت این بازار و ارز جدید قابل اغراق نیست. بسیاری از کارآفرینان، فن آوران و جوانانی که من می شناسم در حال تلاش برای کار روی مشکلات ما هستند. اگر بتوانیم راهی برای کسب درآمد و سنجش این اهداف ایجاد کنیم، می توانیم از نبوغ و انرژی کشور برای بهبود زندگی میلیون ها نفر استفاده کنیم.
من طرفدار دولت بزرگ نیستم. هرچه یک سازمان بزرگتر باشد، اغلب دست و پا گیرتر و مضحک تر می شود. من همچنین با افرادی در بالاترین سطوح دولتی وقت گذرانده ام، و شگفت آور است که بیشتر آنها چقدر احساس گیر کرده اند. یکی از نمایندگان کنگره به من گفت: "من فقط سعی می کنم یک کار بزرگ را در اینجا انجام دهم تا بتوانم به خانه برگردم."او در آن زمان 7 سال در کنگره بود. یکی دیگر به شوخی گفت که حضور در DC مانند حضور در رم است، با سنگ مرمر آنجا به شما یادآوری می کند که هیچ چیز تغییر نخواهد کرد.
اما من به این نتیجه رسیده ام که راهی جز سازماندهی مجدد اقتصاد توسط دولت فدرال برای ایجاد این تغییرات وجود ندارد. حتی ثروتمندترین و جاه طلب ترین نیکوکاران و شرکت ها یا در مقیاس اشتباهی فعالیت می کنند یا ذینفعان متعددی دارند که حفظ تعهدات بزرگ و بلندمدت را دشوار می کنند. ما به مشکلات تریلیون دلاری خیره شده ایم و به راه حل های متناسب نیاز داریم. ما در یک بحران کند هستیم که در شرف سرعت گرفتن است.
سخنرانی اندرو یانگ در TEDxGeorgetown را اینجا ببینید:
درباره نویسنده
اندرو یانگ بنیانگذار Venture for America است، یک سازمان غیرانتفاعی بزرگ که فارغ التحصیلان برتر کالج را به مدت دو سال در استارت آپ ها در شهرهای نوظهور ایالات متحده قرار می دهد تا رشد شغلی ایجاد کند و نسل بعدی کارآفرینان را آموزش دهد. او مدیرعامل، یکی از بنیانگذاران یا اجرایی تعدادی از شرکت های فناوری و آموزش بوده است. مستندی به نام «نسل استارت آپ» که یانگ و سرمایه گذاری برای آمریکا را به نمایش می گذارد در سال 2016 منتشر شد و در نتفلیکس و سایر پلتفرم های استریم در دسترس است.